آیا شما قادر به دیدن چهره این مرد هستید؟

امروز با این عکس آشنا شدم و خیلی خوشم اومد و براتون می گذارم. واقعا جالب است!البته ممکن هم هست که یک خورده قدیمی باشد!! 

Can you find the human face which is hidden in these coffee beans?Doctors have concluded that if you can find the face in the coffee beans in 3 seconds, the right half of your brain is better developed than most people. If you find the face between 3 seconds and 1 minute, your right half of the brain is developed normally. If you find the face between 1 minute and 3 minutes, then the right half of your brain is functioning slowly and you need to eat more protein. If you have not found the face after 3 minutes, the advice is to look for more of this type of exercise to make that part of the brain stronger!

دکتر ها نتیجه گرفته اند که اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره سمت راست مغز شما، بهتر از سایر مردم کار میکنه. اگه بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، یعنی عادی هستید. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشه، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکنه و باید پروتئین بیشتری میل بفرمایید. اگه هم نه، بیشتر از ۳ دقیقه طول کشید تا پیداش کنید، پیشنهاد میکنم از این تمرین ها بیشتر پیدا کنید و انجام بدید تا شاید بهتر بشید.

تصویر مرد را پیدا می کنید؟

تبلیغات زشت

نمونه ای از تبلیغات بلاگفا شما با دیدن این تبلیغ چه احساسی می کنید؟

همانطور که متوجه شدید این یکی از تبلیغاتی است که در سایت بلاگفا در گوشه بالای صفحه به نمایش در می آید. این تبلیغ ما را به سایتی می برد که خدمات ارزنده ای!!! مانند

  • در آوردن شماره تلفن در چت

  • باز کردن وب کم دیگران

  • گرفتن پسورد

  • وارد شدن به سیستم های دیگران و کلی کارهای جالب دیگر!! را به شما آموزش می دهد

فقط یک لحظه صبر کنید. فرض کنید همانطور که ما تبلیغات سیستم های انگلیسی زبان را می بینیم یک فردی مثلا آمریکایی که چهره سیاهی چنین تبلیغی را ببیند. آیا دیدی سیاهتر نسبت به جامعه کاربران ایرانی پیدا نمی کند؟ شاید بشود گفت که مثلا در آمریکا چنین تبلیغاتی را می توان بسیار بیشتر یافت ولی آیا در بزرگترین سرویس آمریکایی انباشته از این تبلیغات است؟ من بعد از 3 بار رفرش کردن یک صفحه به تبلیغی رسیدم که بعد از پیگیری به سایتی می رسید که یک سی دی را با قیمت 8000 تومان به فروش می رساند که خدماتی مشابه را ارائه می کند (این سایت). فکر می کنم شما هم تا به حال چنین تبلیغاتی را بسیار دیده اید. آیا شما نیز با دیدن چنین تبلیغی به فرهنگ زیبای مردم آزاری و علاقه به هک مردم که دلیل استقبال از چنین برنامه هایی است در بین مردم ایران اذعان نمی کنید که چنین تبلیغی در معتبر ترین سرویس اینترنتی اشان به وفور یافت می شود؟ ای کاش بلاگفا بر تبلیغاتش نظارت بیشتری می کرد.

* بلاگفا یک نمونه است. متاسفانه این پدیده در بسیاری از سرویس هایی که سیستم مالی آنان تبلیغات مدار است قابل مشاهده است.  

انتشار سیستم عامل جدید ویندوز

  • به بهانه عرضه نخستین ورژن ویندوز در 20 نوامبر 1985 (20 آبان 64 ) 

کامپیوتر هنوز یک سیستم خیلی پیچیده بود که باید متخصص می بودی تا بتوانی از آن سر در بیاوری وگرنه فقط می توانستی در حد همان بازی های ساده DOS استفاده کنی و متخصص ها کم اند، خسیس اند، واسشان به جیبشان است و به راحتی نمی توان با استفاده از آنان پولدار شد. اما مردم عادی چند میلیارد است و نابغه (بیل گیتس) از درون گاراژ آنان را هدف گرفته بود. بیل و دارو دسته اش وقتی که بزرگ شده اند تصمیم گرفتند رویای بچگی اشان را عملی کنند، رویای هر نفر یک کامپیوتر و باید برای این کار کامپیوتر ها را همه فهم می کردند ، یعنی کاری کنند که کسی در کامپیوتر گم نشود. در سال 1385آنها اولین قدم را برداشتند، ویندوز، نام سیستم عاملی بود که کار با کامپیوترها را راحت می کرد و باید با سیستم عامل اپل رقابت می کرد. چند سال طول کشید تا پنجره ها جای خود را در دل کامپیوترهای خانگی باز کردند. کار با کامپیوترها بوسیله آنها انقدر راحت شده بود که نسلی از کامپیوترها با نام کامپیوترهای PC وارد بازار شد. ویندوز 95 انقلابی ایجاد کرده بود و به رغم ایراداتی که اهل فن می گرفتند که ویندوز مار خوش خط و خالی است امنیت مناسبی ندارد، تحت شبکه خوبی نیست، کند است و سیستم های دیگر بهتر است ویندوز کار خود را می کرد.در سال 2004 یکی از مدیران مایکروسافت اعلام کرد تقریبا 90 درصد سیستمهای عامل دنیا با ویندوز کار می کنند. هنوز بیل گیتس به کسی نگفته است مهره مار ویندوز چیست که ما را به سوی آن می کشاند. هنوز کسی نمی تواند مرا قانع کند که از ویندوز دست بکشم و به حیواناتی مانند میمون شجاع یا آهویی چابک پناه ببرم. هر چه که هست الان هر که می خواهد کامپیوتر بخرد می گوید:

ای مهربان برای من چراغی بیاور، یک پنجره ( همان ویندوز احتمالا!! )که از آن به ازدحام خوشبختی کوچه بنگرم. 

تبلیغات وب را منهدم نمی کنم

چندی پیش دکتر مزیدی در پست تبلیغات وب را منهدم کنید روش از بین بردن تبلیغات سیستم هایی را که بر پایه تبلیغات تامین هزینه های خود را می کردند را بوسیله افزونه ای برای فایرفاکس ارائه کردند. ایشان برای این که این مسئله را مسئله ای اخلاقی جلوه دهند ( در مقابل کسانی که می گویند : بعبارتی با این کار بسیاری از سایتها و سرویسها(خصوصا سایتهای ایرانی) منبع درآمد اصلی خود را از دست می‌دهند؛ آیا این روش به نوعی ضربه زدن به این عزیزان نیست؟ ) جواب هایی ر ارائه فرمودند. در اینجا می خواهم دیدگاه خودم را کاملا ارائه کنم

دکتر می گوید : این روش فقط و فقط برای کاربران فایرفاکس ممکن است.در حالی که بالای 75-80 درصد کاربران دنیا از اینترنت اکسپلورر استفاده می‌کنند (در کشور ما احتمالا این آمار بالاتر هم هست). در نتیجه این روش چندان خللی در کسب درآمد اصلی سایتها ایجاد نمی‌کند. پس در مورد حوزه استفاده از این ترفند نباید غلو کرد. از طرفی اکثر کاربران فایرفاکس را افرادی تشکیل می‌ دهد که تجربه ثابت کرده، کمتر می‌توان از انها چشم امیدی برای دنیای تبلیغات داشت.

در جواب دکتر این مسئله مطرح می گردد که آیا مجبور کردن یک موسسه خصوصی برای این که یا باید به حرف ما گوش دهد یا ضربه بخورد درست است؟ آیا اگر یک موسسه نخواهد از روش های آلترناتیو استفاده کند باید توسط ما سیستم تبلیغاتی اش حذف شود؟ آزادی استفاده از سرمایه چه می شود؟ شما می فرمایید :

سیاری از روشهای تبلیغاتی در سرویسها و سایتها (بخصوص وطنی؛ حال چه داخل کشور و چه خارج از کشور) بسیار قدیمی و پوسیده است. هنوز در بعضی سایتها از تبلیغات فلش آزاردهنده استفاده می‌شود. بنظرم استفاده و از آن مهمتر گسترش این ترفند در بین کاربران اینترنتی برای بالا بردن کیفیت صنعت تبلیغات در سایتهای ایرانی الزامی است 

آیا مجبور کردن یک موسسه برای بالابردن کیفیت تبلیغات به زور یک روش دمکراتیک است؟ آیا ما نمی توانیم از سیستم وبلاگ نویسی این سایت استفاده نکنیم تا به نوعی محترمانه تحریم کرده باشیم تا اینکه به زور کسی را مجبور کنیم. همانطوری که محسن عزیز می گوید در قوانین سایتی مانند بلاگفا کاملا ذکر شده که مسلما برای خوانندگان یک وبلاگ هم لازم الاجراست. کم و زیاد هم ندارد چون یک ریال ضرر هم یک ریال است. مهم مقدار نیست مهم نفس کار است.

 مثال خوب کوشای عزیز است. کوشا نمی گوید که تبلیغات را بهتر می کنم چون اگر می توانست مطمئنا بهتر می کرد. می گوید فایرفاکسی ها را بلوکه می کنم. این جوری خود شما به عنوان یک فایرفاکسی نه تنها حق آزادی که می خواستی با حذف تبلیغات به دست بیاوری به دست نمی آوری بلکه مجبوری حقی که برای آزادی در انتخاب مرورگر هم داشتی را هم از دست بدهی!

در ضمن روش الترناتیوی که در تبلیغات در وب دو مطرح فرمودید فقط روشی است که باید با درنظر گرفتن امکانات خود سرویس دهنده به سرویس دهنده یاد آور شد و نه با جبر! فکر نمی کنم وجود یک روش دیگر باعث شود که ما به حق آزادی یک سرویس دهنده ارزش ندهیم!!

در هر حال من یا تبلیغات وب را منهدم نمی کنم یا قبول می کنم که کارم از نظر اخلاقا درست نیست!

فیلترشکن جدید و به روز

دیروز شمع کوچک درباره کلماتی که کاربران از طریق جستجوی آنان به وبلاگ ایشان راهنمایی می شوند نوشته بودند. در پست جست و جو  ایشان عکسی گذاشتند که نشان از عمق فاجعه می داد و نشان می داد که اکثر جست و جو گران از ططریق کلمه سکسی به وبلاگ ایشان راهنمایی شده اند. جالب است که من آمدم خودم را آزمایش کنم ببینم درمورد وبلاگ من چگونه است. حالا من را داشته باشید که با اطمینان از ین که چنین مطالبی در وبلاگم ندارم و مطالبم همه مفید!! است به آمار وبلاگم رفتم. چشمتان روز بد نبیند مهمترین کلمه ای که به وبلاگ من راهنمایی می کند چیزی نیست جز قیلترشکن!!!! :(

 دیگر داشتم شاخ از خود صادر می کردم که من که اصلا از چنین کلمه ای استفاده نمی کنم. چطور همچنین چیزی شده؟ ( من از کلمه ساماندهی!! به جای فیلترینگ استفاده می کنم) . به طرز عجیبی شوکه شدم و سریع به گوگل رفتم و کلمه قیلترشکن را وارد کردم و …  خودتان اینجا را ببینید ( نهمین نتیجه!! ). جالب است کلماتی مانند فیلترشکن روز ، فیلتر شکن به روز ، فیلتر شکن جدید، فیلترشکن توپ و از این دست کلماتی بوده که اگر جستجو می کردند به وبلاگ من می رسیدند. راستش دیگر رویمان نشد برویم آنها را هم دنبال کنیم ببینیم چه جوری به وبلاگ من رسیده اند. شما نمی دونید گوگل رو کی فیلتر می کنند راحت شویم ;)  

شرایط خواندن این وبلاگ

    قول بده که هرگز با من موافق نباشي، حداقلش اين که کاملا يا في البداهه موافق نباشي. قول بده که هميشه دنبال موضوعي براي مخالفت خواهي گشت، دنبال استثناهايي براي چيزهايي که من نوشته ام و استدلال هايي که به نظرت بي ربط و غلط مي رسد. اين طوري به من فرصت مي دهي که ازت ياد بگيرم.