من و بازار شب عید و غیبتهای طولانی
اسفند 22, 1386 نوشته های خارج از صفر و یک
اگر حقیقت ماجرا را بخواهید باید عرض کنم که من در کار پوشاک هم فعالیت می کنم. فکر کنم که خودتان بتوانید بقیه ماجرا را حدس بزنید. شب عید است و بازاری های لباس باید تمام فروششان را برای سال بکنند تا آخر سال خوبی را تجربه کنند.
سالی که بد بسته شود کلا سال بدی خواهد بود. این حقیر هم که شب عیدی باید تمام تلاش خودم را بکنم برای فروش بیشتر! البته این یکی از کارهای بنده است که باعث شده است در روزهای پایانی سال کمتر مزاحم اوقات شریف شما بشوم. اما الان کمی بیشتر می توانم در این وبلاگ بنویسم. برای همین سعی می کنم در روزهای پایانی سال کمی بیشتر در خدمت شما باشم. و به شما هم حق می دهم که از من انتظار داشته باشید حداقل کم کاری خودم را در این روزهای پایانی سال با مطالب خواندنی و جذاب جبران کنم. برای همین من هم تمام تلاشم را می کنم که در این روزهای پایانی سال بیشتر و بهتر در خدمت شما باشم. سعی بسیار زیادی هم می کنم که در روزهای عید مطالبم را بسیار خواندنی تر بکنم. از تمام شما دوستان عزیز هم که در این مدت که نبودم با ایمیلهای پرمهرتان من رو مورد لطف قرار دادید آرزوی شادکامی دارم و امیدوارم بدانید که همواره قلبم در دستان شماست!

مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید










اسفند 22م, 1386 در 1:51 ب.ظ
امیدوارم که هم تو کارت موفق باشی هم زندگی هم وبلاگ نویسیت.
همچنین پیشاپیش عید رو به شما تبریک میگم و امیدوارم عید خوبی داشته باشی. ;-)
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 22م, 1386 در 1:58 ب.ظ
امیدوارم که قلبت به مثل این مصنوعی نباشه :)
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 22م, 1386 در 2:21 ب.ظ
شما نمی دونی ما دم عیدی خونه تکونی داریم می خواهی با مطالب خواندنی مزاحم ما بشی؟
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 22م, 1386 در 6:15 ب.ظ
والله اگر تو اد لیست مسنجرم باشی که هر روز مزاحمت میشدم،اما زیاد رابطه خوبی با ایمیل ندارم،البته خوندنش رو دوست دارم.
خلاصه چند روز نبودی بعضی ها تو برترین ها کولاک کردند ” یه خورده من ”
خب خبرمون کن بیایم کمکت،تازه من که تجربه اش رو دارم و حسابی مشتری جمع کنم!
خوشحالم که برگشتی و منتظر مطالب خوبت هستم.
موفق تر از همیشه باشی
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 22م, 1386 در 8:00 ب.ظ
منتظریم ولی به قول کمال ما هم خانه تکانی و خرید عید هم داریم . ملاحظه ما رو بکن.
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 23م, 1386 در 4:55 ق.ظ
قلبتون سلامت! اما قلب به چه کار می آید دم عیدی مایه اگر هست عنایت فرمایید!
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 23م, 1386 در 8:16 ق.ظ
موفق باشی
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 26م, 1386 در 9:03 ق.ظ
سلام
دوست من شما به یک بازی نوروزی دعوت شدید ، به ما یه سری بزنید . :)
موفق و پیروز باشید
یا علی مدد
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 26م, 1386 در 2:36 ب.ظ
آقای وبلاگ با اجازتون، به لینک شما مفتخر شد…
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 29م, 1386 در 6:09 ق.ظ
سلام
عید همتون مبارک !!!!!!
سال خوبی داشته باشید
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 29م, 1386 در 11:25 ق.ظ
سلام به عموی خوشتیپ محله ی ورد پرسی ها اقا منو به یک بازی دعوت کردن مام بازی کردیم حالا قرعه به نام شما افتادم
http://blog.joojootala.net/?p=73
اگه بازی رو ادامه ندی شب عید خودم کله تو می کنم میزنم سر در وبلاگم
شاد باش میگم سال نو رو امیدوارم سال خوبی داشته باشی :)
پاسخ: چشم سیروس جان. مگر می شود درخواست سیروس گل را روی چشم نگذاشت. راستش به چندین و چند بازی دعوت شدم ولی به خاطر عیدی سعی می کنم در همه شرکت کنم.
باعث افتخارم هم هست :)
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 29م, 1386 در 6:46 ب.ظ
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
.
نوروزتان پیروز
[پاسخ به این نظر ]
اسفند 29م, 1386 در 11:04 ب.ظ
۷ ساعت دیگه عیده :دی ، سال نو را به شما تبریک میگم و امیدوارم سالی سرشار از سلامتی و شادی داشته باشید.
راستی من مدت هاست که شما را از طریق فید دنبال میکنم و لینک شما را به وبلاگم اضافه کردهام ، خوشحال میشم شما هم سری به من بزنید و اگر از وبلاگم خوشتان آمد به من لینک بدهید.
با تشکر.
پاسخ: چشم. شب عیدی است و باید به درخواست آقا بابکمون گوش بدهیم. چاره ای نداریم!
[پاسخ به این نظر ]