نکته طلایی برای بسط و پایان یک مطلب
فروردین 31, 1387 وبلاگ نویسی
اغلب در وب گردی ها با این مسئله برخورد می کنیم که یک مطلب یک ایده بسیار عالی داشته اما خوب پرداخته نشده است. این می تواند دلایل زیادی داشته باشد اما این بار می خواهیم به حجم یک پست دقت کنیم. می خواهیم ببینیم کی می توانیم یک پست را پایان بدهیم تا مطلب در اوج گیرایی تمام بشود؟

در اینجا دو حالت داریم. یکی اینکه پست بسیار کوتاه خواهد شد و یا اینکه بسیار بلند می شود. اگر پست به میزان خوبی حجم داشته باشد و یا اینکه اصلا از انواع خاصی مانند مینیمال باشد که اوضاع فرق می کند. سعی می کنیم یک راه ساده را بیان کنیم که بشود با کمی تغییر در همه جا استفاده کرد.
برای شروع اول باید هدف کلی را پیدا کنیم. مثلا می خواهیم یک لینک را معرفی کنیم. طبیعی است این پست به یک سری توضیح نیاز دارد که از میان آنها مقصد لینک از همه مهمتر است پس آنرا می نویسیم. طبیعی است که همین که بنویسیم یک لینک به کجا می رود زیاد جالب نخواهد بود. بهتر است در مورد این که خواننده در آنجا چه خواهید دید هم صحبت کنیم. البته مثلا برای پستهای ویدیو طبیعی است که مرحله قبل کافی است.
سپس باید پرسید آیا توانستید چیزی که می خواهید را برسانید؟ اگر جواب خیر بود باید دید چه چیزی برای اینکه خواننده را مجاب به کلیک کردن بر روی لینک کند نوشته نشده است؟ احتمال دارد هنوز نکته ای را ناگفته گذاشته باشید پس آنرا بگویید و از خود بپرسید هنوز چه چیزی کم است؟ آنرا بنویسید. یک بار پیش نویس را بخوانید. احتمالا به سوالی بر می خورید که ممکن است برای خواننده پیش بیاید. آنرا در متن پاسخش را بگنجانید. سپس از خود سوال کنید که آیا کافی است؟ اگر کافی بود پیش نویس شما آماده است.
اینجا باید وارد قسمت ویرایش شوید. متن را بخوانید و بعد از اینکه مطمئن شدید از نظر دستوری و لغوی اشکال ندارد به مرحله نهایی می روید. در این مرحله چیزهایی را مانند پیشنهاد و یا مطالب مرتبط و یا لینکهای مکمل و یا حتی یک شوخی یا یک عبارتی که فکر می کنید بودنش در متن کافی است را بیان کنید.
به سوال آخر می رویم. از خودتان بپرسید آیا خواندن این متن برای خواننده جالب است و سوالی در ذهن او ایجاد نمی کند؟ اگر جواب بله بود پست را منتشر کنید. اگر خیر می توانید به ریشه یابی بپردازید.
جمله طلایی
برای نوشتن یک متن اول کلی ترین هدف را بنویسید. سپس از خود به قدری سوال کنید تا به این سوال برسید که آیا متن برای خواننده جذاب است و در او ایجاد سوال نمی کند و تمام نکات را گفته اید؟ اگر جواب مثبت بود پست شما آماده صفحه آرایی و انتشار است.
تذکر طلایی
همواره از خود بپرسید که آیا اگر این قسمت را ننویسم مشکلی پیش می آید؟ هر چه متن طولانی تر باشد شانس کامل خوانده شده آن کمتر می شود. گزیده گویی باعث می شود اصل مطلب بیشتر به چشم بیاید.
اخم طلایی
یک بار متن خودتان را بخوانید. اگر این کار را نکردید و متن را نیمه خوانده رها کردید به خودتان اخم کنید و بگویید وقتی تو این متن را تا به انتها نمی خوانی از دیگران چه انتظاری داری؟ شاید اصلا موضوعتان جالب نباشد!
متن شما آماده است.
مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید
Tags: آموزش, وبلاگ نویسی










فروردین 31م, 1387 در 10:03 ق.ظ
ممنون فتحی جان
امدیوارم بعد از این تجربیات خودت رو به وبلاگ نویسان آماتور و تازه کار منتقل کنی.
خوشحال میشم سری هم به وبلاگ من بزنی و در مورد مقاله تازه ای که منتشر کردم نظر بدی.
موضوع مقاله” مقابله با دزدیده شدن مطالب وبلاگمان”
http://key1one.wordpress.com/
پاسخ: من خودم نیاز به آموختن دارم :)
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 12:01 ب.ظ
مطلب خیلی مفیدی بود.
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 12:48 ب.ظ
سلام
این اخم طلایی اش واقعا کار ساز است .
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 1:45 ب.ظ
سلام.
آمدم که از لطف شما برای ارسال دعوتنامه ( بالاترین ) تشکر کنم.
و نیز برای مهربانی مثل شما آرزوی توفیق بیشتر.
پاسخ: خواهش می کنم. کوچکترین کار بود.
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 2:47 ب.ظ
این از اون مطالبیه که من باید خیلی بهش به شکل جغدوار توجه داشته باشم!!!
پاسخ: دور از جان آمیر جان
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 3:37 ب.ظ
خوب دستت دردنکنه من یه وبلاگ نویسم البته در مورد بازی های کامپیوتری اگه موقعیت پیش بیاد شاید درباره ی IT هم بنویسم
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 4:03 ب.ظ
استفاده بردیم، ممنون
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 7:11 ب.ظ
مطلب خوبی بود شاید بعدا به درد بخوره
[پاسخ به این نظر ]
فروردین 31م, 1387 در 9:00 ب.ظ
اووووه . آدم خستش میشه. اما به عنوان یه مبحث که سر کلاس درس بدن بد نیست.
همون یه ذره احساسی که نسبت به مطلبی که خواهم نوشت به نظرم کافیه.
[پاسخ به این نظر ]
اردیبهشت 5م, 1387 در 9:47 ق.ظ
به دردم خورد ممنون
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 26م, 1387 در 3:01 ب.ظ
به نام خدا
مطلب جالبی بود اما نکتهای هست که از دید من، نوشتار را کاملتر مینماید. شما در بخشی به “گزیدهنویسی” اشاره کردید، با این توضیح که شاید اشاره به برخی قسمتها واجب نباشد.
در این میان اما یک استثناء وجود دارد: هنگامیکه وجود یکایک گزارگان - دستهکم از دید نویسنده - ضروریست. نمود این مسئله در موضوعاتی که از چند دید نیاز به بررسی دارند بویژه، دوچندان میشود.
در اینجا پیشنهاد من، اتکا به میانبری به نام “اشاره” است. بخصوص با کاربست آرایۀ تشبیه، میتوان بخوبی با ذکر یک یا نهایتا دو کلمه، منظور و مفهوم را به خواننده رساند، بی آنکه یک یا دو خط (و بلکه بیشر) بیشتر را در متن ببینیم.
از دید من، این یکی از سرمشقهای بسیار خوبیست که قرآن بما اهدا کرده. در این کتاب آسمانی هم میبینیم که برای نمونه در ْیۀ ششم سورۀ مبارکۀ نبأ، داریم: “آیا زمین را [مانند] گهوارهای ننهادیم؟” حالا فکر میکنید چه نکتۀ جالب و مهمی در واژۀ “گهواره” و تشبیه آن به زمین هست؟ به نظر شما آیا گهواره تکان نمیخورد؟ تکانی آرام که نهتنها آزاردهنده و محسوس نبوده، بلکه کودک را آرام میکند و بدین طریق سود میرساند. چیزی دقیقا مانند حرکت زمین بدور خود! طبیعیست، دشواری درک این مسئله برای مردمان عرب آن دوران. اما قرآن با نهایت ظرافت سخن را بیان کرده، باشد که اهل درک به علم عظیم نهفته در آن پی برند.
بدین ترتیب ما میتوانیم از ظرافت بیکران کلام الهی، بخوبی الگو گرفته و بهره وریم.
تندرست باشید.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 26م, 1387 در 3:23 ب.ظ
با سلام
مطلب زیبا و به درد بخوری بود.
با تشکر
[پاسخ به این نظر ]