<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: نکته طلایی برای بسط و پایان یک مطلب</title>
	<atom:link href="http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/</link>
	<description>نگاهی به دنیای زیبای وب</description>
	<lastBuildDate>Tue, 24 Jan 2012 10:23:07 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>By: default</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-12872</link>
		<dc:creator>default</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Dec 1388 22:51:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-12872</guid>
		<description>ادامه ی انتقاد. یادته گفتم مشکل نگارشی داری؟ تو اون پست 27 اصل..... توی اصل 17 گفتی خواننده را به تفکر وادار کنید. ایجاد سوال یک راه به تفکر وادار نمودن است. 
خوب؟ بالای پاراگراف جمله ی طلایی اینو نوشتی
« به سوال آخر می رویم. از خودتان بپرسید آیا خواندن این متن برای خواننده جالب است و سوالی در ذهن او ایجاد نمی کند؟ اگر جواب بله بود پست را منتشر کنید. اگر خیر می توانید به ریشه یابی بپردازید.»
بهتر بود می نوشتی:
« به سوال آخر می رویم. از خودتان بپرسید آیا خواندن این متن برای خواننده جالب است و ابهامی در ذهن او ایجاد نمی کند؟ اگر جواب بله بود پست را منتشر کنید. اگر خیر می توانید به ریشه یابی بپردازید.»
می بینی؟ جمله روونتر شد. من خودم 3 بار خوندم تا فهمیدم منظورت از سوال ایجاد کردن همان ایجاد ابهام باشه. تازه من که خیلی آی کیوم بالاست. در حدود بیست و پنج صدم و ایناست!!!! بقیه که دیگه هیچی. اون انتقادم یادت اومد؟ من همین ها رو می گم. اینا خواننده را به دردسر می اندازه. این اشتباهات.
ضمنا. با ویرایش درست می تونی کلامت رو موجز هم کنی و اثرگذار تر .
صلاح مملکت خویش خسروان دانند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ادامه ی انتقاد. یادته گفتم مشکل نگارشی داری؟ تو اون پست 27 اصل&#8230;.. توی اصل 17 گفتی خواننده را به تفکر وادار کنید. ایجاد سوال یک راه به تفکر وادار نمودن است.<br />
خوب؟ بالای پاراگراف جمله ی طلایی اینو نوشتی<br />
« به سوال آخر می رویم. از خودتان بپرسید آیا خواندن این متن برای خواننده جالب است و سوالی در ذهن او ایجاد نمی کند؟ اگر جواب بله بود پست را منتشر کنید. اگر خیر می توانید به ریشه یابی بپردازید.»<br />
بهتر بود می نوشتی:<br />
« به سوال آخر می رویم. از خودتان بپرسید آیا خواندن این متن برای خواننده جالب است و ابهامی در ذهن او ایجاد نمی کند؟ اگر جواب بله بود پست را منتشر کنید. اگر خیر می توانید به ریشه یابی بپردازید.»<br />
می بینی؟ جمله روونتر شد. من خودم 3 بار خوندم تا فهمیدم منظورت از سوال ایجاد کردن همان ایجاد ابهام باشه. تازه من که خیلی آی کیوم بالاست. در حدود بیست و پنج صدم و ایناست!!!! بقیه که دیگه هیچی. اون انتقادم یادت اومد؟ من همین ها رو می گم. اینا خواننده را به دردسر می اندازه. این اشتباهات.<br />
ضمنا. با ویرایش درست می تونی کلامت رو موجز هم کنی و اثرگذار تر .<br />
صلاح مملکت خویش خسروان دانند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سامی</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-4874</link>
		<dc:creator>سامی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 1387 15:23:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-4874</guid>
		<description>با سلام

مطلب زیبا و به درد بخوری بود.

با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>مطلب زیبا و به درد بخوری بود.</p>
<p>با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: بابک</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-4873</link>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 1387 15:01:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-4873</guid>
		<description>به نام خدا

مطلب جالبی بود اما نکته‌ای هست که از دید من، نوشتار را کاملتر می‌نماید. شما در بخشی به &quot;گزیده‌نویسی&quot; اشاره کردید، با این توضیح که شاید اشاره به برخی قسمتها واجب نباشد. 

در این میان اما یک استثناء وجود دارد: هنگامیکه وجود یکایک گزارگان - دسته‌کم از دید نویسنده - ضروریست. نمود این مسئله در موضوعاتی که از چند دید نیاز به بررسی دارند بویژه، دوچندان می‌شود. 

در اینجا پیشنهاد من، اتکا به میان‌بری به نام &quot;اشاره&quot; است. بخصوص با کاربست آرایۀ تشبیه، می‌توان بخوبی با ذکر یک یا نهایتا دو کلمه، منظور و مفهوم را به خواننده رساند، بی آنکه یک یا دو خط (و بلکه بیشر) بیشتر را در متن ببینیم. 

از دید من، این یکی از سرمشقهای بسیار خوبیست که قرآن بما اهدا کرده. در این کتاب آسمانی هم می‌بینیم که برای نمونه در ْیۀ ششم سورۀ مبارکۀ نبأ، داریم: &quot;آیا زمین را [مانند] گهواره‌ای ننهادیم؟&quot; حالا فکر می‌کنید چه نکتۀ جالب و مهمی در واژۀ &quot;گهواره&quot; و تشبیه آن به زمین هست؟ به نظر شما آیا گهواره تکان نمی‌خورد؟ تکانی آرام که نه‌تنها آزاردهنده و محسوس نبوده، بلکه کودک را آرام می‌کند و بدین طریق سود می‌رساند. چیزی دقیقا مانند حرکت زمین بدور خود! طبیعیست، دشواری درک این مسئله برای مردمان عرب آن دوران. اما قرآن با نهایت ظرافت سخن را بیان کرده، باشد که اهل درک به علم عظیم نهفته در آن پی برند. 

بدین ترتیب ما می‌توانیم از ظرافت بیکران کلام الهی، بخوبی الگو گرفته و بهره وریم. 

تندرست باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا</p>
<p>مطلب جالبی بود اما نکته‌ای هست که از دید من، نوشتار را کاملتر می‌نماید. شما در بخشی به &#8220;گزیده‌نویسی&#8221; اشاره کردید، با این توضیح که شاید اشاره به برخی قسمتها واجب نباشد. </p>
<p>در این میان اما یک استثناء وجود دارد: هنگامیکه وجود یکایک گزارگان &#8211; دسته‌کم از دید نویسنده &#8211; ضروریست. نمود این مسئله در موضوعاتی که از چند دید نیاز به بررسی دارند بویژه، دوچندان می‌شود. </p>
<p>در اینجا پیشنهاد من، اتکا به میان‌بری به نام &#8220;اشاره&#8221; است. بخصوص با کاربست آرایۀ تشبیه، می‌توان بخوبی با ذکر یک یا نهایتا دو کلمه، منظور و مفهوم را به خواننده رساند، بی آنکه یک یا دو خط (و بلکه بیشر) بیشتر را در متن ببینیم. </p>
<p>از دید من، این یکی از سرمشقهای بسیار خوبیست که قرآن بما اهدا کرده. در این کتاب آسمانی هم می‌بینیم که برای نمونه در ْیۀ ششم سورۀ مبارکۀ نبأ، داریم: &#8220;آیا زمین را [مانند] گهواره‌ای ننهادیم؟&#8221; حالا فکر می‌کنید چه نکتۀ جالب و مهمی در واژۀ &#8220;گهواره&#8221; و تشبیه آن به زمین هست؟ به نظر شما آیا گهواره تکان نمی‌خورد؟ تکانی آرام که نه‌تنها آزاردهنده و محسوس نبوده، بلکه کودک را آرام می‌کند و بدین طریق سود می‌رساند. چیزی دقیقا مانند حرکت زمین بدور خود! طبیعیست، دشواری درک این مسئله برای مردمان عرب آن دوران. اما قرآن با نهایت ظرافت سخن را بیان کرده، باشد که اهل درک به علم عظیم نهفته در آن پی برند. </p>
<p>بدین ترتیب ما می‌توانیم از ظرافت بیکران کلام الهی، بخوبی الگو گرفته و بهره وریم. </p>
<p>تندرست باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سینا</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2599</link>
		<dc:creator>سینا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Feb 1387 09:47:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2599</guid>
		<description>به دردم خورد ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به دردم خورد ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ابوالفضل</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2598</link>
		<dc:creator>ابوالفضل</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 21:00:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2598</guid>
		<description>اووووه . آدم خستش میشه. اما به عنوان یه مبحث که سر کلاس درس بدن بد نیست.
همون یه ذره احساسی که نسبت به مطلبی که خواهم نوشت به نظرم کافیه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اووووه . آدم خستش میشه. اما به عنوان یه مبحث که سر کلاس درس بدن بد نیست.<br />
همون یه ذره احساسی که نسبت به مطلبی که خواهم نوشت به نظرم کافیه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2596</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 19:11:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2596</guid>
		<description>مطلب خوبی بود شاید بعدا به درد بخوره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب خوبی بود شاید بعدا به درد بخوره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: میلاد</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2595</link>
		<dc:creator>میلاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 16:03:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2595</guid>
		<description>استفاده بردیم، ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>استفاده بردیم، ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: PersianDuck</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2594</link>
		<dc:creator>PersianDuck</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 15:37:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2594</guid>
		<description>خوب دستت دردنکنه من یه وبلاگ نویسم البته در مورد بازی های کامپیوتری اگه موقعیت پیش بیاد شاید درباره ی IT هم بنویسم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب دستت دردنکنه من یه وبلاگ نویسم البته در مورد بازی های کامپیوتری اگه موقعیت پیش بیاد شاید درباره ی IT هم بنویسم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Aamir</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2593</link>
		<dc:creator>Aamir</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 14:47:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2593</guid>
		<description>این از اون مطالبیه که من باید خیلی بهش به شکل جغدوار توجه داشته باشم!!!

&lt;strong&gt;پاسخ:&lt;/strong&gt; دور از جان آمیر جان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این از اون مطالبیه که من باید خیلی بهش به شکل جغدوار توجه داشته باشم!!!</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> دور از جان آمیر جان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ویدا محسنی</title>
		<link>http://1fathi.com/1387/01/31/blogging-tips-1/#comment-2592</link>
		<dc:creator>ویدا محسنی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jan 1387 13:45:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://1fathi.wordpress.com/?p=626#comment-2592</guid>
		<description>سلام.
آمدم که از لطف شما برای ارسال دعوتنامه ( بالاترین ) تشکر کنم.
و نیز برای مهربانی مثل شما آرزوی توفیق بیشتر.

&lt;strong&gt;پاسخ:&lt;/strong&gt; خواهش می کنم. کوچکترین کار بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
آمدم که از لطف شما برای ارسال دعوتنامه ( بالاترین ) تشکر کنم.<br />
و نیز برای مهربانی مثل شما آرزوی توفیق بیشتر.</p>
<p><strong>پاسخ:</strong> خواهش می کنم. کوچکترین کار بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

