جشن پرشین بلاگ، من بودم اما تقدیر نبود!
شنبه, خرداد 25م, 1387 | وبلاگ نویسی
مقدمه: شخصا این وبلاگ را روزنوشت نمی دانم اما با توجه به حجم ایمیلهای رسیده و محبت دوستان این مطلب نوشته شده است. تمام این مطلب بر اساس مشاهدات شخصی من است که به عنوان نویسنده دومین وبلاگ محبوب فارسی زبان در نظرسنجی اخیر پرشین وبلاگ به عنوان تنها مرجع در این زمینه در این مراسم شرکت کرده بودم. این مطلب بازگوی حاشیه های ناگفته از این مراسم است. هرگونه متلک گویی به من آزاد است. خودم را آماده کرده ام :)
در ضمن مثل اینکه بچه های پرشین بلاگ انتقاد از پرشین بلاگ را ایرانی بازی می نامند. من واقعا دوست داشتم از این جشن حمایت کنم و باز هم ازشان تشکر می کنم چون می دانم که کار بزرگی می کنند اما نمی توانم یک متن مثبت بنویسم وقتی نظرم مثبت نیست. اگر این به قول دوستان ایرانی بازی است من هم یک ایرانی هستم و متنی که در ادامه می خوانید ایرانی بازی است :)
راستش بگذارید از اصل ماجرا شروع کنیم. این جا را مانند یک گزارش لحظه به لحظه بخوانید:
مراسم تقدیر از وبلاگنویسان برتر آغاز می شود. قبلش یک کلیپی پخش می شود که یک اسکرین شاتش هم به وبلاگ من اختصاص دارد.
وبلاگ اول که طبیعتا وبلاگ یک پزشک معرفی می شود. دوم مزیدی، سوم کلاشینکف دیجیتال ( ششمین وبلاگ محبوب فقط در پرشین بلاگ و نه کل وبلاگها! ) و چهارم اکرنه ( وبلاگ مدیر خود پرشین بلاگ ).
مجری دوباره از آقایی که معرفی می کردند و فکر می کنم اسمشون نکوهیده بود ( درست می گویم؟ ) می خواهد که اسم نویسنده های وبلاگها را بخواند که به روی سن بیایند. آقای نکوهیده اشتباها به جای یک پزشک به خانم می گوید یک فتحی. اینجا میکروفون باز است و ما هم می شنویم. خانم با یک چیزی که به نظر می رسد “می گویند این چیزی نیست، هیچی” اشاره می کنند که یک پزشک درست بوده و آقا درستش که یک پزشک هست را می خوانند. ( اینجا را همه می توانستند ببینند ) …
بعد از این اتفاق و دادن جوایز آقایی که با چند دوستشون در کنار ما نشستند ( اسم یکی از خانمها یادمه مینا بود ) شروع کردند به بحث درباره یک فتحی. حدودا بحث این جوری شروع شد آقا گفتند: هه یک فتحی هم هست. خانم گفتند: ها؟ :) آقا ادامه دادند که یک فتحی هم دعوت است. اما فکر نمی کنم دعوتش کنند بره بالا . اصلا نیومده ( دقت دارید که من کنارش با یک نفر فاصله نشسته بودم ) …
{ من اینجا با یک عذرخواهی وارد بحث شدم. جالب اینجا بود که خودم را هم معرفی نکردم. همین جا باید از این اکیپشون عذرخواهی کنم. چون کارم خیلی بد بود که ناشناس باهاشون صحبت کردم. فکر می کردم بعدا شناس بشوم! }
من با آقا کلی بحث کردم که من یک فتحی را می شناسم و می دانم که میاد. تازه خودش به من گفته که هم دعوت است و هم قرار است ازش تقدیر بشود. آقا هم انکار کردند و بعد از این که اشاره کردند که از طرفداران این وبلاگ هستند { آقا دست شما درد نکند. کلی ذوق کرده بودم تعریف می کردی از وبلاگ :) } که من شنیدم که چون این شدیدا عشق وردپرس است اگر بیاد آبروریزی می کند و اصلا با اینا دشمن خونی است ( خدائیش من نفهمیدم این دشمنی را از کجا گفت! ) و اصلا نمیاد. بحث که یک خورده کش پیدا کرد از آنجایی که مطمئن بودم که دیگر می روم روی سن با اینا شرط بندی کردم! من گفتم یک فتحی می رود روی سن و آقا هم گفتند نمی رود. البته این شرط بندی یک خورده فکر می کنم به خاطر این انجام شد که آقا می خواستند جلوی دو خانم دیگر یک حرکت جالبی کرده باشند و من را ضایع بفرمایند :) بنده هم مطمئن که شرطی که نیم ساعت پیش به دوست همراهم باخته بودم را از این راه جبران می کنم. شرط بسته شد و دریغ از یک بار که اسم یک فتحی از زبان احدالناسی خوانده بشود. اگر همان یک بار اول اسم من را نمی خواندند کلا شک می کردم که من توی کامپیوترشان هستم یا نه؟ این بنده خداها هم نیم ساعت قبل از پایان جشن حوصله نکردند و رفتند. خدا رحم کرد که گیر نداد که شرط رو بده. تنها چیزی که از بحث آن روز فهمیدم این بود که حتی اگر شما توی نظرسنجی دومین وبلاگ شده باشید چون ممکن است از وردپرس حرف بزنید پس می شود رای های دوستانتون را نادیده گرفت :)
یکی از برنامه نویسان پرشین بلاگ هم بودند که قبل از مراسم با هم تلفنی اوکی کردیم و من از در تالار الغدیر تا جایی که رفتم نشستم با ایشان همراهی شدم که دستشان درد نکند. سوال اینجاست که من اگر واقعا ازم تقدیر شده است چرا ایشان که هم از آمدنم خبرداشتند و هم از جایم مطلع بودند به من نگفتند که بیا جایزه ات را بگیر. آن جوری که ایشان می گویند خانم پولادزاده خیلی هم ناراحت شدند که چرا من روی سن نرفتم!!!! این درحالی است که اطلاعات غیرموثقی می گویند که خانم پولادزاده اصلا من را در نظر نگرفتند و به نیامدن من اشاره کردند که می توانند خودشان بهتر توضیح بدهند.
یک نکته دیگر این است من به عنوان وبلاگنویس دوم بودم و این درحالی است که طبقه پایین برای صد وبلاگنویس برتر و افراد VIP بوده است. از آنجایی که وبلاگنویس دوم جزو صد وبلاگنویس اول حساب نمی شود ( این که چطوری حساب نمی شود را خودتان باید بفهمید. من نفهمیدم! ) من به طبقه دوم راهنمایی شدم. دلیلش هم پر بودن سالن پایین عنوان شد. این در حالی است که من از آقایی که ردیف اول نشسته بودم پرسیدم که اوضاع پایین چطوره و ایشان گفتند که که جا هست و به ما نمی دهند و مال افراد خاص است. با توجه به این که افراد VIP معمولا ردیفهای اول می نشینند حدس می زدم ( انگار حدسم اشتباه بوده ) که می شد از صندلی های خالی میانی که به نظر برای VIP ها نبوده است به من هم صندلی داد. حالا کی خاص بوده جای توضیح دارد.
اما باز هم برای من سوال است که چطور شد کسی که توی برترین وبلاگها رتبه دوم را گرفته به روی سن دعوت نمی شود. حتی یک جای مناسب هم داده نمی شود که بشود پایین را دید. توی یک گوشه تاریک با یک جایی که واقعا نورپردازی خسته کننده بود نشستن برای 4 ساعت و ندیدن دوستانی که به خاطرش به جشن رفتید خیلی آزاردهنده است. قراری با جادی عزیزم گذاشته بودیم که متاسفانه تا بیرون از جشن از دیدنشون محروم بودیم. این هم جای سوال برای من دارد. من از همان مسئول پرسیدم که جادی نیامده و ایشان گفتند که جادی تماس گرفته و گفته که ساعت5:30 تا 6 می آید. من هم به ایشان گفتم اگر آمدند حتما یک ندا به من بدهید. این در حالی است که جادی تکذیب می کند و بر طبق شواهد و گزارش دقیقش از ساعت 4 آنجا بوده است! رسما هیچ بلاگر مطرحی را ندیدم. و نه هیچ دوستی :(
دیروز نتایج رسمی اعلام شد و دوست بی نهایت عزیزم خانم آنی دالتون به عنوان رتبه دوم معرفی شدند. آنقدر خانم آنی بر سر من منت دارند که خوشحال باشم از موفقیت ایشان اما برای من یک سوال مطرح است؟ وبلاگ من در طول کل نظرسنجی در رده دوم بوده و به غیر از یک شاید یک روز یا دو روز که اول بود از جایش تکان نخورد. در زمان پایان نظرسنجی هم باز من دوم بودم. الان توی اعلام نهایی من سوم شدم. در جواب این سوال که چرا این جوری شده؟ معلوم شده که من بعد از نظرسنجی هم می توانستم در نظر سنجی دست ببرم که خدا را شکر تقلبم معلوم شده و من از رده دوم به سوم رسیدم :) اگر توی نظرسنجی بود اشکال نداشت اما چرا پس تا روز آخر من دوم بودم؟ قرار شد من این را در وبلاگ بگویم و خواننده ها خودشان قضاوت کنند احتمالش را!
خدا را شکر با سوم شدن من آنی یک پله بالاتر رفت و ایشون دوم شد وگرنه اگر از دوستان خودم نبود خیلی ناراحت می شدم. این وبلاگ آنی ( یادداشت های یک دختر ترشیده ) را هم از دست ندهید.
اما راستش به غیر از دیدن جادی عزیز تنها نکته جالب دیدن آنی دالتون بود. اما راستش خیلی دلم سوخت. وقتی معلوم شد که ویولت هم هست می توانم بگویم واقعا متاثر شدم ( شدید! ) و هر چه سعی کردم که ببینم ویولت چه شکلی است ندیدمش. در حالی که اگر پایین بودم این اتفاق نمی افتاد. حتی یک تصویر هم روی نمایشگرها از ویولت ندیدیم.
واقعا از حضور این زن بهت زده و شوکه بودم و خودش هم می شناسد و می داند که کاملا صادقانه دارم می گویم. ایشالله به جای رفتن به چنین جشنهایی باید هماهنگ کنیم و چندتا بلاگری که تقریبا با هم آشنا هستیم یک قراری جایی با هم بگذاریم.
وبلاگنویسان عزیز دیگری هم بودند که دوست داشتم ببینمشان اما سخنرانی به شدت طولانی خانم محتشم زاده، بلاگری که رسما وبلاگشان را نمی شناسم وقت را از دیگر دوستان می گیرد. چه اشکالی داشت این جشن یک خورده وبلاگی تر بود تا گیلاس خانم عزیز هم بیاد روی سن تا ما ببینیم بالاخره این انقدر بداخلاق هست یا نه؟ ولی خدائیش من هر جور حساب می کنم نمی توانم تصویر یک خانم لجباز و بداخلاق را از ذهنم دور کنم. ایشالله به زودی یک میتینگی با ایشان و شوهرشون می گذاریم. شاید هم با مریم خانم شریف و شوهرشون. آقای جادی و خانمشون. ویولت عزیز ( البته بعد از کم شدن دردسرهایش به زودی )، ویدا خانم نورمحمدیان و تعداد زیادی از دوستان که این جشن می توانست ما را با هم آشناتر بکند. امیدوارم بتوانم روزی همه شما را که یک خورده با هم آشنا هستیم ببینم. راستش نمی دانستم شما هستید و فقط ویلی بود که آن هم نشد ببینمش و با هم 4 کلمه درددل وبلاگنویسی کنیم.
راستش این نظرسنجی محبوبترین وبلاگ یک خوبی هم برای من داشت. من یک تک رای هم به خودم ندادم اما توی نظرسنجی دوم شدم ( یا سوم ) آن هم بین 3000 وبلاگ و این این امید را به من می دهد که شما واقعا بامعرفت هستید و محبتتان را از من دریغ نمی کنید. هر چند این در حالی است که فهمیدم بلاگری مثل یک پزشک انقدر شناخت دارد که توی همچنین جشنی شرکت نکند. راستش رسما با بعضی از تعریفهای اغراق آمیز و بزرگ نمایانه که از دکتر مزیدی شد خوشحالم که ایشان هم شرکت نکرد و شان خودش را بالا نگه داشت و رسما علاقه ام به دکتر مزیدی دو برابر شد. راستش الان می فهمم که سایتی مثل پی سی دانلود برعکس رقیبانش که می خواستند خودشان را وسط وبلاگها جا کنند چرا از نظرسنجی محبوبترین وبلاگ کنار کشید. انگار پی سی دانلود هم شرط بزرگی را فهمیده است.
و از خودم خجالت کشیدم که نشد تشکری از دوستان وبلاگنویس بکنم. شرمنده دیگر. انگار من بودم و تقدیر نبود!
پی نوشت:انصافا تبریک نگفتن به این عزیزان خالی از اخلاق دوستی و وبلاگی است. اول باید تبریک به دکتر علیرضا مجیدی بگویم که هرکاری کردیم زورمان نرسید و از رتبه اول پایین نیامدند. بعد به آنی تبریک بگویم که واقعا احساس می کنم نویسنده توانایی است و همیشه برای ما محبوب بوده است. ویولت هم که واقعا افتخار داد آمد. فکر می کنم آقای کیانیان هم خیلی سرفراز شد. به بچه های همشهری جواد تبریک بگویم که واقعا آبروی پرشین بلاگ رو خریدند. به دکتر مزیدی تبریک بگویم که سر این جریان نمی دانم چرا ازش خوشم آمد. به زهرا اچ بی که واقعا گل کاشت و حیف شد که ندیدیمش. به معلم گل و 4 تا نوگلی که وبلاگ دیرتش باد نمی گذارد هیچ وقت مهرو محبت از یادمان برود. از میلاد و بامداد که جای شان خالی نباشد. از بقیه دوستان که زیاد شناختی نسبت بهشان ندارم تا جادی عزیزم که اگر نبود واقعا این نقطه روشن این جشن بود و حیف که در طبقه بالا بود. از حقیقت نگذریم دوست داشتم جای این همه سخنران فقط یک دقیقه سخنرانی جادی را ببینم :)
همه موفق باشید و یادتان باشد همیشه کسانی چون من هستند که دوستتان داشته باشند چون شما واقعا دوست داشتنی هستید.
پیروز و شاد باشید.
مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!
66 Responses to “جشن پرشین بلاگ، من بودم اما تقدیر نبود!”
Leave a Reply
مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید
جستجو بفرمائید :)
خواندنیهای جذاب و مفید از سرتاسر وب
- هفت رقیب برتر بر سر راه iPad
- زنگهای موبایلی که امراض را شفا میدهند!
- مروری گرافیکی بر مرورگرهای وب
- کلی کتاب مصور زمان کودکیتان را از اینجا دانلود کنید !
- تلویزیونهای سهبعدی، پدیده داغ سال 2010
- فيلمهاي شبكه سه سيما در نوروز 89
- ۱۵ آمار جالب از توییتر
- با PicSlice عكس هاي خود را به پوستر تبديل كنيد
- " ترین" های سال 88
- وردپرسی دلپذیرتر با Admin Toolbar Bookmarklet
آخرین نوشتهها
دسته بندی موضوغی نوشتهها
- daily
- wordpress
- ادب و هنر
- اوپن سورس
- تبلیغات دیدنی
- توییتر
- جالب
- خلاقیت
- ساماندهی!!
- سرویسهای وطنی
- سرگرمی
- عکس و عکاسی
- عکسهای تحسین برانگیز
- فایرفاکس
- فرهنگ دیجیتال
- فیس بوک و شبکه های اجتماعی
- متفرقه های وب
- مذهب
- معرفی سایت و وبلاگ
- معرفی سرویس
- موبایل
- نرم افزار
- نوروز87
- نوشته های خارج از صفر و یک
- وب2
- وبلاگ نویسی
- وردپرس
- ویندوز و مایکروسافت
- گوگل و یاهو
- گیک
” وبلاگ من در طول کل نظرسنجی در رده دوم بوده و به غیر از یک شاید یک روز یا دو روز که اول بود از جایش تکان نخورد. در زمان پایان نظرسنجی هم باز من دوم بودم. الان توی اعلام نهایی من سوم شدم. ”
کروبی ظهر نیم ساعت رفت خوابید ….احمدی نژاد از سوم اومد دوم .. همین طور رییس جمهور شد ..
جدا از شوخی جادی هم چند روز پیش در مورد جشن گزارش کامل نوشت .. من نظرم اینه که سازمان خصوصی کوچیک تو ایران .. وقتی ناخواسته بزرگ می شن رفتارشونم شبیه دولتیها می شه … یعنی به جایی که با حقایق روبرو بشن گرفتار یه سری روابط بین خودشون می شن … به هر حال پیشرفت داره انجام می شه چه تقدیر بشه چه نشه .. امیدوارم به خاطر اشتباه بقیه ( چه از رور قصد و منظور چه بی طرفانه ) نا امید نشی … توی مملکتی به نام ایران اکثر مواقع اون چیزی که نشون می دن و تو بوق و کرنا می کنن تو خالیه …
پاسخ: اینجا من یک پله باید پایین می آمدم وگرنه آنی دالتون دوست بسیار عزیزم است و رتبه دوم واقعا برازنده اش است.
خیلی آدم ناراحت میشه وقتی کسایی کارایی میکنند که واقعا بی انصافی است. فراموش کنین و همون قرار وبلاگی را بگذارید و بعد عکس این قرار را لااقل بگذارید تا من ببینم :دی
اما بین همه متن هایی که راجع به جشن خوندم این یکی که شما نوشتین قشنگ تر و البته سوزناک تر بود!
پاسخ: انشالله با شما :)
در مورد متن هم لطف دارید. سوزناکتر شاید اما قشنگتر نبود!
خوبه که، در کل. اول تبریک میگم و دوم باز هم تبریک برای این که درسی که به نظر میاد از کل این قضیه گرفتین، واقعن ارزشش رو داره. کارتون تحسین آمیزه که خواننده هاتون می دونن. دیگه چی می خواین؟ به قول یکی از دوست ها: مرگ می خوای برو سیستان بلوچستان!!!
پاسخ: تحسین آمیز نیست. تحسین آمیز لطف دوستانی چون شماست به من. ممنون
باز شما خوب هستید.
به من گفته بودن که شما هم میرین روی سن و جایزه میبرین.
گفته بون پنج وبلاگ برتر هستین.
ولی الان یازدهم هستم!!!
نمیدونم چرا اینطوری شد!!
خیلی ضایع شدم! :)
پاسخ: ضایع چرا؟ شما عزیزتر از این حرفا هستید. این قضایا فقط برای من نبوده و خیلی های دیگر هم مشکلاتی داشتند. اما برای من یک خورده از نظر خودم بیشتر بود و خودم را حداقل بیشتر ناراحت کرد!
پسر اینجا عجب بزن بزنیه!فکر میکنم دوباره خط اتوبوسو اشتباهی سوار شدم.
ببخشید مزاحم شدم خداحافظ
پاسخ: :)
به قول فردوسی پور : با این وجود چیزی از ارزش های شما ها کم نشد :) امیدوارم در سال وبلاگی جدید موفق تر از سال پیش باشی
پاسخ: ارزش؟ کدوم ارزش؟ :)
شما هم همین طور در راه پیشرفت قدم بردارید.
این مملکت درست بشو نیست… “مملکت اسلامی، همه اش باید اسلامی باشد.”
اقای یک فتحی عزیز از نظر من شما یکی. حالا چه پرشین بلاگ اسم شما رو برای تقدیر صدا کنه یا اصلا توجهی به وردپرس نکنه !!
پاسخ: لطف دارید. واقعا ممنون
من خیلی دلم سوخت که نیومدم
ولی مثل اینکه زیادهم بد نشد
من بیشتر دوس داشتم دوستان رو ببینم
پاسخ: ما هم دوست داشتیم اما سعادت نداشتیم.
منم با صادق موافقم.وقتی نظر سنجی به این کشکی باشه دیگه جشن که جای خود دارد.
پاسخ: اما در هر حال من شرمنده شما و همسرتون شدم که نتوانستم ببینمتان :(
واقعا ناراحت شدم که نتونستم ببینمت… کم و کاستی زیاد بود ولی خب دیگه
به امید دیدار دوست من
و بازهم بهت تبریک میگم بووس
پاسخ: ویولت جان. راستش من اونجا پیش خودم گفتم یکی این پارمیدا ( دختری که 6 سالش بود ) و یکی شما انقدر آنجا بوس باران می شوید مریض شدنتان صد در صد است! از شوخی گذشته من واقعا به خاطر ندیدن شما شرمنده شدم.
سلام
پاسخ: علیک سلام :)
شما دوست داشتنی هستی فتحی عزیز
پاسخ: شیخ الشیوخ عزیز. این حرفتان با توجه به ارادت قلبی من مثل یک تعارف می ماند. سایه شما از سر وبلاگ و خود یک فتحی کم نشود :)
اول سلام.
تازه بعد از خوندن این مطلب و یه گشت و گذار تو اینترنت رسیدم به اون صفحه ی پرشین بلاگ که اسم وبلاگهای برتر رو زده. وبلاگ منم در رده ی سی و یکم یا دوم ! بود. چقدر خوب ولی اگه بنا به برگزاری جشن و این حرفا بود نباید منو خبر میکردن؟
یا شایدم قوانین چیز دیگریست! بیخیال.
عقیده دارم یه وبلاگنویس نمونه برای نوشتن یه مطلب باید خیلی کارا انجام بده. حالا بیخیال آموزش ولی شخصا از شما بعنوان یک وبلاگنویس نمونه یاد میکنم. قرار بود از وبلاگهای فارسی تقدیر بشه نه اینکه با توجه به سرویس وبلاگنویسیشون درجه بندی بشن. خوب اگه وردپرس خوبه که هست چرا نمیایم سرویسهای وبلاگنویسی وطنی رو بهتر کنیم؟ این هم دقیقا مشابه خیلی از نمونه های دیگه ای هست که تو دنیای واقعیمون باهاش درگیر هستیم. مشکل از جای دیگه ای هست. بازم بیخیال.
موفق باشید.
پاسخ: شما که سی و یکم دوم بودید. خیلی از افراد با رتبه های عالی دعوت نشدند. در مورد آن مورد هم موافقم. اما مثل اینکه قرار است به جای بهتر کردن سرویسهای وطنی که آرزوهای ماست وردپرس خراب بشود که نمی شود :)
مهم نیست. کلا از لطفتان ممنون
1فتحی عزیز! مهم این است که خواننده ای مثل من داری که هر روز صبح، صبحانه خوردن را دودر می کند و مثل خرگوش جست میزند پشت پی سی و در لیست گوگل ریدر نمی دونم چند تایی! اول وبلاگ شما را چک می کند.
پاسخ: وجود شما واقعا مهمتر است. سرافرازم می کنید.
بهر حال تبریک بسیار بابت دوم شدنتان .
سلام. متاسفانه ما هم در اون مراسم توهین آمیز حضور داشتیم! اگه دوست داشتی گزارش مربوطه رو ببین:
http://www.writeage.com/persianblog_ceremony_a_real_disaster.html
پاسخ: خواندم مطلب شما را دکتر. فکر می کنم دوست داشتم به جای خواندن شما ببینم که حداقل به شما خوش گذشته است. در هر حال شما برای ما عزیز هستید و خواهید ماند.
منم یه چیزایی در مورد اون جشن تو وبلاگم نوشتم. متعجب هم شدم که چرا شما رو نخواستند بیایید روی سن …
پاسخ: مطلبتون رو دیدم. مهم نیست. همین که به شما خوش گذشته همه ما را خوش حال می کند :)
فتحی جان سلام.
دیدی بت گفتم، این پرشین بلاگ اینجوریه، ارزششو نداره، هی تو ازشون حمایت کردی. بت گفتم اینا هر کاری دلشون بخواد میکنن گوش ندادی، وبلاگ منم حذف کردن، 2-3 بار بشون میل زدم، ولی جواب ندادن. دیروز هم وقتی دیدم که اسم تو جزء وبلاگهای برتر نیست کلی شکه شدم، چون مطمئن بودم حتما خواهی بود. ایشالا تابستون یه قراری میزاریم، با همه هم هماهنگ میکنیم، که همدیگرو ملاقات کنیم.
از این به بعد هم اینها واست مهم نباشه، مهم این باشه که تو وبلاگتو مینویسی، طرفدارای خودتو داری و ….
موفق تر باشی.
پاسخ: وبلاگنویس خوبی نیستم اما این حرکت هم برای من عجیب بود. اگر یادت باشد یک چیزی درباره نتایج پایانی گفته بودم. این نمونه ای از آن حرف آن روز من است که خودم هم پیش بینی نمی کردم!!
همیشه موفق تر از لحظه قبلتون باشید من هم احساس موفقیت می کنم :)
فتحی جان راستش را بخواهی من از روز اول اعتقادی به این نظر سنجی نداشتم ، این سرویس اصلا اشکال داشت و توقعی هم غیر از این از اینا نمی رفت ، ولی باور کن خیلی ناراحت شدم ، فکر می کنم یک میتینگ اختصاصی برای خودمون ارزشش بیشتر از رفتن به این جشن ها و شنیدن .پرت و پلاهای اینا باشه ، پرشین بلاگ خودش چیه که جشنش چی باشه . من خودم علاقه زیادی به این نظر سنجی ها دارم ، اما نه به سبک اینا . :) مهم اینه که یک فتحی برای همه عزیزه ، همینطور خودت شروین عزیز .
پاسخ: راستش من فقط از توقع داشتن خودم در عجبم. بقیه مهم نیست. انشالله با یک میتینگ خاطرات این جشن را فراموش می کنیم. آن هم میتینگی که با حضور شما باشد. ممنون که این بار هم به من لطف دارید. واقعا شرمندم
[...] * و اما لینکها و گزارشات مرتبط (که من دیدم): ۱- جشن پرشین بلاگ ۲- گزارش ازجشن تولد ۶ سالگی پرشین بلاگ ۳- اندر جشن پرشین بلاگ ۴- گزارش مصور و لحظه به لحظه از جشن شش سالگی پرشین بلاگ ۵- گزارش جشن پرشین بلاگ ورژن ۵/۷ ۶- مراسم معرفی پرشین بلاگ به صد وبلاگ نویس برتر! ۷- در جلسه ششمین سالگرد تولد پرشین بلاگ چه گذشت؟ ۸- پراکنده هایی از جشن ۹- جشن تولد پرشین بلاگ ۱۰-گل سرسبد سوتیهای مراسم ۱۱- جشن پرشین بلاگ، من بودم اما تقدیر نبود [...]
خیلی عجیبه من دیروز 2 تا نظر گذاشتم توی این پست و الان که اومدم و چک کردم دیدم هنوز نوشته در انتظار تعدیل !!!
علتش نمی دونم چیه ؟
پاسخ: به علت بالا بودن تعداد کامنتها و پایین بودن میزان برق جیره ما :) من نتوانسته بودم تائید کنم. شرمنده
سلام
نوشته زیبای شما را خواندم و کلامتان بر دلمان نشست ! نوعی پدرگونه برایم نوشتید . نمیدانم چرا شما را در چهره مردی هم سن و سال پدرم حس میکنم ! شاید این دو روز بیشترین مطلبی که خوانده باشم مربوط به جشن پرشین بلاگ باشد . گویا این بار هم بلاگر ها تنها بازنده میدان بودند !
فکر در سرمان می جوشد . تمایل اگر دارید به من خبر بدهید تا مطرح کنم و نظرتان را جویا بشوم
والسلام
پاسخ: خدا سایه پدرتان را برای شما حفظ کند. هر چند مشاور خوبی نیستم اما لذت شنیدن حرفهای شما برام جالب خواهد بود.
سلام
اٍعمال سلایق شخصی و تقدم دادن اون به نظر سنجی جمعی آفت بزرگیه که پرشین بلاگ رو هم گرفتار کرده متاسفانه! ولی خب محبوب بودن که به این چیزا (جشن و تقدیر) نیست. همیشه موفق باشین (:
خوشحالم که از اول در این انتخاب کشکی پرشین بلاگ شرکت نکردم و شان و عظمت و شکوت وردپرس رو حفظ کردم.
ایول به خودم :D
پاسخ: البته گجموجان این نظرسنجی به این صورت بود که هر کس رای می آورد اسمش بدون دخالت وبلاگنویس وارد لیست می شد و اسم شما هم بود در لیست اما فکر کنم زیاد رای نیاورده بودید چون توی صفحه سوم اسمتون بود. در هر حال الان فکر نمی کنم مثلا من و دکتر مزیدی و بامدادی که جزو 10 وبلاگ اول بودیم اعتبار وردپرس رو خراب کرده باشیم :)
برادر ما که بچه نداریم البته…اما تبریکت یکم کنایه داشت…
پاسخ: جوابتون رو خصوصی برای شما دادم. اصلا این طور نیست و تبریک خاص عرض می کنم.
سلام دوست عزیز ، مهم اینکه ما وبلاگ شما رو دوست داریم و بهش سر میزنیم .
پاسخ: این که لطف شما را می رساند :)
من میدونستم دقیقآ این جریان ها پیش میاد واسه همین همون روز های اول به کل کشیدم کنار و جشن هم شرکت نکردم. من فکر نمیکردم شما و جادی هم شرکت کنید.
از اون نظر سنجی دیگه تا آخرش معلوم بود چیه دیگه….
پرشین بلاگ میخواد کل وبلاگستان فارسی رو به نام خودش بزنه ، من و شما نباید بذاریم….
دو بار که از این جشن ها راه بندازن کسی نره حساب کار میاد دستشون میشینن سر جاشون….
قربانت
مطمئنم که اعتبار وردپرس رو خراب نکردید اما اعتبار و منزلت و شخصیت دوست داشتنی خودتون رو ، چی؟
توهین به شما و آقای مزیدی و بامدادی و….. یعنی توهین به شخصیت تک تک ما .
پاسخ: این که از بزرگ منشی شماست. البته ما دوست داریم بیشتر در خدمت شما باشیم اما سعادت نداریم. نمی پرسم چرا چون طاقت شنیدن جوابش را ندارم :)
بیخیالش!
متاسفانه در حال حاضر دنیای مجازی اینترنت با دنیای واقعی خیلی تفاوت داره…
دیگه تفاوت رتبه و آمار رو هم بهش اضافه کن…
دنیای مجازی رو عشق است دنیای حقیقی که همش ضد حاله!
پاسخ: ممنون موری جان. حرفهایت حس خوبی به آدم می دهد :)