چون پرده در افتد …
سه شنبه, مرداد 15م, 1387 | عکس و عکاسی, نوشته های خارج از صفر و یک
چند روز قبل مطلبی نوشتم با عنوان « استفاده از عکس مجرم عادی و به کار بردن لفظ سیاسی پسندیده است؟» که چند ساعت بعد از وبلاگ برداشتم و پیش خودم فکر کردم حداکثر 50 – 60 نفر آن را خوانده است که متاسفانه به علت اینکه از فید پاک نشده بود تعداد زیادی از دوستان مشترک این وبلاگ، این مطلب را مطالعه فرمودند و پاک کردن آن مطلب فقط شرمندگی باقی گذاشت برایم در مقابل این همه عزیز. این نیاز به روشن کردن تفکر خودم را الزامی می ساخت که امروز به بهانه اعدام یعقوب میرنهاد عملی شد.
قضیه از ابتدا با مورد برخورد با متهمین جرائم مرتبط با مواد مخدر شروع شد. توضیح داده ام اما به جهت طولانی نشدن بحث به خودتان واگذار می کنم این را، اما کوتاه اشاره کنم که توهین و فحاشی در موقع دستگیری مجرمین مرتبط با موادمخدر – اگر آنقدر شناخته شده باشند که قصد انکار و حاشا نداشته باشند – کار عادی و حرفه ای است. نیاز است یک مجرم مواد مخدر برای این که بعدا بتواند به آن محل باز گردد و کار کند در لحظه دستگیری فحاشی کرده و ضرب و شتم کند و بزند و بکوبد و خط نشان بکشد برای همسایه ها. معتقدم اگر کسی بخواهد به دیگران که در این مورد بی گناه هستند دست به اعمال خشونت ببرد باید جلوی او را گرفت. این حتی ممکن است با برخورد فیزیکی در لحظه دستگیری همراه باشد.
اگر با چنین مجرمی از سر محبت برخورد شود این مجرم جری تر شده و بیشتر زهرچشم می گیرد و دیگر وقتی رفت و برگشت از زندان کسی را یارای مقابله با او نیست. چرا می گویم مجرم؟
کسی که متهم باشد اما مجرم نباشد در این لحظات آرامش خود را سعی می کند حفظ کند و با کلامهای ناشایست و درگیری فیزیکی با ماموران و مردم بی گناه قصد متشنج کردن جو را ندارد، که اگر دارد پس خود این هم جرم است.
بدی عکس این است که نمی توان به تمام زوایای و خفایای عکس از باطن آن پی برد و این می شود که وقتی آرش کمانگیر می گوید
زیاد دیده ایم که در مرحله ی دستگیری، پلیس به متهمان چشم بند می زند. فرض می کنیم که قانون چنین اجازه ای می دهد. اما دهن بند؟ طرف گاز می گرفته؟
می گویم نه! آرش جان صبر کن. این متهم ممکن است گاز هم گرفته باشد و ما ندیده ایم. خوب می دانیم که منابغ امروز چقدر در همه جا نامطمئن شده است. واقعا نمی توان پی برد که چرا به دهان این مرد دهان بند زده شده است. گاز گرفتن که کمی اغراق به نظر می رسد اما ممکن است شروع به فحاشی و هتک حرمت یا تهدید مردم کرده باشد.
و سوالی که به ذهن مرتبط می شود این است که چرا به دهان آن دیگری دهان بند زده نشده است؟ نمی شود اختمال داد متهم دهان بسته، همکاری نمی کرده است؟

این کل حرف من است.
کرامت هر شخصی محترم و باید حفظ بشود. با هر کسی هم که بخواهد این کرامت را زیر سوال ببرد باید برخورد بشود. البته برخورد باید طوری باشد که متناسب باشد ( مثلا من به کسی فحش می دهم باید به من گفت فحش نده و نه اینکه مغزم را با شات گان ریخت بیرون! ) و زمینه ساز جرم های بعدی نشود. در این جا هم حق فردی یک انسان بی گناه برای حیاتی در شان یک انسان بر همه چیز مقدم است.
دولت ایران این حق را محترم نمی داند؟ اگر نمی داند اشتباه می کند. باید با خاطیان برخورد کرد. من که قدرتش را ندارم اما هر کس که قدرتش را دارد باید این کار را بکند و اگر نکند مقصر است. حتی اگر خاطی دولت ایران باشد.
اما این به این معنی نیست که وقتی به دهان یک مجرم موادمخدر که ممکن است با باز بودنش دهانش برای انسان های بی گناه مشکل ساز بشود، دهان بند زده می شود بگوییم حق انسانی مجرم زیر پا گذاشته شده است. شاید قضایا پیچیده تر از این حرفها باشد.
آرش کمانگیر می خواست اشاره کند وقتی برای بستن دهان مجرمی می شود بهانه آورد چرا برای ابراز خشونت به یک مجرمی سیاسی هم می شود بهانه ای آورد و او را شکنجه داد. این برداشت شخصی من است البته.
در پاسخ می گویم این واقعیتی است. فکر می کنم راسپوتین، مرد مرموز خانواده تزاری یا چرچیل، بزرگمرد عرصه سیاست انگلیس، یا چه فرق می کند یکی از مردی که بشود به سیاست مداریش اعتنا کرد گفته بود 6 خط نوشته از یک فرد به من بدهید تا من چیزی برای اعدام او بیابم هر چند بی گناه باشد.
اما این چیزی عادی است که در دسترس همه قدرتمندان جهان است. اگر دولت ایران مجرمین را بی گناه با خشونت روبرو می سازد باید به آنان اشاره کرد و نه هر کاری که دولت ایران می کند!
بستن دهان این فرد متهم به فروش مواد مخدر شاید کاملا درست و یا شاید کاملا غلط بوده باشد. ما نمی دانیم اما می توانیم از هر دو سو به قضیه نگاه کنیم.

همان طور که اعدام یعقوب میرنهاد می توان یک شمشیر دو لبه باشد. لبه ای که یک رویش حقیقت را می برد و روی دیگر دروغ را. آرام باشیم و صبور. شاید پشت پرده چیزهای دیگری باشد. شاید دولت ایران بدون محاکمه عادلانه او را اعدام نکرده است. شاید دلایل کافی است. شاید او خود کسی باشد که بی گناهانی را با دستانش کشته است و فقط به این دلیل اعدام او علنی نبوده است که اطلاعاتی طبقه بندی شده به بیرون درز نکند.
از یک عکس و یک سری اطلاعات به شدت فیلتر شده نمی توان به حقیقت دست یافت. شاید هم کمی زمان به خوبی نشان دهد که دست دولت ایران به ناحق به خون یعقوب و یعقوبها آغشته شده است. هر چند من دیگر به هیچ چیز اعتماد ندارم. ای کاش حداقل عملکرد دولت ایران کمی شفافتر بود. و ای کاش خشونت نبود.
پی نوشت: آن مطلب را پاک کردم چون دیدم بعضی دارند به آرش کمانگیر، دوست بسیار عزیزم توهین می کنند. توهین به خودم اما برایم قابل پیش بینی بود که شاید چون زود مطلب را برداشتم رخ نداد :)
اگر می خواهید توهین کنید متاسفانه مجبورم کامنتها را تائید نکنم. خطاب به دوستانی هم عرض کنم من و آرش کمانگیر با هم شدیدا دوست هستیم و این بحث فقط برای روشن شدن دیدگاه هایمان است. اصلا برداشت بدی نکنید و اصلا سوء استفاده نکنید. البته می توانید در وبلاگ آرش هم به من فحش دهید. بستگی به شخصیت خودتان دارد :)
حالا اگر می خواهید فحش بدهید، بدهید. اگر هم اهل منطق هستید درود بر شما. راه بحث باز است :)
+ موقع گرفتن جان آدم ها دلتان بلرزد
22 Responses to “چون پرده در افتد …”
Leave a Reply
مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید
جستجو بفرمائید :)
خواندنیهای جذاب و مفید از سرتاسر وب
- 11 نکتهای که باید قبل از ارسال هر ایمیل به آن توجه کنیم
- نخستین اتفاقات اینترنت را می دانید؟!
- در حاشيه فراخوان تويوتا و حلاليت طلبي از بازماندگان 3000 کشته تصادفات ايران
- چگونه با اختلال خواب ناشی از پرواز طولانی مقابله کنیم؟
- 4 سایت برای یافتن جایگزین نرم افزارهای شما
- چگونه صاحب یک عکس را با استفاده از اینترنت بیابیم
- چگونه با دوربین تلفن همراه، خوب عکس بگیریم
- «iPhone baby» اولین نوزاد آیفونی به دنیا آمد!
- برترین های CES 2010 لاسوگاس(نقل از Cnet)
- فارسی 1 و هجوم به ارزش های اخلاقی
دسته بندی موضوغی نوشتهها
- daily
- wordpress
- ادب و هنر
- اوپن سورس
- تبلیغات دیدنی
- توییتر
- جالب
- خلاقیت
- سرویسهای وطنی
- سرگرمی
- عکس و عکاسی
- عکسهای تحسین برانگیز
- فایرفاکس
- فرهنگ دیجیتال
- فیس بوک و شبکه های اجتماعی
- متفرقه های وب
- مذهب
- معرفی سایت و وبلاگ
- معرفی سرویس
- معرفی فیلم
- موبایل
- نرم افزار
- نوروز87
- نوشته های خارج از صفر و یک
- وب2
- وبلاگ نویسی
- وردپرس
- ویندوز و مایکروسافت
- گوگل و یاهو
- گیک
هیچ نتوان گفت!!…
=D>
پاسخ به این نظر
فتحی عزیز. باشاید که کار درست نمی شود. شاید متهم گاز می گرفته. شاید محاکمه عادلانه شده باشد. خوب پس چرا نمیگی شاید کانگر هم محاکمه عادلانه شده و پشت پرده خبری بوده. گفتی دوستش هستی. شاید تو هم پشت پرده جریانی داری.
نه دوست عزیز. ملاکهایی برای عدالت طلبی وجود دارده . کافیه اعلامیه جهانی حقوق بشر رو بخونی. ضمنا به تجربه میگم چون با متهمین و مجرمین بسیاری سرو کار داشتم. از من بشنو و باور کن هیچ متهمی با توهین کردن، چشم بند و دهن بند زدن ، آفتابه به گردن کردن اصلاح نشده. فقط عقده ای تر می شه برای انتقام از جامعه ای که حالا اون رو دشمن خودش می دونه. و صد البته که عصبیت جامعه رو بالا و آستانه تحریک پذیری جامعهرو پایین میاره. کافیه به تغییر دیدگاه مردم در برخورد با پلیس دقت کنی. مردم دیگه پلیس رو از خودشون نمی دونن واین خطرناکتره.
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 15م, 1387 at 8:51 ب.ظ
آقا محسن
من گفتم آفتابه گردن کسی بندازیم؟ من گفتم توهین کنیم؟ پس آنجایی که می گویم
“کرامت هر شخصی محترم و باید حفظ بشود.”
چی؟ اما شما خودت را بگذار جای متهمی که جلوی ملت به شما هر نسبت ناروایی را می دهد و شما که انسان سالمی هستی فقط به خاطر این که زورت به طرف نمی رسد ( بالاخره یکی هست که زورمان بهش نرسد ) مجبور باشی تحمل کنی. اینجا شما دچار آسیب روحی نمی شوی؟ دوست نداشتی به خاطر این که دیگر به شما فحاشی نکند، به شما که فردی بی گناه در این قضیه هستی، خانواده محترمی داری که دوست نداری هر نسبتی به خانواده ات نسبت داده بشود با خاطی برخورد می شد؟
حرف من این است. اگر کسی دیگران را اذیت نمی کند باید اذیتش نکرد. باید برایش شان انسانی قائل شد. اگر به هر نحو به افراد دیگر آسیب زد باید باهایش برخورد بشود. شما با این مخالفی؟
من دارم می گویم از روی عکس نمی شود همه چیز را فهمید. این که بگوییم چون دهانش را بستند پس لعنت بر دولت ایران نمی شود. این که شایدها را در نظر بگیریم می شود بحث عادلانه کردن. وگرنه خیلی راحت نیست من بیام بگویم آقا محسن آدم … و چهار تا فحش بدهم؟
ممنون محسن جان از نظرتون. از دیدگاهتون که مخالف با عصبیت است احساس خوشحالی می کنم.
پاسخ به این نظر
قضیه این بابا خیلی مشکوکه هر چند من هم به هیچ کس اعتماد ندارم که خبرش رو توی این زمینه باور کنم.
بنابر این نام این اعدامی رو هم به لیست بلند بالای سوالات هرگز پاسخ داده نشده ام اضافه می کنم
پاسخ به این نظر
سلام آقای 1فتحی.
کرامت کسی باید حفظ بشه که کرامت دیگران را حفظ میکنه.
نه کسی که که کرامت پیش کش، به جان و ناموس دیگران رحم نمیکنه.
موفق باشید.
پاسخ به این نظر
رفیق نازنین، مهم همین است که حرف بزنیم. دست شما درست که بحث رو ادامه دادی.
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 15م, 1387 at 8:53 ب.ظ
ممنون آرش جان. بلکه این کامنت شما دلیلی بشود بر علاقه من به شما. در مطلب قبلی خیلی زیبا دوستی گفته بود که من و شما از اول هم با هم مشکل داشتیم :)
پاسخ به این نظر
کمانگیر Reply:
مرداد 15م, 1387 at 9:22 ب.ظ
من و شما چه مشکلی داریم رفیق؟ نداریم که!
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 15م, 1387 at 11:07 ب.ظ
این بدیهی است. اما یکی از دوستان به قدری جدی در کامنتهای مطلب حذف شده می گفتند که من و شما با هم مشکل داریم که من حتی گفتم نکنه یک کمانگیر دیگر را می گویند. در این که من و شما با هم مشکل نداریم حداقل من شکی ندارم. ممنون از پیگیری تون
پاسخ به این نظر
یک مثلی هست که میگه سر بی گناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره . به نظر من حتما گناهی کرده که دار زدنش ، انجام شده.
پاسخ به این نظر
مطمئن باش یعقوب میرنهاد به جرم روزنامه نگاری و کار سیاسی و از این جمله اعدام نشده. بلکه حتما جرم دیگری بوده. مورد مشابه در کردستان را که کامل در جریان بودم ، همین وضع بود. در رادیوهای بگانه و دروغگو به اسم روزنامه نگار و فعال سیاسی و کوهی از مظلومیت و آزادی خواه از او یاد شد ، ولی طرف سوادش سوم راهنمایی بود و فقط 50 قبضه آرچی جی از منزل او پیدا شد و همکاری با پ ک ک و …
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
حقیقت واضح است ، ما بعضا می خواهیم خودمان را گول بزنیم.
اگر خواستید به من هم فحش بدهید. برادر یک فتحی که اجازه دادند ما دیگر چه کاره ایم!
پاسخ به این نظر
سلام
نمیدونم با من موافقی یا نه . ولی جمهوری اسلامی اینقدر انسانهای بیگنها رو الکی کشته که دیگه سخت میشه بهش اعتماد کرد .
مثلا زهرا بنی یعقوب .
اون دانشجوی سنندجی .
زهرا کاظمی و …
همشون هم به همین شکل بی سرو صدا و مخفیانه .
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 15م, 1387 at 11:08 ب.ظ
این ها را قبول دارم که می گویید. برای همین گفتم
” ای کاش حداقل عملکرد دولت ایران کمی شفافتر بود. ”
این جوری حداقل می توانستیم بفهمی چی به چی است و مجبور نمی شدیم همه را به چوب بی اعتمادی برانیم. این خیلی بد است
پاسخ به این نظر
امیدوارم هر چی هست مصداق سوختن خشک و تر باهم نباشه.
پاسخ به این نظر
ممنون از این که به من سر زدی می خواستم اگه امکان داشته باشه باهاتون تبادل لینک کنم البته من لینکتون کردم توی وبلاگم می خواستم شما هم لطف کنید و من رو لینک کنید(البته اگه قابل بدونید)
پاسخ به این نظر
جوری از جان انسان ها صحبت میکنید انگار که میشود در هر بقالی دوباره خریدش. نه دوستان شما دارید از جان یک انسان صحبتی میکنید. از زندگی یک انسان صحبت میکنید. انسانی که الان دیگه نیست.
چرا در مورد بستن دهان یک مجرم اینقدر جدی میگیرید و در موردش بخث هم میکنید و پست میدهید ولی در مورد اعدام یک جوان ایرانی فقط به گفتن جمله “ای کاش حداقل عملکرد دولت ایران کمی شفافتر بود” بسنده میکنید.
ای کاش برای یکبار هم که شده خودمان را جای آنهایی که به همین شکل اعدام شده اند میگذاشتیم. ای کاش خود را جای خانواده آنها میگذاشتیم که دیگر عزیزشان در کنارشان نیست و در زیر صدها خروار خاک دفن شده است. ای کاش کمی بیشتر به جان انسان ها توجه میکردیم مطاعی که این روزها جز بی ارزش ترین ها در کشورمان شده است.
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 16م, 1387 at 9:42 ق.ظ
درباره مجرم متهم به جرائم مرتبط به مواد مخدر صحبت می کنم چون دیده ام چگونه دستگیر می کنند و اینها چه رفتارهایی می کنند ( عینی و نه از روی یک سری رسانه که هر کدام به جایی وابسته است )
در مورد اعدام یک جوان ایرانی بحث نمی کنم چون اطلاعاتم زیاد نیست. حتی نم دانم چگونه دستگیر شده است. الکی وی از روی هوا بریزم و بپاشم که چه؟
فرض می کنیم آن جوان واقعا یک تروریست باشد. آن وقت چرا خود را جای کسانی که به دست یا دستور این جوان کشته شده است نگذاریم؟ فرض می کنیم ( حتی اگر محال باشد ) که این جوان با گروهک تروریستی جندالله وابستگی داشته باشد ) چرا خودمان را جای مادرهای کشته شدگان نگذاریم؟
محمدرضا جان کمی انصاف داشته باشید. هر جوری می شود برداشت کرد. نمی شود؟ اگر دو روز دیگر معلوم شد این جوان ایرانی ( که جوان ایرانی هم می تواند بد باشد. نمی تواند؟ ) واقعا یک تروریست خطرناک بوده است آن وقت چه کار می کنید؟ چه می کنید؟
نمی گویم واقعا تروریست است. می گویم بالاخره وقتی پرونده ای با این سطح از مخفی کاری مختومه می شود هر چیزی ممکن است پشتش باشد.
برای همین است که می گویم باید شفافیت زیاد بشود.
اگر معلوم شد که این جوان بی گناه کشته است آن وقت باید گفت دولت ایران جواب بده.
ممنون که خوب اشاره کردید عزیز. ای کاش واقعا هم جان ارزش بیشتری داشت
پاسخ به این نظر
یعنی فکر کردی اگر امکان شفاف سازی وجود داشت او را اینگونه بی سروصدا اعدام می کردند؟
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
مرداد 16م, 1387 at 11:26 ق.ظ
امکانش برای دولت که هست. مسئله این است که کی شفاف سازی کند. وقتی دولتی شفاف سازی کند دیگر بی سر و صدا اعدام کردن معنی ندارد.
دوما شفاف سازی در این مورد منظور نیست. چه بسا در این مورد شفاف سازی به از دست رفتن اطلاعات مهمی که بر ضد گروه جندالله است منجر بشود. منظور از شفاف سازی، شفاف سازی کلی و صداقت است.
پاسخ به این نظر
http://ahestan.wordpress.com/2008/08/05/a-blogger-was-executed/
ببینید
پاسخ به این نظر
فتحی عزیز. حفظ کرامت و احترام گذاشتن به کسی که احترام ما رو نگه میداره ساده است. مهم اینه که ما با دشمنان چه رفتاری داریم. هرچند که معتقدم بسیاری از مجرمین محصول عملکرد غلط جامعه هستند. نمیگم حکومت. میگم جامعه من، تو و همه کسانی که هستند و در گذشته بودن
پیروز باشی دوست عزیز
پاسخ به این نظر
کلی مطلب موافق و مخالف در رابطه با این اعدام رو خوندم ولی مطلب شما با بقیه فرق داشت.
من رو یاد اون آیه از قران انداخت که در اون خدا جریان حق و باطل رو تشبیه میکنه به جریان سیلابی که رویش را کف پوشونده و باطل رو به کف و حق رو به آب تشبیه میکنه که به مرور کف فرو میشینه و آب به جریان ادامه میده.
پاسخ به این نظر