نگاهی به وبسایت زنده یاد حسین پناهی به بهانه سالروز مرگ او
مرداد 15, 1387 ادب و هنر, معرفی سایت و وبلاگ, نوشته های خارج از صفر و یک
صدای پای تو که می روی
و صدای پای مرگ که می آید…
دیگر چیزی را نمی شنوم…
{ از اشعار مرحوم حسین پناهی }
این که چرا از حسین پناهی خدا بیامرز خوشم می آمد را خودم هم نمی دانم اما یک چیزهایی داشت که کم کم می گذارمشان کنار هم به چیزهای خوبی می رسم. چیزهایی که یاد حسین را همیشه برای من زنده نگاه می دارد.
حسین پناهی قیافه کودکانه و ظاهر شکننده ای داشت. در قیافه اش نمی شد کهولت یا جا افتادگی را حس کرد. کم سن نبود در لحظه مرگ، 48 سال داشت اما قیافه اش انگار معصومیت را به رخ آدم می کشید. در پس این معصومیت چیزی بود که همه اسمش را دانش بالا می دانستند. از این آدمهای «پر بی ادعا» توی جامعه ما زیاد نیست. این آدمها را دوست دارم.
حسین روحانی بود یعنی درسش را خوانده بود. از آنها هم بود که کل ایل و طایفه شان حرفه ای این کار بودند. سالها دوستش داشتم و در اواخر عمرش فهمیدم. یک داستانی که من خیلی از آن لذت بردم این بود که حسین به زنی که موشی در داخل روغن افتاده بوده می گوید که روغن نجس نیست چرا که آن روغن خرجی چند ماه خانواده زن را مهیا می کرده است. از روحانی هایی که در دین انعطاف به خرج می دهند چون دین برای راحتی بندگانش است خوشم می آید
خانمی است آشوری که به علت چهره زیبا ، ایشان و خواهرشان زیاد به عنوان نابازیگر در تلوزیون مورد استفاده قرار گرفته اند. در این کار روزگار قریب من را به عنوان دوستشان به سر صحنه لوکیشن بردند. با توجه با دوستی با چند بازیگر بسیار مشهور ایران، حدس می زدم که «حسین آقا» هم مانند آن دوستانم خودشان را برای دیگران ( اینجا من ) بگیرند. و چه این بازیگر آن روز گرم و صمیمی برخورد کرد در حالی که هواداران ( سیاهی لشکرها و نابازیگران ) دورش بسیار بودند
آن روز آخرین روزی بود که خبری شنیدم یا در تلوزیون دیدم یا … . حسین پناهی رفته بود
به مناسبت روز فوت این بازیگر بزرگ جعبه جادو بهانه ای دست داد تا به معرفی سایت مرحوم حسین پناهی بپردازیم
در بخش معرفی می توانید زندگی مختصری از آن مرحوم بخوانیم. زیاد کامل نیست اما بد هم نیست. قضیه موش را آنجا هم گفته است. راست و دروغش را گردن اینها می اندازم چون من هم به واسطه نوشته اینجا جرئت پیدا کردم این قضیه را تعریف کنم وگرنه خودم زیاد مطمئن نبودم.
در صفحه ای که برای یادداشت های دیگران از حسین پناهی می بینیم با وجود نام های بزرگ اما از نظر تعداد کم است. انگار بازیگران ما از ما کم حواستر یا بی معرفت ترند!
در این صفحه هم شما می توانید نوشته ای چند خطی برای یادبود روحش برای حسین پناهی بنویسید. این جوری شاید راه بدی نباشد برای این که ثابت کنیم فراموش نمی کنیم حسین پناهی را. اما … متاسفانه این بخش از کار افتاده است!! حداقل برای من کار نکرد.
نوشته زیر را دوست داشتم همین الان حسین آقای پناهی بخواند
“چیزی نمی شه گفت جز این که کسی دست مرگ دورش را فرا می گیرد لزوما فراموش نمی شه. شاید هم میشه. آخر ما به اندازه حسین با معرفت نیستیم”
اگر شما نوشته ای دارید می توانید اینجا توی بخش کامنتها بنویسید تا پیگیری کنم اگر سایت اصلی درست شد با اسم و آدرس ایمیل شما برایشان بفرستم. البته اگر امین باشم! ( اگر نمی خواهید کامنت تان اینجا منتشر بشود در کامنت ها بفرمائید که تائید نکنم. شخصا اگر نویسنده وبلاگ بودم دوست داشتم نوشته ام منتشر نشود! )
مرحوم حسین پناهی یک گروه در یاهو هم دارد. برای رفتن به این گروه اینجا را کلیک کنید و به یکی از 482 عضو این گروه بپیوندید. اگر نمی دانید چگونه در گروه عضو می شوند اینجا را کلیک کنید تا راهنمای کامل موجود در این باره را ببینید.
اینجا می توانید اشعار آن مرحوم، اینجا می توانید کتابهای آن مرحوم و اینجا می توانید اخبار مربوط به آن مرحوم را ببینید. آخرینش برای سال 1385 است. یعنی بعد از آن هیچ خبری نبوده است؟!!
اینجا هم می توانید فیلموگرافی آن مرحوم را ببینید. به نظر مجموعه کاملی می آید مخصوصا که روزگار قریب هم در بخش سریالها هست. کارنامه هنری درخشان، چیزی است که مرحوم پناهی با دیدن این صفحه به رخ ما می کشد!
کم نظیرترین قسمت سایت هم قسمت گالری عکسهاست که به من نظر من از تمام قسمتهای سایت مهمتر است چون من مرجعی به این خوبی ندیدم.
روز شمار زندگی اش هم تا بعد از مرگش ادامه دارد که یک نگاه سرسری هم بکنید خالی از لطف نیست. هر چند من نمی دانم چرا از توصیف پیکر مرحوم در این بخش زیاد راضی نیستم!
اگر از غلطهای املایی زیاد سایت بگذریم یک درخواست هم داشتم. اگر از دستتان بر می آید یک دستی به سر و گوش ویکیپدیای حسین پناهی بکشید. مخصوصا که صفحه انگلیسی هم ندارد. این یک خواهش است.
در آخر اگر از سایت دیدن کردید یک فاتحه ای دعایی برای روح آن مرحوم یادتان نرود، آن مرحوم که می گفت:
برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد! یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هرمفهومی نشسته ایم و همه ی چیز های تلنبار مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم!به نظر میرسد انسان آسانسورچی فقیری است که چرخ تراکتور می دزدد! البته به نظر میرسد! … تا نظر شما چه باشد؟













مرداد 15م, 1387 در 10:24 ق.ظ
من عاشق حسین پناهی بودم و هستم نمیدونم تئاترهاش رو از از نزدیک دیده بودید؟ با شخصیت خودش بدون اینکه به نمایشنامه یا فیلمنامه خدشه ای وارد کنه بازی می کرد کم هستند کسانی که بتونن به کارگردان بفهمونن: من اینجوری بازی می کنم، و کارگردان قبولشون داشته باشه. سینمایی کشتی یونانی به کارگردانی ناصر تقوایی یکی از فیلمهایی بود که با وجود حسین پناهی کامل شد. یحیی و گلابتون هم از ذهن ما پاک نمیشه. اشعار حسین پناهی هم مثل شخصیتش صاف و بی آلایش هستند. روحش شاد.
موفق باشید. مثل همیشه عالی بود.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 10:35 ق.ظ
اشک ما رو در آوردی
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 11:08 ق.ظ
همه چیز در مورد مرحوم پناهی گفتید بجز اینکه او اصیل بود به اصالت خود افتخار میکرد منه بچه دهاتی همین که به شهر اومدم لحجه خودمو فراموش کردم تا دو روز رفتم خارج از کشور دیگه توی هر جمله خودم چند تا لغت فرنگی بکار نبرم نمیشه اما حسین اصالت داشت مثل لحجه اصیل و قشنگش یادش گرامی روحش شاد
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 at 3:40 ب.ظ
خودم را برای صحبت کردن از اصالت کسی مانند حسین پناهی کوچک دیدم!
ممنون از اشاره قشنگتون
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 12:46 ب.ظ
ممنون بابت یادآوریت.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 2:27 ب.ظ
از حسینپناهی گفتن ،کار بسیار قشنگی است. لطفا از اشعار آن مرحوم، بیشتر استفاده کنید
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 6:14 ب.ظ
من یادمه که یک روز توی تلویزیون از آقای پناهی سوال کردند که چرا دوست داری نقشهای بچه ها یا آدمهای ساده رو بازی کنی؟ اون در جواب چیزی نگفت فقط گفت که شاید بعد از مرگ من متوجه بشوید!!!!!
من همیشه تا زنده بود به این جمله مرموز آقای پناهی فکر می کردم اما نمی دونم چی شد که بعد از مرگش این مسئله باز هم روشن نشد!!!
نمی دونم…
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 9:42 ب.ظ
اشعارش رو دوست داشتم
و لهجه اش رو البته، نه لحجه اش رو
راستی چرا من باید هر کامنتی رو برای شما چند بار بنویسم ؟
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 at 11:05 ب.ظ
فکر نمی کنم نیازی باشد آزاده خانم. کسی را ندیدم که از این مورد شکایت کند.
مطمئن باشید اگر یک بار بگذارید من در بخش مدیریت می بینم. نمی دانم مشکل شما به چه صورت است. اگر ادامه دار بود از طریق ایمیل بفرمائید در خدمت باشیم
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 15م, 1387 در 10:34 ب.ظ
خیلی علشقشم بخصوص شعر هاش نمی دونم دیگه چی بگم فقط می تونم بگم دمتون گرم
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 16م, 1387 در 12:03 ق.ظ
سلام
من از شهر حسین پناهی دارم کامنت میزارم.
خوشحالم که میبینم به یادش هستید.
کاش همه مثل حسین پناهی * دانه های دلشان پیدا بود *
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 16م, 1387 در 12:51 ق.ظ
من اصلان نمی دونستم ایشون چنین شخصیتی دارند . متنی که بالا بود (هفتاد کیلو گوشت…. ) خیلی قشنگ و پر بار بود .خیلی به دلم نشست.حیف که ایشون را دیر شناختم. از شما هم ممنونم که این مطلبو گذاشتید، چون یکی مثل من که نمی شناختمشون ، باعث شد با شخصیت ایشون آشنا بشم. روحش شاد
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 16م, 1387 در 5:09 ق.ظ
خیلی عالی بود. خدا رحمتش کنه آدم صاف وصادقی بود.
دست شما هم درد نکنه که نمیزارید خاطرش از یادها برود.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 16م, 1387 در 10:10 ق.ظ
خدا بیامرزدش
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 16م, 1387 در 6:52 ب.ظ
من هم موافقم با اینکه از اشعار ایشون بیشتر استفاده کنید. ممنون
روحش شاد
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 17م, 1387 در 12:48 ق.ظ
خدا بیامرز همشهری ما بود
[پاسخ به این نظر ]
آبان 25م, 1387 at 2:41 ب.ظ
خدا همه ما را بیامرزد
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 19م, 1387 در 7:42 ب.ظ
اولا” خدا رحمتش کنه خیلی ادم خوبی بود از شما هم ممنون بابت زنده نگه داشتن نام این عزیز از دست رفته کاش بعد مرگ من هم کسی باشه که از من یادی کنه و یه خدا بیامرزی بده .کاش ….. و ای کاش………………….
[پاسخ به این نظر ]
آبان 25م, 1387 در 2:41 ب.ظ
خدایش بیامرزد
[پاسخ به این نظر ]
آبان 26م, 1387 در 10:25 ب.ظ
گل نیلوفر چرا هوسش دلتنگیست
من پرا توی غمگینی خورشید سیاه میپوشم
مرز دل تنگی چرا کم رنگ است
ما چرا غمگینیم
……
او زنده است. زمین مرده
[پاسخ به این نظر ]
آبان 28م, 1387 در 8:29 ق.ظ
حسین رو تا زنده بود هیچکس نشناخت تا وقتیکه مرد تازه همه فهمیدن چه نگین گرانبهای را از دست دادن اما چه فایده که ما ایرانیان با ان همه تمدن و فرهنگ ارزنده مرده پرستهای خوبی هستیم خدا حسین عزیز رو بیامرزه همیشه یاد و خاطره و تنهاییهای حسین با ماست
[پاسخ به این نظر ]