بیاییم آی تی نویسان و تازه شروع کرده های وبلاگستان را دوست داشته باشیم!
مرداد 27, 1387 daily, فرهنگ دیجیتال, وب2, وبلاگ نویسی
دوست عزیزی نوشته ای می نویسد و نظراتشان را بیان می دارند. ایشان که از قضا در نزد ما عزیز هم هستند می فرمایند
چرا بعضی دوستان مثلا “وبلاگنویس” اصول اولیهی وبلاگنویسی را یاد نمیگیرند؟
نکته اما اینجاست که این اصول هر چه باشد حتما رعایت احترام دیگر وبلاگنویسان جزئی از آنان است. ننوشتن پستی با بغض احتمالی و بدون انصاف یکی از این اصول است. وگرنه خوشبختانه در وبلاگستان فارسی چاقو زیر گلوی کسی نمی گذارند که بنویس یا مثلا اگر حرف نزنی چیزهایی در مورد توانایی تکلمت بگویند. وبلاگستان فارغ از این مسائل جایی است برای گفتگو برای آموختن، و جایی برای رها شدن از مالکیتهای کسانی که خود را ریش سفید وبلاگستان می دانند.
ایراد فرمایشات از سوی وبلاگنویسی که ماههاست در این وبلاگستان می نویسد اقعا چیز عجیبی است. آن جا که ایشان می فرماید:
چرا بعضی دوستان وبلاگنویس فکر میکنند وبلاگ فقط میتواند در “وردپرس” باشد؟
بهتر نیست فکر کنیم ایشان شاید سالها با سرویسهای مختلف کار کرده اند و اینک فکر می کنند وردپرس بهترین سیستم وبلاگنویسی است؟ آیا شما اگر چیزی را بهترین بدانید به دوستانتان توصیه نمی کنید؟
چرا این روزها داشتن وبلاگ در بلاگفا، پرشین بلاگ، پارسی بلاگ، بلاگ اسکای و بلاگ اسپات با “سالها” آرشیو جالب و جذاب “عقب ماندهگی” محسوب میشود؟
وه که چه خوشحالیم که فهمیدیم کسانی هستند که این دوستان را عقب مانده می پندارند. انتساب یک دیدگاه به کل جامعه وبلاگنویس با اشاره پنهانی به وردپرسی ها البته که کاری نیکو است و اگر منصفانه نیست و شاید مغرضانه است اما حتما (!) از اخلاق وبلاگنویسی سرچشمه گرفته است.
اینجا اعلام می کنم اگر من روزی وبلاگنویسی را به خاطر بلاگفایی بودن عقب مانده نامیدم خودم عقب مانده ام و اگر کلا کسی را در این جمع وبلاگنویسی صمیمی به هر دلیلی و با هر گرایشی عقب مانده دانستم کلا از انسانیت استعفا می دهم. باشد دیگر این دوستمان نظر یکی دو نفری از دوستانشان را که دیده است را به کل تعمیم ندهد.
این دوستمان که می گوید
چرا بعضی دوستان تکنولوژیک فکر کردهاند فناوریهای روز فقط برای آنها عرضه شده است و دیگران از این مزایا “محروم “ماندهاند؟
ای کاش کمی فکر می کردند که علمی نویسی یعنی همین که اطلاعاتی را که دیگران از آن محروم مانده اند به آنها بدهی! یک میلیارد ساعت وبلاگنویسی برای کسی که همه اطلاعات همه این نوشته ها را داراست چه فایده ای دارد؟ یا شاید هم مانند پستهای ایشان خراب شدن بتی بر روی دخترکی نشان وبلاگنویسی علم گراست!! ( این جوری گفتم که بگویم می شود به مینیمال نویس هم توپید. مینیمال نویسان خواهشا به دل نگیرند و به حساب دیگر خطاهای من ببخشایند )
ای کاش کمی هم در یادداشتشان رتبه در فرندفید را هم شرح می دادند تا دوستان فرندفیدی ما که آنها را به پراکندن شایعات مضحک و اخبار زرد محکوم می کنید هم بدانند در چه رتبه ای هستند!
می دانید دوستان مشکل از کجاست؟
مشکل از ادعای ماست. تا یک مدت از وبلاگنویسی مان گذشت سریع خودمان را می گیریم و به جای کمک به دیگران زود بر آنان پرخاش می کنیم، چرا که حالا ما دیگر وبلاگنویس با سابقه ایم!
می گوییم
این دوستان “تازه رسیده” کجا بودند وقتی بلاگرهای فارسی “ساعتها” وقتشان را پای این اینترنت کم سرعت “عذابآور” صرف نوشتن چند خط کوتاه “مفید” میکردند، وقتی یک تنه در مقابل همهی “سانسورها، محدودیتها و فشارها” ایستاده بودند؟
نمی دانیم که همان دوستان تازه رسیده خودشان سالها وبلاگ نوشتند و وبلاگ خواندند. من اگر می گویم سابقه وبلاگنویسی ام 10 ماه است یعنی در این وبلاگ 10 ماه، نوشته ام. فکر می کنید ما آن موقع فکر تیله بازی بوده ایم و این دوستان با سابقه در فکر وبلاگنویسی؟ نه خیر عزیزان!
به خاطر همان خاطرات قدیم است که وبلاگ می نویسیم که دیگر کسی همان کارهای قدیم ما را نکند. زمانه، زمانه ADSL 512 است و نه Dial up 56k. بعضی دوستان چنان داد سخن می آورند که انگار ما همه با اینترنت T1 شروع کردیم و مودم دیال آپ در عمرمان ندیدیم!
بدی کار فقط این است که ما دنبال همین هستیم. تا یک چیزی پیدا کنیم و با آن بزنیم در سر دیگران. حالا که آرشیومان 57 ماه از عمرش گذشت چه بهتر که به دیگران لقب “تازه رسیده” بدهیم. این جوری قریب به اتفاق وبلاگستان را کوبیده ایم!
این جوری خودمان شده ایم شاه وبلاگستان! این جوری وبلاگستان را ملک “صاحبداری” می نامیم و می گوییم
چرا بعضیها به خودشان اجازه دادهاند وبلاگستان فارسی را ملک “بیصاحبی” بدانند که هر طور دلشان بخواهد در آن رفتار کنند؟
هر چند که ما، وبلاگستان را مامنی بدون “آقا بالا سر” بدانیم که راحت بتوانیم از تمام دغدغه هایمان بنویسیم و از کسی هم به خاطر نوشتن منطقی مان اجازه نخواهیم اما انگار هستند این «آرشیو بلند بالاها»!
یاد صادق بلاگنوشت افتادم. او هم آرشیو بلندبالایی دارد اما تا به حال از او این چنین نوشته هایی ندیدیم! پس بین همان ها هم هستند دوستانی که این گونه فکر نکنند اما امان از روزی که جایی که قرار است محل آرامش عده ای باشد را ملک شخصیمان بدانیم و بگوییم
خدا لعنت کند شرکت یاهو را که “چت رومهایش” را بست و این تحفهها را ناگهان به کیسهی وبلاگستان ریخت.
و فکر نکنیم خطاب کردن آی تی نویسان، یا “آرشیو کوتاه ها”!، فرقی نمی کند چون در حال تعداد زیادی هستند با لفظ “تحفه” از ادب به دور است. اما شاید “بی ادب نویسی” از اخلاقیات وبلاگنویسی است.
ای کاش این دوستمان به جای حمله کردن به IT نویس و تازه شروع کرده هایی که یک خط از نوشته هایشان به کل آرشیو 57 ماهه ایشان - که حدس می زنم باعث همین احساساتشان همین آرشیو است – می ارزد اخلاق وبلاگنویسی را یاد می داد. ایشانی که به طرفه العینی وبلاگستان ما را « مریض » نامیدند.
کسی که تازه وبلاگنویسی را شروع کرده است و با ADSL هم وبلاگ می نویسد لزوما بد نمی نویسد جناب مطرود!
و این نوشته ها را هم حتما بخوانید. دو تا از همین تازه رسیده های IT دوست نوشتند!!!
+ مرهمی به نام مافیا ( نوشته کمانگیر با 2 سال سابقه )
+ احترام به مخاطب اصل اول وبلاگنویسی ( نوشته میلاد با 14 ماه سابقه )
Tags: وبلاگستان, وبلاگنویسی

















مرداد 27م, 1387 در 9:28 ق.ظ
عالی عالی عالی…
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:14 ق.ظ
حالا شما که ما رو دوست خواهی داشت لینکمون را اضافه می کنی . 135 مگ فضا از هاستتون را بهمون می دی . یه سایت با وردپرس با قالبی که من می خوام ( فارسی نشده ) ایجاد می کنی . پس این چه دوست داشتنی هست .
جدای از شوخی مطلب مناسبی داشتید . من از تو گوگل ریدر مطلبتون را دیدم . چطور تو مطلب را اونجا با فونت تاهما و قالب استاندارد قرار می دید .
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:20 ق.ظ
سلام یک فتحی جان …
یکی دو تا اشکال تو بلاگت میبینم بد نیست تذکر بدم (نترس… اشتباه تا یپیه !! )
یکی این که اون کنار نوستی :
مشترک شدن از طریق ایمیلخوانند خوراک ندارید؟ مشکلی نیست! فقط روی نماد ایمیل در چپ کلیک کنید و سپس آدرس ایمیل خود را وارد نمایید. از این راه، آخرین مقاله ها بواسطه این مکان مستقیما به پوشه ایمیل شما فرستاده خواهد شد.
که باید باشه : خواننده نه خوانند !! و هم اینکه نصف حرفات فارسیه تصفش انگلیش …. بهتر نیست به جای ایمیل بگیم پست الکترونیک که یه واژه ی جا افتاده است و مثل واژه ی گرد لقمه عجیب غریب نیست ؟
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 at 10:23 ب.ظ
ممنون که اطلاع دادید. آنها نشان کم کاری من است. ممنون که اشاره فرمودید. اما اگر چند روز دیگر باز هم سر بزنید شاید دلیل رفع نکردنش را بفهمید ;)
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:28 ق.ظ
خیلی حرصم گرفت از خوندن اون مطلب. حالا حمله به آیتی نویسها به من ربطی نداره، ولی اون تیکهی «تازه واردها کجا بودن اون زمانی که….» خیلی بهم زور آورد. اگه فکر کنیم من، وبلاگنویسی رو از سال ۸۱ شروع کردم و الان شش ساله که وبلاگ دارم و قبول کنیم که قدیمی هستم، باید فکر کنیم که منتی سر وبلاگستان دارم یا تازه واردها؟ اگر گلی بوده به سر خودم زدم. کسی هم من رو مجبور نکرده بوده که اون زمان بشینم با اون مشقت و بدبختی وبلاگ بنویسم. همین الان مطمئنم اگه بخوام سختیهای اون زمان وبلاگنویسی رو بنویسم مثنوی هفتادمن کاغذ میشه. اما خب که چی؟ کی تعیین میکنه که کیفیت کدوم یکی از ماها بهتره؟ معیار تعیین کیفیت چیه اصلاً؟ از کجا باید بگیم اون مطالب «مفید» بوده، الان تازه واردها «مفید» نمینویسن! والله به خدا خجالت داره. جای اینکه بگیم خدارو شکر که چت رومهای یاهو بسته شد و یه عده اومدن اینجا و خوشحال باشیم که شاید از تو چهارتا وبلاگ چهارتا چیز یاد بگیرن… اینطوری برخورد میکنیم. دیگه نمیدونم پیشکسوتی و تجربه کجا پس باید به درد ذهن آدم بخوره اگه اینجا نمیخوره!
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:31 ق.ظ
البته شاهکار دیگهای هم بود. این تازهواردها دقیقاً کیا هستن؟ اینایی که وبلاگهای گل و بلبل دارن و کامنتهاشون «نظر یادت نره و به من هم سر بزنه» یا اینایی که آرشیوشون از دو سال بیشتر نیست؟ بعد سئوال بعدی اینه که اون نوشته غرضورزانه و از روی عصبانیت یا شاید حسادت نوشته شده؟ یا قرار بوده آسیبشناسانه باشه؟ و کلاً چرا منطق توش نیست. سوای اینکه کیفیت رو چی تعیین میکنه، میشه بدونیم تازه واردی و قدیمی بودن رو چی تعیین میکنه؟ دقیقاً باید آرشیو چند ماهه باشه تا یکی بره تو قدیمیها و یکی بیاد تو تازهواردها؟ بعد اصلاً این بحثها خجالت آور نیست؟ پوووف.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:33 ق.ظ
بعضی ها تازه اخلاق وحشتناک تری دارند از دماق فیل افتاده هم براشون کمه
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 11:49 ق.ظ
عجب !!!!!
من قبول دارم که مدتی هر کس از مادرش قهر میکرد وبلاگ نویس میشد.اما مدت زمان زیادی هم هست که دیگر اونطور نیست تب خوابید. اما آی تی نویسی من که احساس دین شدیدی به اونها میکنم و وبلاگهاشان و مطالبشون و می پرستم.درحد اعتیاد.خوب به هر حال این اعتیاد به نفع منه چون رشتم کامپیوتر هست و این علوم که در این وبلاگهاست در هیچ واحد تحصیلی و در هیچ آموزشکده ای آموزش داده نمیشه.
با این حال که آبان امسال سه ساله که وبلاگم و مینویسم ,شدیدا با فخر فروشی برای آرشیو مخالفم :D
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 1:48 ب.ظ
سلام جناب آقای فتحی خیلی زیبا بود خوشم اومد
از معرفی افزونه Scribe Fire هم بسیار ممنونم خیلی کارآمد هست و به در پرشین بلاگ هم خورد و بهتر از لایو رایتر و دردسر دانلودشه
کاش درون ریزی از پرشین بلاگ برای وردپرس این قدر درد سر نداشت تا من هم پستام رو به وردپرس منتقل می کردم و در کنار بزرگ هایی مثل شما بودم و از شما بهره ای می بردم
کاش زود تر به فکر اومدن می یفتادم قبل از این که سرویس های سنتی داخلی رو انتخاب کنم منتظر پیشرفت و نسخه جدید پرشین بلاگ موندم گفتم شاید فرجی شد ولی هیچ فرقی نکرد چه خیال باطلی می کردم
روز به روز موفق تر باشید
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 at 10:21 ب.ظ
این چه حرفی است. هر جا که باشید ما سعادت همجواری شما را داریم. اما اگر در وردپرس.کام بودید چون بیشتر می توانستم در زمینه پشتیبانی از وردپرس.کام در خدمت شما باشم خوشحال تر بودم!
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 3:48 ب.ظ
سلام آقای فتحی!
من شما را به استفاده از پروژه ی کاکاپو دعوت می کنم.
امیدوارم این پلاگین برای شما مفید باشد.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 3:55 ب.ظ
خوب جواب دادی
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 27م, 1387 در 6:06 ب.ظ
دیشب داشتم این مطلب رو می خوندم و از اونجایی که خودمم از همین تازه به وبلاگ رسیده های معلوم الحال هستم، خیلی جا خوردم.
بخصوص اون تیکه که در مورد علمی نویس ها بود و کسانی که از آی تی سررشته دارن .
واقعا اگه اونها نبودن هیچ کدوم از این چیزهایی رو که الان بلدم نمی دونستم و هیچ وقت استفاده من از وبلاگها هدفمند نمیشد.
یکی دوتا پست علمی نوشتم، می دونم چقدر نوشتن این پستها وقتگیره و جمع آوری اطلاعات هم در هر زمینه ای کار ساده ای نیست.
خدا رو شکر که اصول اولیه رو از ایشون یاد نگرفتیم.
ممنونم بابت این پست خوب و تمام نوشته های عالی شما
همچنین کاری که این چند وقته شروع کردین و خیلی با ارزشه.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 28م, 1387 در 9:29 ق.ظ
ممنون از دفاعتون. بخدا ما تحفه نیستیم و از چت رومهای یا هو هم به این جا پرت نشدیم. فقط ترجیح دادیم سالها خواننده باشیم . آلان هم هیچ ادعایی نداریم جز این که کمی از خودمان بنویسم که یادمان بماند.. ,
ترجیح می دیهم بلاگستان بی صاحاب باشد. از دست صاحبان کم خون به دل نیستیم ..
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 28م, 1387 در 1:47 ب.ظ
خیلی لذت بردم یلی هم عالی بود. از باقالی پلو ماهیچه بیشتر بهم چسبید!(-:
آقا یک روزگاری در سالهای خیلی دور! در یک فرومی که اسمش یاد نمیاد یک تاپیک راه افتاده بود که چه آنتی ویروسی بخرم خوبه (یعنی نویسنده پرسیده بود) وسط همه جوابهای مختلف یک عده بودند که استدلالشون این بود که این نورتون بدرد نمیخوره چون دیگه بچه بازی شده و همه نورتون دارند! ولی ما کاسپرسکی داریم!(-:
دقیقا لفظ ؛جواد؛ رو براش استفاده میکردند!
یعنی واسه آنتی ویروسم دنبال کلاس میگردن چه برسه به چیزای دیگه!(-:
همین آدما گویا حالا فکر میکنن وردپرس یا چیز دیگه فرق داره! (چطور برای جواد نبودن بریم مثلا expression engine یا text pattern رو استفاده کنیم!) نه عزیز اگر کسی اینطوری مثال خودمونی زده مثل این میمونه که بگن اونایی که با اتوبوس نارنجی میرنُ اونایی که با اتوبوس قرمز میرن! خواسته یه دسته بندی خیلی کلی بکنه.
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 30م, 1387 در 8:18 ب.ظ
مطلب بسیار مینی مال و جذابی بود
به نظر بنده ما می توانیم در نهایت صداقت و حرفه ای گریها و در راستای هم باشیم و لطفا با همدیگر دعوا نکنید و ارزشهای انسانی بسیاری را می توان از رساله ای چون وبلاک( با یا بدون گاف ؟”) در راستای جنبش نرم افزاری نهاد
به عقیده ی حقیر سوژه از برای کرسی شعر نویسی بسی بیشتر از اینها می باشد که ما به جان هم بیافتیم و اصلا” دعوا چرا؟محبت و بشردوستی ما ایرانیان که حتی چیزی از ارزشهای ما هم کم نشده است و صرف حضور در عرصه بلاک خودشض کلی افتخارمی باشد
و در نهایت وبلاگ خوبی داری گلم
خوشحال می شم به کلبه ی سبز و سایر چیزهای من هم سری بزنی و لطفا دعوا چرا مجددا”
با تشکر از آقای شیرازی که بلاگفا را در رفتاری غیر حرفه ای می بندیم
و خانواده ی محترم رجبی
حتما” حتما”
[پاسخ به این نظر ]
مرداد 30م, 1387 در 11:07 ب.ظ
من که چیزی از مطلب شما (از هدفتون) نفهمیدم. فقط اینو بگم که
1>> وقتی مثلا آقای X حرص میخوره و شور میزنه که بابا بیا وردپرس، دلش برای آن کسی میسوزد که ممکن است سرویسدهندهاش همچون پاسالِ persianblog.com شود.
2>> و وبلاگستان، ملک شخصی هیچکس نیست، و تا کنون چنین ادعایی را نه بهصورت مستقیم و نه غیرمستقیم، ندیدهام (شاید بوده و من ندیدهام).
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 2م, 1387 در 1:23 ق.ظ
به نظر من صحبت شما یا بهتر بگم دفاع شما، 110 درصد منصفانه بود!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 12م, 1387 در 7:48 ب.ظ
هر چی خودتان، دوست داشتی برداشت کردید و در مورد اون ها توضیح دادید و تحلیل کردید و حق دارید، ولی شاید نظر من را هم که در این بحث ها، هیچ کاره ام، بدانید؛ بد نیست:
برداشت من از متن اصلی چیز دیگری است و در نتیجه، جواب هایی را هم که شما، برای توجیه حرف هایتان، زدین، وارد نمی دانم.
[پاسخ به این نظر ]