چرا فرندفید را عاشقانه دوست دارم؟
شهریور 6, 1387 daily, فرهنگ دیجیتال, متفرقه های وب, وب2
این یک عدد نامه عاشقانه می باشد که خطاب به همه فرندفیدی ها نوشته ام. اگر نمی دانید فرندفید چیست می توانید بعد از خواندن اینجا را بخوانید تا آن یکی نصفه دیگر عمرتان هم بر فنا نشود ; )
*
اگر اهل فرندفید باشید می دانید که قضیه چی است. ایمیلی به کسی زدم که فکر می کردم همیشه مظلوم وبلاگستان واقع شده است. به تمام هستی قسم، من اگر ذره ای کسی را دوست نداشته باشم کمترین توجهی به او نمی کنم.
بعد از چند روز امروز پاسخی از ایشان گرفتم که من را از هر چه ایمیل زدن پشیمان کرد. متاسفانه نمی توانم بگویم چه کسی بود اما همین بس که آنقدر حرفایش آزاردهنده بود که فکر می کنم هیچ وقت در وبلاگستان این حرف ها را نشنیده بودم.
نمی توانم تحمل کنم که کسی بگوید من با فحاشی کردن به ایشان قصد بالا بردن خودم را دارم یا این جوری که ایشان می فرمایند عامل رشد و موفقیت من در وبلاگستان فحاشی به ایشان است!!!!!
عجب! خدا را شکر من هیچ وقت نمی توانم ادعایی درباره موفقیت داشته باشم و هر چه بگویم گزافه ای بیش نیست چرا که اگر چیزی است از لطف شما خوانندگان عزیز است. شما دوستان همراه.
امروز به قدری از این برخورد و حرف هایی که شنیده بودم ناراحت بودم که حد و حدودش وصف نشدنی است. تا جایی که واقعا با حالات مستاصل از دوستی که در محبوبیت و صدق رفتار در بین وردپرس.کامی ها شناخته شده است پرسیدم:
یا شیخ دیدی من به کسی فحاشی کنم توی دنیای وبلاگستان؟ دیدی واقعا بگو دیدم. یک سال هم هست که من رو می شناسی دیگر!
اگر از شیخ الشیوخ جواب نمی شنیدم:
ما که با چشمای خودمان ندیدیم دیگران هم ندیدند !!!
برای همیشه قید این دنیای مجازی را می زدم و می رفتم.
هر کس از من بی احترامی دیده التماس می کنم بیاید بگوید تا از دلش دربیارم تا خدا نکرده ناراحتی توی دلشون نماند. امروز واقعا دل شکسته به فرندفید وارد شدم و با وجودی سراسر لبخند، فرندفید را ترک کردم. نمی دانید فرندفید کجاست؟
فرندفید جایی است که در مدتی کوتاه چنان نیروی عظیمی از محبت به سمت شما روانه می شود که بهترین احساس هستی در لحظه، ارزانی شما می شود. و شما اگر در حال من بودید و در آستانه خداحافظی بودید آن وقت می فهمیدید که این محبت ها چه ارزشی دارد!
فرندفید را عاشقانه دوست دارم چون در فرندفید همیشه دوستانی هستند که محبتشان شما را ذوق زده کند. من را ببینید! همیشه شرمنده این همه محبتم. چه همیشه که فرندفیدی ها گوش شنوای من برای دردهایم بودند و چه زمانهایی که با راهنمایی هایشان مشکلاتم را حل می کردند لذت بودن در کنار یک خانواده پرمحبت را به من بخشیدند.
امروز تصمیم داشتم جامعه مجازی را ترک کنم. دلیلش این بود که کل جامعه مجازی را مانند همان «ایشان» می دیدم. اما اشتباه می کردم.
در جامعه مجازی وجود دارند کسی مانند حامد جان که اصلا ازش انتظار نداشتم آنقدر با محبت من را پابند فرندفید بکند. راستش امروز برای اولین بار هم دیدم که مطلب من را Share کرده است ( کلا دوستان من مطالب من را Share نمی کنند و این عادی است :) ). پر است از کسانی مثل منیره خانم که در لحظه ای که داری آرام آرام برای دلسرد شدن مصمم می شوی یادت می اندازد که چقدر به وبلاگستان مدیونی.
به کمال و محمد مدیونی که امروز کارشناسی ارشد قبول شدند و تو هنوز ازشان شیرینی نگرفتی مدیونی! ( گفتم شاید اینجا را خواندند و شیرینی را برایم ایمیل کردند ;) )
به بچه هایی که امروز بهت یادآوری کردند که چقدر خوب هستند مدبونی. امروز به خودم گفتم اگر اینجا نه پس کجا؟
روزی که به فرندفید آمدم یادم نمی رود. سپهر یک دعوتنامه فرندفید گیرآورده بود و شده بود اولین کاربر فرندفید فارسی! اینجا هم اولین نوشته را درباره فرندفید نوشت. من و او که کسی دیگری را نداشتیم ( خارجی ها هم آنقدرها نبودند ) همدیگر را دنبال می کردیم :) مازوکس هم همان موقع ها آمد ولی نمی دانم چرا دیر موتورش روشن شد :) آن روزها حتی بعد از آمدن دکترهای وبلاگستان ( آقایان مجیدی و مزیدی ) هم سپهر هنوز راضی نبود. فکر می کرد که فرندفید نگرفته است! حیف که الان سپهر نیست ببیند!
الان حدود 250 نفر را در فرندفید دنبال می کنم و حدود 500 نفر هم من را در فرندفید دنبال می کنند. چه کسی فکرش را می کرد که یک روز آن فرندفید متروک بشود جایی که 500 کاربر ایرانی دارد؟ ( فکر میکنم الان حدودا هزار نفر کاربر ایرانی دارد ) جایی که در آن عشق جریان دارد!
از همه شما بی نهایت ممنونم. همه شما مخصوصا فرندفیدی های بی همتا. می ترسم بخواهم اسم ببرم کسی یادم برود پس همه را به خداوند مهربان می سپارم. همان دوستمان را هم که آن گونه فرمودند به همان خدا سپردم.
نویسنده این وبلاگ را می توانید در آدرس friendfeed.com/1fathi دنبال بفرمائید. البته یواش دنبال بفرمائید که مراعات حال من را هم کرده باشید :)
Tags: Friendfeed, فرندفید











شهریور 6م, 1387 در 2:16 ق.ظ
خدائیش من از روزی که اینجا رو میخوندم فکر میکردم با یه آدم خشن و کاملا منطقی(منظور به دور ازاحساس) سرو کار دارم ولی انگار اینطور نیست. همیشه در ذهنم این بود قدیمیهای وب پوست کلفت تر(با عرض معذرت) ازجدید ها هستند ولی این هم غلط بود. همیشه پاینده باشی و پایدار. دلت هم با ایمیل های بد نشکند ایشالله. موفق باشی. فرفر هم دوست داریم به اندازه ی شما…
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 2:43 ق.ظ
تقریبا همانطور هم هستم :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 2:24 ق.ظ
بسیار بسیار از پستت خوشم اومد اگه منو تو بهم دلگرمی ندیم پس کی میخواد بده؟ من ناراحتم تو تو دلداری میدی و بر عکس اگه دیدی پست هاتو شیر نمیکنن دلیل به بد بودنش نیست مطمئن باش یه کسی هست که همیشه پست هاتو میخونه خلاصه مطلب اینکه هیچ وقت نا اومیدی به دلت راه نده ما هستیم تنها نیستی، اوه اوه بزن زنگو اسمایلی پدر بزرگ
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 2:32 ق.ظ
شروین جان همونطور که با یه گل بهار نمیشه با یه لکه هم اقیانوس کثیف نمیشه …… ادب و وقارت زبون زد همه است .. من امروز نبودم متاسفانه … ولی مطمئنم هر چی بوده جریان ارزش شما برای کل ما در دنیای مجازی بیشتر از اینهاست که بذاریم به این راحتی ها بری …… وقتی چند وقت پیش به شدت از دست یک دوست در اثر یه سوتفاهم دلخور شده بودم یکی از عزیزان گفت اگه تو دنیای حقیقی کسی باهات همچین رفتاری کنه چیکار میکنی؟ خودتو حذف میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا فکر میکنی حذف راه چاره است بمون و نشون بده که تو همونی هستی که میگی… برای دوستانت بمون نه دشمنانت …….. و من از خودم خجالت کشدیم که حتی فکر رفتن رو کرده بودم……… خوشحالم که تصمیمت عوض شده برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم هیچ وقت دیگه همچین حسی نداشته باشی .و بدونی که همه خونوداده فرند فید دوست دارن
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 2:58 ق.ظ
خوشحالم که خبری که وعده داده شده بود عملی نشد
…
هرکو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 3:04 ق.ظ
منم فرفرم رو راه انداختم !
یک خورجی فید هم دادم بهش که سایت تو هم توش هست!
البته هنوز از فرفر کامل سر در نیاوردم
http://friendfeed.com/amirtnt
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 9:01 ق.ظ
ممنون. اگر سوالی درباره فرندفید داشتید من و دیگر دوستان در کنار شما هستیم.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 3:05 ق.ظ
راستی یادم رفت بگم این وقت شب وقت مطلب پست کردن بود؟!!! :دی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 3:27 ق.ظ
سلام. همین که آقای نیما گفتند دربارهی گل و لکه. ضمن تایید نظرات شما دربارهی فرندفید. زیادی به آدم خوش میگذرد. منم آن ته پرلبخندش را زیاد دوست دارم به علاوهی بخش میلادش را. به نظرم، همین فضاهای کوچک دوستانه هم کافی هستند برای اندکی امیدواری. سخت نگیرید.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 9:10 ق.ظ
جسارته ها ولی @ چهار ستاره مانده به صبح عزیز من که نیما نیستم :( فقط تنهاترینم و بس … ضمنا منم با این خوشیه کاملا موافقم ! یه روز نبودم همه وجودم از کثر فرندفید درد میکنه :دی اسمایلی یه معتاد صد در صد! :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 3:45 ق.ظ
زیبا نوشته بودید شروین عزیز .
زیبا و تاثیر گذار .
مرسی .
پیروز باشید .
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 7:16 ق.ظ
اصلا تو بگو کی بود من برم ارشادش کنم. کی بوده جرات کرده با فتحی اینجوری حرف بزنه؟
اگه تو بری کی می خواد ما رو تحویل بگیره؟ جدی.
شیرینی هم قابلتو نداره. حتما سر فرصت شیرینی هم میدیم
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 8:59 ق.ظ
شوخی می کنم کمال جان. شیرینی چی است؟ همین خبر خوشحال کننده که دادی برای من بهترین شیرینی است.
اون دوستی هم که گفتند لطف داشتند. حرفای ایشون نظرات شخصی، به قول خوشون همراه با فحش بوده و مهم نیست.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 8:38 ق.ظ
:) ای بابا چاکریم (اسمایلی کمانگیر) ، ما اصولا زیاد تو فاز شیر (Share) نیستیم و جورمون رو “مزیدی” می کشه :دی . خوب من زیاد سخنران خوبی نیستم ، فقط می تونم بگم خوشحالم که موندی و فرفر بی تو یه چیزی کم داشت … حالا دست دست (اسمایلی ویدا و ساغر و … :دی )
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 8:57 ق.ظ
حامد جان در مورد Share کردن شوخی می کنم. همین که بدونم اگر خواستم دلنوشته ای اینجا بنویسم بزرگی مثل شما هست که بخواند از سرم زیاد است. چه برسد به اینکه مورد تائیدتون هم واقع بشود!
خیلی به خاطر دیروز ازت ممنونم :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 8:59 ق.ظ
سلام فتحی جان
الحمدالله از تصمیمت گذشتی و به دامان اسلام عزیز ببخشید اینترنت عزیز برگشتی :!:
خداراشکر
راستی ما بعد خانقاه یه گرمابه تاسیس نمودیم و ممنون میشویم لینک خانقاه را به گرمابه تغییر بدی
خدانگهدار
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 10:49 ق.ظ
به به گرمابه :)
یا شیخ از دست نخواهیمت داد!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 9:10 ق.ظ
ممنون شروین جان، اتفاقا من هم اولین جایی که خبر دادم تو فرندفید بود، که این هم میتونه شاهدی باشه بر اینکه فرنفید واقعا دوست داشتنیه
تا دیشب که نمیدونستم ساسی مانکن شیطان پرسته، برای همین یه سوری در فرندفید گرفته بودم با اجرای لایو ساسی مانکن و حسین مخته و پذیرایی توسط نوشیدنیهای غیر مجاز فرآوری نشده (!) (انگور) http://friendfeed.com/e/d83eaa8b-d5cb-44d1-93c1-60240a664520
در کل حاضریم به غیر این شیرینی فرندفیدی، شیرینی خارج از وب هم در خدمت باشیم
مخلصم و بیشتر
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 at 10:48 ق.ظ
همون چیزی که به کمال در چند کامنت بالاتر گفتم شامل حال شما هم می شود. اینها فقط شوخی است وگرنه من الان انقدر خوشحالم که ارشد قبول شدید چیزی نمی توانم بخورم :)
پی نوشت: راستش من از کل رپرها به خاطر کل کل ها و دیسهایی که با هم دارند زیاد خوشم نمیاد. البته قضیه چند استثنائی که مراعات می کنند فرق دارد
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 6م, 1387 در 9:40 ق.ظ
یک فتحی عزیز خیلی خوشحالم که خدافظی نکردید.خوب همیشه همه چیز بر وفق مراد ما نیست و باید تحمل کنیم.باید بگم من از شما چیزی جز رفتار خوب چیزی ندیدم.حتی وقتی باهات شوخی هم میشد به روت نمی اوردی و همه چیز با خنده و خوشی تموم میشد.به نظر من افرادی مثل شما باید تو فر فر باشن تا جو طوری بشه که همه با هم کمتر دعوا کنن.دوباره خوش اومدید به فرفر :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 7م, 1387 در 6:49 ب.ظ
من هم با نظر تنها ترین در مورد یک گل و یک لکه موافقم
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 8م, 1387 در 1:04 ق.ظ
سلام دوست قدیمی
بر عکس شما من از این فرند فید دل خوشی ندارم ! دیدم که چقدر سریع آدم را معتاد می کنه به حدی که وقتی کسی دستشویی هم می ره بقیه را خبر می کنه ! گاهی اوقات شوهرم فوتبال را هم با برو بچه های فرند فید میبینه !!!!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 8م, 1387 at 12:01 ب.ظ
سلام مهرنوش خانم. واقعا افتخار دادید :)
بالاخره هر فرآیندی یک سری آفت هایی هم دارد. به شخصه آنقدر برای فرندفید وقت نمی گذارم و سعی کردم از اول مدیریت کنم. امیدوارم هیچ وقت به آنجا نرسم ( اگر نرسیده باشم ) :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 9م, 1387 در 3:50 ب.ظ
عجب !!!؟؟
خیلی بی انصاف بودن ایشون
اما فرندفید شنیدم خیلی اعتیادآوره، می ترسم !!!!!!!!
[پاسخ به این نظر ]