فتحی شما به شدت تحت تاثیر این تبلیغ است و خجالت هم نمی کشد و همین جور احساس ناراحتی است که از خود بروز می دهد. هر چند سایه خانواده بر سر او مهربانانه افشانده شده است اما او واقعا دلش به درد می آید که چرا باید کودکی این چنین دنبال آغوشی باشد که او را در بر بگیرد؟
به راستی که « هر کودک به خانواده ای نیاز دارد »
مطلب « داستان مادری که کار در گوگل را برای فرزندش رها کرد » از مطالب گذشته این وبلاگ است که خواندنش را اگر نخوانده اید، پیشنهاد می کنم.
پی نوشت:
از تمام دوستانی که پست قبلی را دارای «انحراف به چپو راست» قلمداد کرده بودند و مانند فتحی شما از چشم و گوش بسته، برای بهره بردن از تبلیغ برخوردار نبودند عذرخواهی می کنم. راستش را بخواهید من چنان به قول دوستان «مثبت» هستم که اصلا فکر نمی کردم کسی از آن تبلیغ بتواند برداشتی غیر از برداشت من بکند. اما انگار این بار اشتباه کرده بودم و می شد از آن تبلیغ برداشت هایی هم کرد که … خلاصه که آدم می ترسد!








11, 6, 1387
هیچ نعمتی رو توی این دنیای بزرگ با داشتن یک خانواده خوب، مهربان و دور از تعصب نمیشه برابر کرد.
پاسخ به این نظر
11, 6, 1387
یونیسف هم فقط بلده پوستر چاپ کنه
پاسخ به این نظر
کاوه صمیمی Reply:
شهریور 12م, 1387 at 1:34 ب.ظ
آقا یا خانم محترم
لطفا قبل از ارسال نظر کمی به گفته خود فکر کنید تا از اظهار نظر هایی به این پایه سخیف و سطحی پرهیز کرده باشید… شما اصلا از عملکرد یونیسف چه می دانید؟ اصلا آمار های فعالیتهای یونیسف در واکسیناسیون کودکان بی سرپرست یا تهیه لوازم تحریر یا تهیه آمار برای مراکز درمانی رایگان یا جمع آوری پول برای احداث مدرسه در سراسر جهان توسط این مجموعه ، به گوشتان خورده است؟ چرا وقتی به این حد بی اطلاع و بی سوادید ، به خودتان اجازه اظهار نظر نسنجیده می دهید؟ این چه خصلتی است که بعضی اینطور بی مهابا در باره هرچیزی فضل فروشی می کنند؟
پاسخ به این نظر
12, 6, 1387
از این تبلیغ تو ایران کپی برداری هم شده
پاسخ به این نظر
12, 6, 1387
اتفاقا کلیپ تبلیغاتی این پوستر هم در ایران ساخته شد و زیاد هم از تلویزیون پخش شد فکر کنم در مورد یک پودر لباس شویی حامی یونیسف بود
پاسخ به این نظر
12, 6, 1387
فتحی عزیز ، با این که پوستر بالا رو پیش از این دیده بودم باز با یاداوری شما به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و از اینکه کسی رو می بینم که به این اندازه رقیق القلبه احساس خوبی کردم… می دانی دوست عزیز در دوره ای زندگی می کنیم که اصلا آدم به سختی می شود پیدا کرد چه رسد به آدم خوب یا مهربان…
از ما کار زیادی برای کودکان وحشت زده و تنهای جهان بر نمی آید اما همینقدر که بفهمیم آن کودک خردسال که برای فروش فال یا تکدی به سراغ ما می آید قبل از هر چیز یک کودک است و نباید او را با تندی از خود راند، این حرکتی است کوچک برای کاستن از ترس تنهایی او از دنیای وحشتناک و بیرحمی که در آن زندگی می کنیم…
پاینده و سربلند باشید.
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
شهریور 12م, 1387 at 7:15 ب.ظ
اتفاقا من اصلا رقیق القلب نیستما! تازه خوب یا مهربان هم نیستم. اشتباه نکنید :))
پاسخ به این نظر
آرمین Reply:
شهریور 15م, 1387 at 12:31 ق.ظ
اما… “اعتماد به نفس” شما که قابل تحسینه!!!
پاسخ به این نظر
16, 6, 1387
«کامران نجف زاده» را که میشناسی. این بنده خدا هم چند روز پیش >مطلبی< نوشت، اما ندیدیم که در بین بزرگان استقبالی شود؟ جان برادر، یک «بمب محبتی» یا «خیزش عروسکی» راه بیانداز.
پاسخ به این نظر