هدیه ای به مناسبت روز تولد وبلاگستان فارسی، دست نوشته های وبلاگنویسان محبوب با چشم بسته!!
شهریور 16, 1387 ادب و هنر, جالب, متفرقه های وب, وبلاگ نویسی
امروز 16 شهریور شاید از نظر تاریخی مهمترین روز تاریخ وبلاگستان فارسی باشد. در 16 شهریور سال 1380، سلمان جریری عزیز در وبلاگی همنام خودش، سلمان، اولین پست وبلاگش را نوشت تا به عنوان اولین پست وبلاگستان فارسی با عنوان « weblog (وب نوشت) اصلا یعنی چی؟ » سرآغازی باشد بر دنیایی که امروز همه ما در آن با لذت گام بر می داریم.
به مناسبت سالروز این اتفاق شیرین که رسانه ای آزاد، شخصی و صمیمی را برای اولین بار به کاربران فارسی زبان معرفی کرد تعدادی از مشهورترین و محبوبترین وبلاگنویسان فارسی لطف کردند و در یک طرح فوق العاده جالب شرکت کردند.
طرح به صورت ساده به این صورت است:
وبلاگنویسان یک نوشتار، با هر حجمی اما با دست خط خودشان می نویسند تا در اینجا برای شما به نمایش گذاشته شود. قضیه اما یک هدف دارد
می خواهیم ببینیم که خوانندگان بدونند وبلاگنویسهای محبوبشان اگر بخواهند با چشم بسته بنویسند چه جوری می نویسند!
دیدن خط وبلاگنویسان بزرگ وبلاگستان فارسی یک طرف، خواستن این خواسته که با چشم بسته بنویسند یک طرف!
هر چند این کار سخت تر از تصورم بود اما مجموعه پیش رو ارزشش را داشت تا در جشن وبلاگستان فارسی برگی دیر از تاریخ وبلاگستان رقم بخورد. در ضمن یک مهمان ویژه هم داریم که با هم می بینیمش ;)
قضاوت بین دست خط ها و بسته بودن چشم ها با خود شما. نظرات و کامنت های شما نشان می دهد که کدام خوش خط تر و کدامیک یواشکی از آن وسطها می دیده است ;)
توجه: برای دیدن عکسها حتما بر روی آنها کلیک کنید تا بزرگ شوند. از این کار هدف دیگری هم دارم که سنجیدن استقبال شماست!
اگر بخواهیم شروع کنیم مسلما باید اولین دست خط برای کسی باشد که امروز جشن تولد وبلاگ اوست. سلمان جریری، اولین وبلاگنویس فارسی، دوست عزیزی که هم صحبتی با او واقعا برایم عجیب لذت بخش است، چنان خوش خط! نوشته است که جای هر گونه شکی را از ما می گیرد که چشمانش بسته بوده است :)
برای این که بعدا نگویید فتحی شما بدی دست خطش را پنهان کرده است، این هم دست خط این حقیر. البته من سعی کردم یک خورده ساده تر هم بنویسم که خیلی خراب نشود! آنجا که با دست خط خیلی قشنگم :(( نوشتم:
وبلاگستان فارسی این روزها چنان صمیمی شده است، که می توان با تایپ چند کلمه مهربانی کرد و با نوشتن یک دست نوشته حتی با چشمان بسته، با هم بودن را اثبات کرد.
اگر به خاطر خط بد مرا استهزا کنید رسما کلاهمان در کلاه هم فرو می رود. والله
اما اگر نگویم هم می توانید از «هاها … » گفتن های متن زیر می توانید بفهمید دست خط زیر نوشته – با چشمان بسته – آزادمرد عرصه کیبورد، جادی عزیز است. این بار هم صمیمت در نوشته جادی به وضوح قابل مشاهده است.
اما رسما در زمینه خط شک برانگیزترین دست خط برای گلابتون عزیز نویسنده وبلاگ فالشیست است که مسلما شما را هم به شک انداخته است که شاید با چشم باز نوشته است. البته اگر دست خط واقعا فوق العاده گلابتون را با چشمان باز دیده بودید می فهمیدید که این دست خط هر چقدر که زیبا باشد در مقابل دست خط اصلی او واقعا هیچ است. فکر کنم گلابتون عزیز بعدا شدیدا از فرستادن دست خط پشیمان شد :)
اما محبوبترین وبلاگ ایران، توسط دکتر مجیدی عزیز نوشته می شود که هر روز با همین دست خط بیمارانشان را ویزیت می کنند و یک لقمه نان و بوقلمون حلال، کسب روزی می کنند. دست خط ایشان هم دکتری است، و هم با چشمان بسته. خودتان حساب کنید این دست خط تا به حال دیده نشده چگونه می تواند باشد!
اما در این مجموعه یک دکتر نداریم. دکتر شیرین احمدنیا، بانویی که شاگردانشان در دانشگاه سعادت خواندن وبلاگشان را هم دارند شاید صمیمی ترین و خودمانی ترین استاد دانشگاهی هستند که به عمرم دیده ام. استاد دانشگاهی که بر خلاف استادان دیگر در وبلاگستان برو و بیایی دارند!
قرار است به زودی آرش کمانگیر هم به جرگه دکترهای وبلاگستان بپیوندند، اما تا آن روز فعلا سرمان را با پروژه های آماری جالبش در وبلاگستان گرم کرده است و با دست خطش که ازآن سوی آبها می گوید:
بس است دیگر. جمع دکترهایمان زیاد شد :) برویم سراغ مدیر عزیزی که وبلاگش توانست عنوان وبلاگ زبان فارسی در سال 2007 را از آن خود کند و انگار این وبلاگستان بدجوری به چنگش آورده است. کیوان عزیز نویسنده وبلاگ 35 درجه می گوید:
اما دو نفر هم داریم که چنان در بحر این با چشمان بسته نوشتن فرو رفته بودند که یادشان رفت در نوشته هاشان به شما تبریک بگویند ( که خارج از نوشتاری من وظیفه تبریک گفتنشان را بر عهده گرفتم )
اولی ژورنالیستی است که بیشتر از آن نام او را در مجلاتی چون چلچراغ دیده باشیم او را از وبلاگ ساده اما صمیمی اش می شناسیم. نیما اکبرپور عزیز
و دومی وبلاگنویسی است که در اوج درگیری های این روزهایش لطف کرده است و یک دروغ شیرین تحویل ما داده است. بامداد وبلاگستان
اما ما که دیدیم این جوری نمی شود و احتمالا خانواده ها خرده می گیرند، دست یک زوج بسیار دوست داشتنی را گرفتیم و آنها را هم مجبور کردیم که قبول زحمت کنند و خانوادگی یک نوشتار بنویسند. این بود که حدیثه و صادق، زوج مهربان وبلاگستان که وبلاگهای چشم غمگین و بلاگنوشت را می نویسند برایمان نوشتند:
و وبلاگنویسی که به خاطر همکاری مهربانانه اش در جشنواره نوروزی وبلاگستان، همیشه از او ممنون خواهم بود و شده است یار مشترک المنافع، بابک محمودی هم لطف کرده است و علاوه بر نوشته اش هنر نقاشی اش را به رخ ما کشیده:
و می رسیم به مهمان ویژه این وبلاگ. کسی که راستش سر سوزنی امید نداشتم که در این طرح شرکت کندو به همین خاطر ویژه می نامیم. راستش همیشه از تحسین کنندگان او بوده ام و خواهم بود چرا که چنان حس مسئولیت پذیری بالایی دارد که بسیار سر وقت و سریع، لطف کرد و نوشته خود را برایم ارسال کرد. کسی که رسما نمی توانم خوشحالیم را از داشتن دوست مهربانی چون او پنهان کنم. بانویی که در محبوبیتش شکی نیست، ویولت عزیز نویسنده من و ام اس
راستش جمع کردن دست نوشته این 13 وبلاگنویس محبوب ( چهارده تا دست خط است اما من که محبوب نیستم :)) ) آن هم با این شرط سخت ( چشم بسته نوشتن ) هر چند کمی دشوار بود اما شاید کمترین کاری بود که می توانستم برای این روز بزرگ انجام دهم. فقط به این خاطر که …
فقط به این خاطر که شاید اگر خشک و خالی تبریک می گفتم نمی دانستید تا چه حد دوستتان دارم. 16 شهریور روز تولد وبلاگستان فارسی بر شما مبارک.




























شهریور 17م, 1387 در 12:03 ق.ظ
ای ول از این یکی خیلی خوشم اومد. :))) کاش دکتر مزیدی هم بود.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:44 ق.ظ
اتفاقا دکتر مزیدی هم دعوت بودند که به خاطر یک کاری فوریتی که پیش آمد نتوانستند در کنار دوستانشان باشند.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:12 ق.ظ
من تازه واردم. این کارتان بسیار جالب بود.
زنده باد وبلاگستان! زنده باد آزادی…
شاد باشید
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:12 ق.ظ
بامدادی و کمانگیر دست خطاشونم مثل نوشته هاشون جذابه
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:15 ق.ظ
دست خط نیما اکبرپور، بامدادی، کمانگیر، سلمان برام جالب بود… کلا ایده قشنگی بود.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:47 ق.ظ
فتحی جان ای کاش اون تیکه بالای کاغذ که امتحان کردی رو خراب شد رو میذاشتی! چشمک
..کار قشنگی بود..
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:46 ق.ظ
ماشالله دقت! میخواستم ببینم چه کسی حواسش جمع است :)
آنجا یک کلمه را به شدت اشتباه نوشته بود و مجبور شدم علی رغم زیبایی نوشته بالا از گذاشتنش صرف نظر کنم :(
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 1:09 ق.ظ
عجب کار محشری کردی رفیق. دستت درست. :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:47 ق.ظ
خواهش می کنم. دست شما درد نکند که لطف کردید و شرکت کردید :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 2:24 ق.ظ
مبارک!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 2:38 ق.ظ
خیلی عالی بود.
دست خط بامدادی عین نوشته ها و عکس هاش بود.
دست خط دکتری دکتر مجیدی هم که کاملا قابل تشخیص بود
شما هم چه متن قشنگی نوشتین و چه سورپرایز فوق العاده ای، نوشته ویولت عزیز رو میگم.
تبریک به خاطر این تولد ارزشمند و این فکر زیبا
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 2:39 ق.ظ
این سلمان خان واسه چی میخواد آخرین نوشته رو بنویسه ؟ یه خرده ترسناکه.
خودت هم شرط میبندم همچین زیرزیرکی نگاه میکردین.
ضمنا فالشیست هم اگه بخواد میتونم یه جا واسه نوشتن پارچه نوشته های مکه و حاجی ها دستش رو بند کنم. بدجوری اسیر خطش شدیم. هی روزگاااار !
خیلی ایده ی خوبی بود فتحی جان. لذت بردیم و شادمان کردی.
خوش باشی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:49 ق.ظ
سروش جان.
این فالشیست که روی خطش حساس است، شما هم بیا جان من را در خطر بنداز :(
ولی از حق نگذریم دست خطشان خیلی کار شده و عالی است.
ممنون از لطفتان
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 4:38 ق.ظ
بادا بادا مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا!
فتحی الهی همیشه برای وبلاگستان بمونی !ابن روزها رو خاطمون بیاری!
قول بده که برای عروسی دکترهای وبلاگستان هم این کار رو بکنی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:50 ق.ظ
لطف دارید رضا جان.
چشم. انشالله برای دکترها هم آستینی بالا می زنیم که صواب زیادی دارد!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 5:13 ق.ظ
چه کار جالبی کردین! هیچ دقت کردین که اکثریت با چشم بسته کج نوشتهاند؟ دوست داشتم یک خط هم با چشم باز مینوشتند تا ببینم که آیا بازم کج مینویسند و یا موازی خط بالایی می نویسند و یا اینکه راستش میکنن. تست خیلی جالبیه…کلی ایده گرفتم!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 5:52 ق.ظ
سارا جان. اتفاقا می خواستم این نوشته را برای شما بفرستم تا نظرتان را درباره خط ها بگویید. مثلا می خواستم بدانم می شود ارتباطی بین حوزه نوشتن و دست خط پیدا کرد یا نه؟
خیلی خوشحال شدم که تشریف آوردید :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 10:47 ب.ظ
فتحی جان، خوب کد نویسی بلدین ها! حسودیم شد :) میتونم یه زحمت بدم که بهم یاد بدین که چه جوری میتونم من هم مثل شما طرف کامنت گذار رو با ایمیل از جوابی که داده ام مطلع کنم؟
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 at 3:25 ب.ظ
سارا جان. نمی گذاری که ;)
تقدیم به شما
http://1fathi.com/1387/06/18/wordpress-thread-comment/
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 6:20 ق.ظ
1-پروژهی بامزهای بود.
2-«دیدن خط وبلاگنویسان بزرگ وبلاگستان فارسی…» حالا درسته که خ.الف.نون خیلی سرش شلوغه ولی این دلیل نمیشه که به دعوت شما پاسخ نده و دست خطشو نفرستهها! اما حیف که شما فکر کردید نمینویسه!:دی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 9:26 ق.ظ
آدم ها همیشه درست فکر نمی کنید. شرمنده.
بدی این طرح ها این است که آدم نمی تواند چه کسانی در آن لحظه آمادگی دارند
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 7:52 ق.ظ
دست خط صادق و حدیث رو خیلی خوشم اومد… البته از بامدادی و گلابتون هم خوشم اومد…
یه چیز دیگه… شروین دست خطت بد نبود اونطور که خودت فکر میکنی… ولی دستخط صادق در کل بین اینا بهترین بود.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 8:09 ق.ظ
سلام و متشکرم آقای فتحی عزیز
متاسفم که به خاطر این که به شکل عکس ارسال کردم چندان روشن و خوانا نشده هر چند به هر حال دست خطم خوانا نمی شد :)
با آرزوی موفقیت های بیشتر و با تبریک مجدد خدمت شما و خوانندگان خوب تون
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 9:27 ق.ظ
ممنون خانم دکتر از حضور شما.
واقعا باعث خوشحالی بود ( یکی از دوستان فقط به خاطر شما این مطلب را شیر کردند :) )
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 8:34 ق.ظ
خیلی جالب شده شروین جان. ممنون.
تازه رو اون نقاشی کلی کار شده :دی
چی فکر کردی؟!… :دی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 9:27 ق.ظ
از تلاش شما بابک جان برای خلق لین اثر هنری ممنونیم :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 8:44 ق.ظ
سلام فتحی جان. خوبی؟
ممنون بابت این کارت.
هر نوشته ای یک دنیا حرف داشت از همه لذت بردم.
برات یک میل زدم در همین رابطه بخونش :)
راستی با این کارهات هر روز ازت انتظار دارم که یک کار جدید و شیرین بکنی ها! ;)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 9:02 ق.ظ
ممنون 1فتحی دوست داشتنی
واقعاً از خوندن مطالبت لذت میبرم هرچند خیلی وقتا می خوام بابت خیلی از مطالبت که اینقدر توش پاچه خواری موج میزنه لهت کنم
در مورد این دست خط ها، بهتر بود زیرش می نوشتی چی نوشتن از بس خرچنگ قورباغه اس
تولد 80 سالگی وبلاگستان فارسی ایشالا
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 9:28 ق.ظ
بزن له کن حامد جان :)
در ضمن هرجا که با چنین مطالبی برخورد کردید گوشزد کنید تا بیشتر با هم درباره اش صحبت کنیم. در هر حال ممنون
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 9:07 ق.ظ
رونوشت به یک پزشک :
توانا بود هر که دانا بود
کدامین خط دکتر تو دیدی که خوانا بود؟؟
:)))
در برنامه های بعدی افشاگری های باحالتر :دی البته اون یکی چون خودش عکسه و نمیشه توی کامنت گذاشت و احتمال تایید نشدن داره باید توی وبلاگ خودم بذارم :دی
پ.ن. کاش بعضی از عکس ها رو کراب میکردین …
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 9:29 ق.ظ
متاسفانه ویندوز - لعنه الله علیه - به شدت اذیت کرد. بیشتر هم می شد کار کرد روی عکسها.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 10:11 ق.ظ
خوب بود
این مطلب را لینک کردم
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 10:16 ق.ظ
ای کاش خط دکتر مزیدی رو هم میدیدم ، خیلی خیلی جالب بود :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 10:35 ق.ظ
مرسییی خیلی جالب بود.میگم دست خط دکتر مجیدی عییین دکتراست. :))))))) خیلی باحال بود
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 10:48 ق.ظ
من همون دیشب برات کامنت گذاشتم.ثبت نشده؟:(
ممنون دوست عزیز بابت کار قشنگت.کلی کیف کردم من و هم جا دادی وسط بزرگان:دی
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 8:30 ب.ظ
ممنون ویولت جان.
هر چند انگار کامنت شما ثبت نشده است اما همین حضور شما بی نهایت خوشحالمون کرد.
هر چند شما خودتون جزو بزرگان هستید :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:19 ب.ظ
چه فکر با نمکی
به نظرم دکتر مجیدی با همه ی دکتر بودنش خطش بهتر بود.
بامدادی هم دوم
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:25 ب.ظ
واقعا جالب بود. منظورم نوشتهی خودم بود! ولی خوب نوشتههای دیگران هم جالب بود. ایدهی این کاری که کردی هم جالب بود.
کاش دستخطها رو بزرگتر میگذاشتی، یعنی طوری که همینطوری هم بشه خوندشون.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 12:39 ب.ظ
مرسی پسر. عالی بود.البته بر طبق اصل موافق نبودن با مطلبت منم با اونجا که گفته “من که محبوب نیستم” موافق نیستم :دی
همچنان موفق…
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 1:29 ب.ظ
محشر بود فتحی جان ، خسته نباشی برادر .
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 1:34 ب.ظ
این پست شما اگه هیچ فایده ای هم نداشت که البته داشت یه کار بسیار بزرگ کرد
روز تولدم رو به یادم آورد؟؟؟
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 8:27 ب.ظ
تولدتون مبارک عزیز
انشالله صدساله بشوید:)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 1:44 ب.ظ
کار متفاوت و بامزه ای بود
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 2:43 ب.ظ
آقا من هم به نوبه خودم در وبلاگم این اتفاق میمون رو تبریک گفتم
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 4:23 ب.ظ
یه سری از تصاویر ظاهرا با موبایل یا دوربین از روی نوشته گرفته شده چون خیلی تاریکه. در کل ایده خیلی جالبی بود. به قول بچه ها بسی نشاط رفت
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 8:26 ب.ظ
متاسفانه همه به اسکنر دسترسی ندارند امیرعباس جان. در کل نفس حضورشان و افتخاری که به این حقیر دادند خیلی خوشحالم کرد. همین طور حضور شما
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 4:39 ب.ظ
سلام، کامنت من چی شد؟
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 8:25 ب.ظ
بامداد جان شما که اینقدر کم طاقت نبودید :) متاسفانه از صبح نرسیدم کامنت ها را تائید کنم.
کامنت شما
در مورد نوشته ها متاسفانه دیشب سیستمم خیلی اذیت کرد و همین png کردن را به هزار زحمت انجام دادم. حق با شماست.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 5:06 ب.ظ
فتحی جان عالی بود…
هرچند که میدونم دلت از دستم خونه، اما دست خطت خوبه ها… ;)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 at 8:22 ب.ظ
لطف دارید شما :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 8:28 ب.ظ
سلام. بسیار کار جالبی کردید، کموبیش اخبار وبلاگستان پارسی رو پیگیری میکنم، خودم هم این گوشه کنارا هستم ولی انصافا این کارتون عالی و درجهیک و بهوقولی ناب بود. یه فکر جال و تیزهوشانه. دست مریزاد. نتیجهها هم جالب بود، شخصبت نویسندهها، وبلاگها و دستخطهاشان. پبروز باشید
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 8:50 ب.ظ
جالب بود. ممنون
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 17م, 1387 در 9:56 ب.ظ
من هم این روز بزرگ رو تبریک میگم.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 2:04 ق.ظ
مثل همیشه ایده جالبی بود و فقط از خودت برمیومد.
راستی یه میل برات فرستادم و یه سوال داشتم. اگر وقت کردی یه نگاه بنداز. مرسی.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 2:40 ق.ظ
آدم جدیت و ذوق شما را در وبلاگستان می بینه شرمنده میشه از وبلاگ نویسی خودش . کار زیبایی بود. خانه ات آباد.
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 at 12:15 ب.ظ
ممنون خانم علی نژاد
در ضمن من می خواستم از شما هم دعوت کنم. راستش به خاطر این که قبلا برخوردی با هم نداشتیم زیاد اطمینانی از این که لطف کنید نداشتم. گفتم بگویم که بعدا مدیون نباشم :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 4:46 ق.ظ
احساساتمون حسابی رقیق شد!
خیییییییییلی دوسِتون دارم دکتر فتحی
[!...]:
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 8:06 ق.ظ
کارت خیلی باحال بود
ولی حیف شد که مزیدی…
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 1:27 ب.ظ
ماشالله..
به این خلاقیت
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 2:57 ب.ظ
واقعا کار فوق العاده ای بود!!
به شما هم نبریک می گم وبلاگ نویس بزرگ و محبوب!!
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 3:40 ب.ظ
از منم مبارک باشه هزارتا
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 7:03 ب.ظ
آقای فتحی به نظر من شما مقام بدخط ترین وبلاگ نویس ایران رو تو این رقابت به دست آوردید :دی بهتون تبریک عرض میکنم!
جدا از شوخی واقعا جالب بود این پست و ایده ای که پشت سرش بود . دست شما درد نکنه
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 10:26 ب.ظ
ای ول داری
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 18م, 1387 در 10:54 ب.ظ
ابتکار جالبی بود :)
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 19م, 1387 در 2:44 ب.ظ
کامنت من ثبت نشد از بس بدشانس بودم! :دی اما فک کنم گفته بودم که دیدی خط خودت از من بهتره داشتی گولم میزدی؟!!!؟
بعدش هم اینکه خیلی عالی بودن همه، مخصوصا قلب خط خطی آقای بابک :))
[پاسخ به این نظر ]
شهریور 29م, 1387 در 4:41 ب.ظ
فتحی جان دمت واقعا” گرم
مرسی به خاطر اینهمه نو آوری و خلاقیت
بسیار بسیار عالی بود
[پاسخ به این نظر ]