بایگانی | مهر, 1387

این نوشته مثلا قرار است شما را یاد جیبهای خالی بیاندازد!

25, 7, 1387

0 دیدگاه

‌‌

ادامه ...

صفر یک، موبایلی با حافظه حیرت‌انگیز

18, 7, 1387

Comments Off

چند روزی که یکی از دوستان برای مادر خویش به دنبال یک گوشی می گشت پیشنهاد W960 را به ایشان دادم. البته ایشان از این گوشی بسیار هم راضی هستند اما دلم می خواست «صفر یک» هم عرضه شده بود. آن موقع حتما نگاه ویژه ای به این گوشی می کردم.حیف که هنوز چند روزی به عرضه رسمی آن مانده است!

  • حافظه ای تا بی نهایت

    خیلی بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم حدود هشت گیگابایت حافظه را برای این موبایل بی نظیر تخمین می زنیم اما برای یک برند جدید و 32 گیگ حافظه… من که حدس نمی زدم!

    در حقیقت چیزی که باعث شد این گوشی خیلی خاص شود همین حافظه فوق العاده این دستگاه بود به طوری که شعار «فضا و همه چیز» در مورد این صفر یک زبانها افتاده است.

    • دو دوربین 5 مگاپیکسل

    به نظر میرسد سازندگان 01 آنقدر توجه خود را به گوشی های نوکیا N82 نوکیا و W980 سونی اریکسون معطوف ساختند تا در این زمینه در مقابل این دو گوشی سخنها داشته باشند برای گفتن!

    در این گوشی دو دوربین 5 مگاپیکسل برای جلو و عقب دوربین درنظر گرفته شد که به نظر می رسد دوربین جلو برای تماسهای تصویری و دوربین عقب برای عکس برداری باشد. نکته ای که هست کیفیت فوق العاده دوربین جلوست که اگر بی نظیر نباشد حتما کم نظیر است. در حقیقت من تا به حال هیچ موبایلی با دوربین تماس تصویری با این قدرت و وضوح ندیده ام.

    • کیبوردی از جنس نور

    بالاخره این گوشی یک شگفتی دیگر هم آفرید. کیبورد لیزری که میدانید چیست؟ اگر نه حتما مطلب « با کیبورد فردا امروز تایپ کنید را بخوانید» و بعد بیایید در خدمت باشیم :)‌

    رسما این موبایل هم با کیبورد QWERTY خود مشت محکمی بر دهان همه یاوه گویان این عرصه زده است! کیبوردی که به نظر میرسد علاوه بر یک گوشی لمسی داخلی ارائه شده است و مانند همان کیبورد لیزری در زمینه اشغال فضا بهینه بهینه عمل کرده است!

    به نظر میرسد این گوشی قصد دارد اولین سری از برندی باشد که نوآوری را سرلوحه کار خود قر%D

    ادامه ...

    گوگل و تمهیداتی برای شب جمعه!!

    18, 7, 1387

    32 دیدگاه

    خوشبختانه در کشور ما افرادی که بخواهند به شرب خمر بپردازند بسیار بسیار اندک است و بهتر است کلا بگوییم در ایران این افراد وجود ندارند :)

    اما در کشورهای خارجی که افراد از تفریحات سالم بی بهره هستند در مواقعی مجبورند خود را با نوشیدنی های غیرمجاز سرگرم سازند. در بعضی از شبهای هفته مانند شب جمعه، به علت کاملا نامعلومی مصرف این نوشیدنی ها کمی زیاد می شود و مشکل دقیقا از اینجا آغاز می گردد.

    مثلا کسی که هوش و حواسش زیاد سرجایش نیست یاد رئیس محترمش می افتد و خطابه ای کوبنده در وصف ایشان ایمیل داشته و ایشان را از لطف خود ( شما بخوانید بد و بیراه‌های خود ) بی بهره نمی گذارد! شما خودتان چیزهای بدتر را در ذهنتان مجسم کنید!

    گوگل هم که دید این جوری نمی شود یک سیستم محافظت از ایمیل ناخواسته را در آزمایشگاه خود رونمایی کرده است!

    در این سیستم از شما چند سوال ریاضی پرسیده و اگر درست پاسخ دادید و مشخص شد که به هوش هستید آن وقت ایمیل شما فرستاده می شود :)

    برای فعال کردن از بخش جنرال تنظیمات میتوانید استفاده کنید و زمان مورد نظرتان را به جای جمعه در یک زمان دیگر تنظیم کنید!

    اگر جیمیل ندارید و هنوز با آن حساب یاهوی خود درگیر هستید از راهنمای ساخت جیمیل استفاده کنید.

    پی نوشت: احساس می‌کنم پستهای مربوط به نوشیدنی در این وبلاگ کمی بیش از حد زیاد شده است! برای مثال می‌توان از پست «مردی که با قوطی نوشیدنی به سفر آخرت می رود» نام برد. حال سوال این است که اصلا کسی می داند که این ها چیستند؟ چون من خودم اصولا پاستوریزه می باشم و سر در نمی آورم می پرسم. البته شنیده ام آدم را یه جوری می کند ولی اطلاعات بیشتری در دست نیست!!

    ادامه ...

    4 راه خیلی ساده و سریع برای بالابردن بازدید از وبلاگ شما!

    16, 7, 1387

    16 دیدگاه

    این اواخر بسیار درباره راههای داشتن یک وبلاگ پربازدید سوال می شود. واقعیت این است که ( ببخشید این گونه عرض میکنم ) فکر میکنم درصد فوق العاده از وبلاگنویسان، حتی آنان هم که مدعی هستند اصلا به بازدیدشان توجه ندارند به فکر جلب بازدید بیشتر هستند.

    با خواندن این مقاله تصمیم گرفتم چهار راه زیر را که به سادگی باعث رشد بازدید شما می شود را برای شما شرح دهم. استفاده از این چهار راه در این وبلاگ، تقریبا من را از نتیجه این راهها که برابر است با افزایش بازدید شما مطمئن ساخته است. در نوشتن  بیشتر سعی کردم از تجربه خودم استفاده کنم و آمار ارائه شده کاملا تجربی است و سندیتی ندارد.

    • یک چرخه از وبلاگهای مشابه تولید کنید:

    ببینید. من به عنوان یک وبلاگنویس برایم مهم است که چه کسانی به مطلب من چه واکنشی نشان میدهند. پس وقتی به آمارگیر وبلاگم میروم و میبینم که شما در یکی از پستهای خودتان به من لینک دادید من سریعا برای گرفتن بازخورد مطلبم میام و مطلب شما را میخوانم.

    شما میخواهید مثلا 10 تا بازدیدکننده به وبلاگ من بفرستید درست است؟ نترسید. این 10 تا وبلاگ شما را فراموش نمی کنند و همچنان وبلاگ شما را ( اگر ارزش داشته باشد ) خواهند خواند. به این فکر کنید که اگر مثلا من یک لینک به وبلاگ شما بدهم من هم همان قدر ( اگر خیلی بیشتر نباشد ) بازدیدکننده جدید به وبلاگ شما می فرستم و این می شود فرصتی برای جذب 10 بازدید کننده بیشتر. بالاخره وقتی خیلی از شما لینک بگیرم اگر یک لینک هم بدهم شما بازدید کننده بیشترتان را گرفته اید. البته خیلی کم وبلاگی است که به وبلاگ من 10 تا هم بازدید فرستاده باشد پس نگران بازدید کننده های خودتان نباشید! به عدد کوچولوی 10 هم فکر نکنید. اگر چه 10 خواننده درصدی هم از خواننده های شما نباشد اما به مرور زمان این تعداد خیلی زیاد میشود.

    • پستهای تان را با پستهای مرتبط تمام کنید:

    شما که برای پستهایتان این همه وقت میگذارید یک دقیقه هم وقت بگذارید و پستتان را با پستهای مرتبط تمام کنید. پستهای مرتبط پستهایی است که حدس می زنیم خواننده علاقه مند به نوشته ما از آن هم خوشش خواهد آمد. البته آن هم باید در وبلاگ خودمان باشد.

    در پایان هر مطلب من می توانید پستهای مرتبط را ببینید.

    اگر میخواهید بدانید چقدر تاثیر دارد من زمانی که تازه این کار را شروع کرده بودم، یک پست را در نظر میگرفتم. زمانی که بازدیدش به 2000 می رسید مقدار کلیک روی لینکهای مرتبط را می شمردم. به صورت میانگین که به دو مطلب مرتبط لینک میدادم به ازای هر 2000، 500 بازدید هم از این راه به دست می آوردم. حال مثلا اگر بازدید شما از دو پست 4000 باشد می شود 5000. اختلاف دیگر قابل چشم پوشی نیست!

    اگر روی هاست شخصی وردپرس استفاده میکنید افزونه برای پست مرتبط زیاد است.

    • از سایدبارتان بازدید بسازید:

    به سایدبار کنار هر پستتان نگاه کنید. خواننده آنجا را هم میبینند. بد نیست بعضی اوقات به خودتان در آنجا لینک بدهید. مثلا به سه پست برترتان. برای این کار هم افزونه در وردپرس زیاد است. خواننده های شما تصاعدی این مطالب را میخوانند و این پستها تصاعدی پربازدید می شوند. من در صدد هستم دوباره این شیوه را در این وبلاگ اجرا کنم اما بر حسب تچربه میگویم حدودا به ازای هر 1000 بازدید حدودا 50 کلیک هم این لینکها میگیرد. اگر وبلاگتان از طرف لینکدونی های زیادی حمایت میشود این بازدید تا حدود 150 به ازای هر 1000 بازدید پیش بینی میشود. بد هم نیست :)

    • پستهای چند بخشی بسازید:

    بعضی از اوقات نیاز است که پستهای تان را چند تکه کنید. برای این مورد افزونه های خوبی چون این افزونه برای وردپرسی ها { همه اش شد برای وردپرسی ها :) } وجود دارد که پستهای شما را به چند قسمت تقسیم میکند. برای این منظور مثلا شما میخواهید یک پست درباره فیدبرنر بنویسید ( مانند: چرا باید از فیدبرنر استفاده کنیم و چگونه؟ )

    برای این منظور یک قسمت از مطلب میشود درباره اینکه چگونه حساب فیدبرنری بسازیم باشد. یک قسمت درباره مزایای فیدبرنر و … همه اینها را میتوانید به صورت صفحات جدا بنویسید و بعد در یک پست با هم ادغام کنید. البته باید سعی کنید شرافتمندانه از این قابلیت استفاده کنید و نه برای اذیت کردن خواننده هایتان!

    http://wordpress.org/extend/plugins/multi-page-toolkit/screenshot-1.png

    این 4 راه فقط کمی بازدید شما را بالا می برد. چیزی که نیاز دارید پستهای خوب است. این را میگویم که فکر نکنم هر چی بنویسم خواننده ها وبلاگم را میخوانم. اولین قدم پرخواننده شدن خوب نوشتن است.

    در این زمینه بخوانید «نگاهی به یک اشتباه رایج در وبلاگنویسی» و «نکته طلایی برای بسط و پایان دادن به یک مطلب»

    ادامه ...

    زندگی نامه سهراب سپهری به مناسبت تولد عارف آب

    15, 7, 1387

    19 دیدگاه

    سهراب سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در کاشان متولد شد.
    خود سهراب میگوید :
    مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را میشندیده است…

    پدر سهراب، اسدالله سپهری، کارمند اداره پست و تلگراف کاشان، اهل ذوق و هنر.
    وقتی سهراب خردسال بود، پدر به بیماری فلج مبتلا شد.
    کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار مینواخت. او مرا به نقاشی عادت داد…
    درگذشت پدر در سال 1341

    محل تولد سهراب باغ بزرگی در محله دروازه عطا بود.
    سهراب از محل تولدش چنین میگوید :
    خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود . تمام رویاهایم به بیابان راه داشت…


    سال 1312، ورود به دبستان خیام (مدرس) کاشان.
    مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند . خودم را تنها دیدم و غریب … از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه میشد
    در دبستان، ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید.
    مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم.
    بی آنکه خدایی داشته باشم …

    سهراب از معلم کلاس اولش چنین میگوید :
    آدمی بی رویا بود. پیدا بود که زنجره را نمیفهمد. در پیش او خیالات من چروک میخورد

    خرداد سال 1319 ، پایان دوره شش ساله ابتدایی.
    دبستان را که تمام کردم، تابستان را در کارخانه ریسندگی کاشان کار گرفتم. یکی دو ماه کارگر کارخانه شدم . نمیدانم تابستان چه سالی، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زیانها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش، حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. اگر محصول را میخوردند، پیدا بود که گرسنه اند. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم….

    مهرماه همان سال، آغاز تحصیل در دوره متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان.
    در دبیرستان، نقاشی کار جدی تری شد. زنگ نقاشی، نقطه روشنی در تاریکی هفته بود…

    سال 1322، پس از پایان دوره اول متوسطه، به تهران آمد و در دانشسرای مقدماتی شبانه روزی تهران ثبت نام کرد.
    در چنین شهری [کاشان]، ما به آگاهی نمیرسیدیم. اهل سنجش نمیشدیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل میباختیم. شیفته میشدیم و آنچه میاندوختیم، پیروزی تجربه بود. آمدم تهران و رفتم دانشسرای مقدماتی. به شهر بزرگی آمده بودم. اما امکان رشد چندان نبود…

    آذرماه سال 1325 به پیشنهاد مشفق کاشانی (عباس کی منش متولد 1304) در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) کاشان استخدام شد.
    شعرهای مشفق را خوانده بودم ولی خودش را ندیده بودم. مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن کشید. الفبای شاعری را او به من آموخت…


    سال 1326 و در سن نوزده سالگی، منظومه ای عاشقانه و لطیف از سهراب، با نام “در کنار چمن یا آرامگاه عشق” در 26 صفحه منتشر شد.
    دل به کف عشق هر آنکس سپرد
    جان به در از وادی محنت نبرد
    زندگی افسانه محنت فزاست
    زندگی یک بی سر و ته ماجراست
    غیر غم و محنت و اندوه و رنج
    نیست در این کهنه سرای سپنج
    مشفق کاشانی مقدمه کوتاهی در این کتاب نوشته است.
    سهراب بعدها، هیچگاه از این سروده ها یاد نمیکرد.

    http://www.streem.us/assets/picture229400.jpg

    سال 1327، هنگامی که سهراب در تپه های اطراف قمصر مشغول نقاشی بود، با منصور شیبانی که در آن سالها دانشجوی نقاشی دانشکده هنرهای زیبا بود، آشنا شد. این برخورد، سهراب را دگرگون کرد.
    آنروز، شیبانی چیرها گفت. از هنر حرفها زد. ون گوگ را نشان داد. من در گیجی دلپذیری بودم. هرچه میشنیدم، تازه بود و هرچه میدیدم غرابت داشت.
    شب که به خانه بر میگشتم، من آدمی دیگر بودم. طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهان داشتم…


    شهریور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ کاشان.
    مهرماه، به همراه خانواده جهت تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی به تهران میاید.
    در خلال این سالها، سهراب بارها به دیدار نیما یوشیج میرفت.

    در سال 1330 مجموعه شعر “مرگ رنگ” منتشر گردید. برخی از اشعار موجود در این مجموعه بعدها با تغییراتی در “هشت کتاب” تجدید چاپ شد.
    بخشهایی حذف شده از ” مرگ رنگ ” :
    جهان آسوده خوابیده است،
    فروبسته است وحشت در به روی هر تکان، هر بانگ
    چنان که من به روی خویش

    سال 1332، پایان دوره نقاشی دانشکده هنرهای زیبا و دریافت مدرک لیسانس و دریافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه.
    در کاخ مرمر شاه از او پرسید : به نظر شما نقاشی های این اتاق خوب است ؟
    سهراب جواب داد : خیر قربان
    و شاه زیر لب گفت : خودم حدس میزدم. …

    اواخر سال 1332، دومین مجموعه شعر سهراب با عنوان “زندگی خوابها” با طراحی جلد خود او و با کاغذی ارزان قیمت در 63 صفحه منتشر شد.

    در مردادماه 1336 از راه زمینی به پاریس و لندن جهت نام نویسی در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی سفر میکند.

    در همین سال، شخصی علاقه مند به نقاشیهای سهراب، همه تابلوهایش را یکجا خرید تا مقدمات سفر سهراب به ژاپن فراهم شود.
    مرداد این سال، سهراب به توکیو سفر میکند و درآنجا فنون حکاکی روی چوب را میاموزد.

    سهراب در یادداشتهای سفر ژاپن چنین مینویسد :
    از پدرم نامه ای داشتم. در آن اشاره ای به حال خودش و دیگر پیوندان و آنگاه سخن از زیبایی خانه نو و ایوان پهن آن و روزهای روشن و آفتابی تهران و سرانجام آرزوی پیشرفت من در هنر.
    و اندوهی چه گران رو کرد : نکند چشم و چراغ خانواده خود شده باشم
    در اواخر این سال، سهراب و خانواده اش به خانه ای در خیابان گیشا، خیابان بیست و چهارم نقل مکان میکند.
    در همین سال در ساخت یک فیلم کوتاه تبلیغاتی انیمیشن، با فروغ فرخزاد همکاری نمود.


    تیرماه سال 1341، فوت پدر سهراب
    وقتی که پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند.
    حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم

    فروردین سال 1343، سفر به هند و دیدار از دهلی و کشمیر و در راه بازگشت در پاکستان، بازدید از لاهور و پیشاور و در افغانستان، بازدید از کابل.
    در آبانماه این سال، پس از بازگشت به ایران طراحی صحنه یک نمایش به کارگردانی خانم خجسته کیا را انجام داد.
    منظومه “صدای پای آب” در تابستان همین سال در روستای چنار آفریده میشود.

    سال 1358، آغاز ناراحتی جسمی و آشکار شدن علائم سرطان خون.
    دیماه همان سال جهت درمان به انگلستان سفر میکند و اسفندماه به ایران باز میگردد.

    سال 1359… اول اردیبهشت… ساعت 6 بعد ازظهر، بیمارستان پارس تهران
    فردای آن روز با همراهی چند تن از اقوام و دوستش محمود فیلسوفی، صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان مییزبان ابدی سهراب گردید.

    http://www.sohrabsepehri.com/0_sohrabsepehri_com/PHOTOGALLERY/IMMORTALITY/052210053152.JPG
    آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فیروزه ای رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته ای از هنرمند معاصر، رضا مافی با قطعه شعری از سهراب جایگزین شد:
    به سراغ من اگر میایید
    نرم و آهسته بیایید
    مبادا که ترک بردارد
    چینی نازک تنهایی من

    کاشان تنها جایی است که به من آرامش میدهد و میدانم که سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد

    http://www.sohrabsepehri.com/0_sohrabsepehri_com/PHOTOGALLERY/IMMORTALITY/050310104551.JPG

    و سهراب …. ماندگار شد ….

    + دریافتی شخصی از سایت رسمی سهراب سپهری

    «8 کتاب» سهراب را از اینجا دانلود کنید
    13والپیپر زیبا از سهراب در اینجاست. از دست ندهیدشان

    ادامه ...

    تبلیغی برای بوگیرپا! به گلها و گیاهان رحم کنید!

    15, 7, 1387

    2 دیدگاه

    بعضی ها فکر میکنند فقط حیوانات از دست آنان در عذابند.
    این در حالی است که محققان جدیدا موفق به کشف راز
    از بین رفتن حجم انبوهی از جنگل ها و مراتع
    - که هر روزه در سرتاسر گیتی از بین می روند – شده اند.

    + تبلیغی برای بوگیر پا! به حیوانات رحم کنید!

    ادامه ...

    گوگل شیطان می شود!

    13, 7, 1387

    15 دیدگاه

    چند روز پیش گوگل 10 ساله شد و این 10 سالگی را با پروژه های خاصی جشن گرفت که یکی از مفصلترین و بزرگترین کارهایی که کرد این بود که ما را با خود به سال 2001 برد. ژانویه 2001 یعنی زمانی که موتورهای جستجو اینگونه قدرتمند نبودند. اما …

    اما شاید گوگل ما را به جای موتور جستجوی گوگل در سال2001 به ناکجا آباد برده باشد!

    همه چیز خوب داشت پیش می‌ رفت تا اینکه یک سوال کار را خراب کرد. چرا 2001؟ مگر گوگل در سال 2001 یا ژانویه آن سال به وجود آمد؟ یا شاید به خاطر تاسیس ویکیپدیا در 2001 یا درهم آمیزی AOL با تایم وارنر در آن سال 2001 انتخاب شد؟‌ :)

    مسئولان گوگل پاسخ دادند که بعلت بعضی دلایل تکنیکی که واقعا آنها را در زمینه رفع کردن آنها خسته کرده است عقبترین زمان ممکن یعنی 2001 را برای کاربران در دسترس قرار داده اند.

    همین حرف بود که یک سوال فاجعه آمیز را پیش آورد! آیا ممکن است گوگل در بازسازی همان سال 2001 هم جاهایی خسته شده باشد و یک جاهایی را زیر سبیلی رد کرده باشد؟ (;

    پاسخ را اگر می خواهید به دو عکس زیر نگاه کنید! عکس اول عکسی است از موتور جستجویی که گوگل هم اکنون در اختیار ما گذاشته است و آن را به عنوان موتور سال 2001 به ما معرفی کرده است. در عکس می بینید که کلمه casinos جستجو شده است.


    این عکس اما تصویر واقعی باقی مانده از گوگل برای همان کلمه است ( منبع استناد
    )

    http://blogoscoped.com/files/google-result-from-2001-large.jpg
    واقعا گوگل چگونه فکر کرده است که کسی به لوگوی بسیار معروف گوگل توجه نمی کند؟ :) همه می دانند که از سال 2000 بود که گوگل لوگوی جدیدی طراحی کرد و مدت زیادی بود که دیگر گوگل از این لوگو استفاده نمیکرد ( لوگوی عکس دوم صحیح است نه لوگویی که الان گوگل ادعا می کند! )

    گوگل را در سال 2000 از دست ندهید

    بعد از این آشکار شدن این تناقضات گوگل در پرسش و پاسخها اعلام کرد که این نسخه که هم اکنون به عنوان نسخه 2001 معرفی شده است دقیقا نسخه سال 2001 نیست بلکه حدودا یک بازسازی از آن است و گوگل کمی هم آن را زیباتر کرده است!

    گوگل این بار انگار شعار خودش را فراموش کرده و شیطان شده است!!

    در اینباره وبلاگهای خارجی هم نوشتند ( + و + )

    ادامه ...

    تبلیغی برای بوگیرپا! به حیوانات رحم کنید!

    11, 7, 1387

    8 دیدگاه

    بعضی اوقات چنان پایمان بوی بدی می دهد که
    برای حیات وحش خطرناک می شویم!
    *
    بوگیرهای پای خوبی برای این مشکل وجود دارد

    پی نوشت:‌ من جدیدا خیلی علاقه پیدا کرده ام که پاهایم را بشورم!! مخصوصا وقتی از خواب بیدار می شوم فکر میکنم که پوست پایم خشک یا بی طراوت شده است! به نظر شما ( مخصوصا صاحب نظرها در زمینه بهداشت ) دلیلی دارد یا بدون مشکل است؟ پیشاپیش ممنون از همفکری.

    ادامه ...

    اولین جشن تولد فرندفید. نگاهی به یک سال اخیر

    11, 7, 1387

    10 دیدگاه

    فرندفید هم اکنون به یکی از محبوب ترین شبکه های اجتماعی میان کاربران جهان مخصوصا کاربران http://friendfeed.s3.amazonaws.com/c29b62db4b24b4c527bbba8f89e3051bc2f5abbbفارسی زبان تبدیل شده است. کاربران این سرویس روزانه ساعات زیادی در آن به فعالیت مشغول می شوند و با ورود بزرگان وبلاگستان دیگر نمی توان این سرویس را دست کم گرفت. این نوشتار مروری است به مناسبت یک سالگی فرندفید بر فعالیتهای این سرویس در یک سال گذشته و تقدیم میشود به همه فرندفیدی‌ ها:

    فرندفید یک ساله شد! یک سال قبل در چنین روزی ( یک اکتبر ) چهار تا از بچه‌های فرندفید سرویس را راه اندازی کردند و چند تا از دوستان و آشنایان را برای استفاده از این سرویس دعوت کردند. به زودی تعداد این افراد بسیار زیاد شد.

    • 2007

    یک اکتبر: برت و جیم سایت را راه اندازی کردند. آیریس دختر Sanjeev ( یکی از بچه‌های اولیه )‌ فقط چند ساعت زودتر به دنیا آمد.

    برت دستگاه اسپرسو فرندفید را خرید :)

    دو اکتبر: کامپیوترها خریده میشوند.تعجب نکنید چرا اسپرسو زودتر از کامپیوتر خریده شده است :)

    15 اکتبر:‌ دوچرخه ها خریده می شوند!! فکر کنم اینها همان موتورهای محرک فرندفید باشند!
    http://farm4.static.flickr.com/3247/2598269001_da46841f0a.jpg

    24 اکتبر:‌ آنا هم به جمع فرندفیدی ها می پیوندد. او آنقدر فرندفید خونش بالاست که پست مخصوص یک سالگی فرندفید را او می‌نویسد! هر چند که او کلا 130 بار بیشتر لایک نزده است :)

    30 اکتبر: لایک زدن آغاز میشود! { خانواده لایکاپوا در وبلاگستان از اینجا پا گرفتند }

    18 دسامبر: مهمانی سال نو در خانه برت برگذار می شود. به این عکس از این مراسم شیطانی نگاه کنید.
    http://friendfeed.s3.amazonaws.com/80b568f25d29f564f829d22888c2d0749618b3b1

    31 دسامبر: اینجا من اولین پستم درباره فرندفید را نوشتم. چند روز قبل سپهر اولین دعوتنامه فرندفید را به دست آورد و اولین کاربر ایرانی فرندفید شود.

    { بخوانید: سرویسی برای زاغ سیاه چوب زنی }

    • 2008

    7 ژانویه:‌ هنوز یک هفته از سال جدید نمی گذرد که کوین فاکس به جمع فرندفیدی ها اضافه می شود. او بسیار در فرندفید فعال است! { اکانت کوین }

    26 ژانویه: سایت رسما وارد عرصه رقابت شد.

    17 مارس: فرندفید هم موتور جستجو پیدا کرد. همان که به آن خودتان را شخم می‌زنید. البته آن موقع آنقدر به درد نخور بود که بهتر است چیزی درباره آن نگوییم :)

    25 مارس: فرندفید API خود را منتشر کرد. این یعنی بازگذاشتن دست خالقین دنیای وب برای تعامل اطلاعات با فرندفید و در نتیجه گسترش روز افزون فرندفید.

    یک می: تودور هم به جمع مدیران فرندفید پیوست. او بسیار سر به زیر و ساکت است { عکس زیر }

    19 می:‌ انگار فرندفید شده است مرکز جذب گوگلی ها! کیسی فرندفیدی شد.

    http://friendfeed.s3.amazonaws.com/bcb5a4fc3588996c50a33f8799674352370efc22

    23 ژوئن: کیسی اولین مجروح راه فرفر نامیده شد. او یکی از سرورها را روی انگشت پایش انداخت و او را شکست!

    گذشت و گذشت تا 18 سپتامبر فرندفید با طراحی جدید عرضه شد و امروز

    یک اکتبر:‌ فرندفید یک ساله شد!

    در این یک سال فرندفید توانست به یکی از محبوبترین سرویسها میان ما ایرانیان تبدیل شود که با استفاده از جو بسیار صمیمی پیش‌بینی میکنم به زودی از این هم محبوبتر شود. شما چه کار میکنید؟ به جمع بیش از هزار کاربر ایرانی فرندفید می‌پیوندید؟

    هم‌اکنون در فرندفید منتظرتان هستم ( فتحی در فرندفید )

    + FriendFeed سرویسی برای زاغ سیاه چوب زنی!
    +
    عکسهایی از محیط کار فرندفید، جایی برای خلاقیت
    +
    چرا فرندفید را عاشقانه دوست دارم
    + سرویسی برای یافتن بهترین های فرندفید
    + اتاق ها را در فرندفید دریابید!
    + روم کاربران ایرانی فرندفید
    + فرندفید با طعم فیس بوک

    http://ttffnews.com/wp-content/uploads/2008/09/086c70ebbd.jpg

    پی نوشت: هر اصطلاحی نیاز بود بفرمائید تا توضیح دهم.

    ادامه ...
    به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما