نمی دانم به این افتخار کنم که قرآنی که به انگلیسی و فارسی ترجمه کردی حتی باعث شده رئیس جمهور برزیل ازت تعریف کند، یا افتخار کنم به احساس قشنگی که بعد از خواندن شعر «عاشقانه»ات به من دست داد – هر چند انگار نمی توانستم این همه ذوقت را درست و درمان درک کنم – که گفتی
چه میشود کرد
رنگ دیوار به پردهها نمیخورد
رنگ قالی به هیچکدام
امروز تولد دوک الینگتون بود
در کاخ سفید هم رادیو میگفت جشنی برپاست
شُکر که که کلاهسفیدها دوک را نخوردند
شُکر که دوک گذری به آلاباما نکرد
شُکر که اگر تو نیستی، تنهایی هست
شُکر که فصل پاییزه این فصل
دورهگرد میخواند انار نوبر پاییزهء انار …
من هم میخواهم به سلامتی دوک گیلاسی بزنم
و بزنم زیر گریه
همه توی این ملک مثل هماند
چه فرق میکند
آدم صبح مِی بزند یا شب
اما می خواستم ازت بخواهم برایم خبر بگیری از خدای قرآنت که چند نفر باید عین تو از پیشمون بروند تا ما یک خورده از مرده پرستی دست برداریم و قبل از مردن این 4 تا آدم درست و حسابی که برایمون مانده …
این قصه انگار ادامه دارد. بی خیال طاهره یک گیلاس هم برای من بریز تا یادم برود که توی این ملک همه مثل هماند. نوش!!








8, 8, 1387
من این شعر رو نفهمیدم
پاسخ به این نظر
8, 8, 1387
خدایش بیامرزد. کاش قبل از مردن اسمش رو شنیده بودم. الان هرجا میری خبر ایشونه.
پاسخ به این نظر
8, 8, 1387
کاشکی صاحب هنر را این گروه مرده دوست، در زمان زنده بودن مرده می پنداشتند
پاسخ به این نظر
8, 8, 1387
امروز سال روز درگذشت قیصر امین پور ،یکی دیگه از آدم های کار درست بود.
لبخند تو خلاصه خوبی هاست
لختی بخند ،خنده گل زیباست
پیشانیت تنس یک صبح است
صبحی که انتهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوتر ها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کمان عشق اهورائی
از پشت شیشه دل تو پیداست
فریاد تو طلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریاست
با ما بدون فاصله صحبت کن
ای آنکه ارتفاع تو دور از ماست
پاسخ به این نظر