اندی گرین در سال 1997 گوشه ای جدید از تاریخ را ساخت. او آن سال ماشینی با قدرت جت ساخت که به سرعت 1228 کیلومتر بر ساعت میرسید. حالا او افکار هیجان انگیزی را در سر دارد. ماشینی با سرعت 1610 کیلومتر!!!

این کوچولو که فکر میکنم با نام سگ شکاری شناخته می شود از یک راکت استفاده میکند که به وسیله یک موتور Typhoon-Eurofighter قدرت می گیرد.

بچههای تیم حدود 18 ماه است که در حال کار بر روی طرح این ماشین هستند و تمام تلاش خود را می کنند که سگشان بتواند در سال 2011 برای رکوردشکنی آماده بشود.
ریچارد نوبل، سرپرست پروژه سگ شکاری به BBC News گفت: این یکی از هیجان انگیزترین چیزهایی است که شما می توانید در زمین خدا انجامش بدهید!
تنها چیزی که مطالعات اولیه نشان میدهد این است که این ماشین چقدر چالش برانگیز خواهد بود.
Bloodhound SSC با 12.8 متر طول و 6.4 تن وزن قرار است سریعتر از گلوله شلیک شده از یک کلت کمری حرکت کند یا بهتر بگوییم شلیک شود :)

برای به پرواز در نیامدن این ماشین – همانند ماشین های قدیمی که چرخشان در می رفت :) – از لاستیک هایی با قطر 900 میلی متر از جنس تیتانیوم خالص استفاده شده است.
اما چیزی که عاشقان ماشینهای سریع را مجذوب این رویای زیبا می کند چیزی نیست جز شتاب هولناک صفر-1050 مایل ( صفر تا 1690 کیلومتر ) که فقط و فقط رقم خارق العاده 40 ثانیه است!!! یعنی شما در 40 ثانیه فقط از سرعت صفر به 1690 کیلومتر برسید. سرعتی که تپش قلب مرده ها را هم بالا میبرد!
ادامه ...

بعضی از غذاها اصولا برای نیرومندتر شدن فرزندان شما ساخته می شود. البته توصیه می کنیم نحوه بستن قرارداد با یک کارخانه قاشق سازی را هم قبلش بیاموزید :)
پی نوشت: این روزها وحشتناک سرم شلوغ است و نمی توانم کمی از دنیای آفلاین جدا شدم وگرنه خیلی دلم برای شما تنگ می باشد.به زودی به روال سابق بر می گردم. شرمنده.
در این ضمن این مطلب هم به کوچولوی تازه به دنیا آمده فرزانه و رضا ( دو دوست بسیار عزیز دنیای آفلاین ) تقدیم می شود که الحق خوردنی ترین زشت روی زمین است. امیدوارم فرزانه انقدر شانس داشته باشد که دخترش به رضا شبیه نشود چون برای غالب کردن رضا به فرزانه واقعا خیلی سختی کشیدیم :))
ادامه ...

نمی دانم به این افتخار کنم که قرآنی که به انگلیسی و فارسی ترجمه کردی حتی باعث شده رئیس جمهور برزیل ازت تعریف کند، یا افتخار کنم به احساس قشنگی که بعد از خواندن شعر «عاشقانه»ات به من دست داد – هر چند انگار نمی توانستم این همه ذوقت را درست و درمان درک کنم – که گفتی
چه میشود کرد
رنگ دیوار به پردهها نمیخورد
رنگ قالی به هیچکدام
امروز تولد دوک الینگتون بود
در کاخ سفید هم رادیو میگفت جشنی برپاست
شُکر که که کلاهسفیدها دوک را نخوردند
شُکر که دوک گذری به آلاباما نکرد
شُکر که اگر تو نیستی، تنهایی هست
شُکر که فصل پاییزه این فصل
دورهگرد میخواند انار نوبر پاییزهء انار …
من هم میخواهم به سلامتی دوک گیلاسی بزنم
و بزنم زیر گریه
همه توی این ملک مثل هماند
چه فرق میکند
آدم صبح مِی بزند یا شب
اما می خواستم ازت بخواهم برایم خبر بگیری از خدای قرآنت که چند نفر باید عین تو از پیشمون بروند تا ما یک خورده از مرده پرستی دست برداریم و قبل از مردن این 4 تا آدم درست و حسابی که برایمون مانده …
این قصه انگار ادامه دارد. بی خیال طاهره یک گیلاس هم برای من بریز تا یادم برود که توی این ملک همه مثل هماند. نوش!!
ادامه ...
اول نوشت: این نوشتار توسط یک فردی نوشته است که یک سرماخوردگی ساده اش تبدیل شده به یک ضعف فوق العاده شدید جسمی و چند روزی هست که زمین گیر شده است و به زور از خانه بیرون رفته است. از دیروز تا حالا یک خورده توانسته اکتیو بشود!
راستش قرار بود این پست را بنویسم و کمی از شما گله کنم. از این که این وبلاگ مدتی بود به روز نمی شد و شما به روی خودتان هم نیاوردید!
[...]
ادامه ...
13, 8, 1387
Comments Off