بایگانی مربوط به آذر, 1387

مثلا عیدی: فونت نستعلیق برای تایپ مستقیم در word :)

سه شنبه, آذر 26م, 1387 | daily, ویندوز و مایکروسافت | 21 نظر

اشتراک محتوای رایگان می‌تواند به گسترش یک پدیده بسیار کمک شایانی کند. برای مثال انتشار ابزارآلات رایگان فارسی نویسی می‌تواند به رشد زبان فارسی کمک بزرگی کند. به خاطر همین است که تصمیم گرفتم شب عیدی یکی از فونت‌های بسیار زیبای فارسی را تقدیم شما کنم.

فونت نستعلیق که قابلیت استفاده در محیط ویندوز و ورد را کاملا داراست چیزی بود که خودم هم مدتی به دنبالش بودم.

شما کافی است این فونت را در پوشه فونت های کنترل پنل ویندوزتان نصب کنید و از آن پس از این فونت برای حتی تایپ‌های روزمره خود استفاده کنید. اگر شما فونت بهتری نوشته‌اید می توانید برای معرفی تماس بگیرید :) برای سادگی استفاده آن را در هاست شخصی برای دانلود شما قرار داده‌ام که مشکلی نداشته باشید.

درست است که در این اوضاع و احوال قدرت تقدیم هدیه‌ای که از نظر مادی ارزش بالایی داشته باشد برای این بنده میسر نبود اما دوست دارم بدانید که یک فتحی اینجا هست که برای شما آرزوی شادی و شادکامی در روز عید سعید را داشته باشد.

اگر هم شما می‌خواهید ( مثل همیشه ) بر سر آقای فتحی منت گذاشته و ایشان را خوشحال کنید فراموش نکنید که افراد زیادی هستند که برای بی‌نهایت ترین لبخندشان به ذره ذره محبت شما چشم دوخته‌اند.

درست است که میزبان شما موسسه پیام امید و یکی از دوستان بسیار عزیز اما این روزها کم معرفت من، کیوان عزیز است اما این حقیر از محبت تحسین برانگیز شما یک دنیا ممنون خواهد بود.

Tags: , , , , , ,

سریال حضرت یوسف. فرصتی که باز هم از دست رفت

شنبه, آذر 23م, 1387 | ادب و هنر, نوشته های خارج از صفر و یک | 54 نظر

یوسف سریال خوبی بود. یعنی سریال خوبی می شد که باشد. سرمایه گذار خوبی داشت که مشکلات بودجه را نداشت. در ثانی مشکلی برای استفاده از بازیگران مطرح نداشت و در ضمن آقای سلحشوری داشت که بسیار با مسئولان فرهنگی نزدیک بود و رسما هر کاری می خواست در این سریال می توانست بکند. آرایش سنگین بانو نفرتی‌تی شاهد خوبی بر این مدعاست.

اما یک دقیقه صبر کنید! این داستان برای چه در قرآن آمد؟ برای چه اصلا این همه بودجه برای آن خرج شد که سریال شود؟ بودجه میلیاردی برای یک اثر فرهنگی آن هم در ایران؟

سریال حضرت یوسف قرار بود مثلا به رواج پاکدامنی در بین جوانان کمک کند. جوان ایرانی به جای اسپایدرمن و بتمن یک الگوی قرآنی برای خود داشته باشد!!! حالا نتیجه چه شد؟‌ به نظرتان این محقق شد؟ شدیدا می گویم نه!

شخصیت اول سریال یعنی یوزارسیف چنان مقدس نشان داده می شود که جوان ایرانی اصلا نمی تواند فکر کند می تواند به او برسد. چقدر بهتر بود که وقتی یوسف زنان زیباروی مصری را می بیند ته دلش یک خورده غنج برود ( چیزی که برای یک جوان عادی طبیعی است ) و سپس به یاد خدا بیافتد و نجات پیدا کند. این جوری جوان می‌بیند که چطور قرار است بر این نفس پیروز شود!

http://www.aftabnews.ir/images/docs/n00077083-r-b-002.jpg

مثلا من ِ نوعی وقتی قرار است در مقابل زیباترین زنان عصر خودم باشم نمی توانم آنقدر بی تفاوت باشم. یک خورده وسوسه می شوم و بعد یا به گناه می افتم یا کلا یاد خدا مانع از گناه می شود. همین می شود که وقتی برادر کوچک یکی از دوستان مجلس زنان مصری را می بیند می گوید

این حضرت یوسف مشکل داشته که هیچ حسی نداشته. آدم سالم که بدون حس نمیشه …

در حقیقت نسل امروز دو دیگاه با دیدن این سریال پیدا می کند.

یک ) حضرت یوسف مشکل داشته

دو ) حضرت یوسف آنقدر مقدس است که تلاش برای رسیدن به او بیهوده است. نگویید پیامبر است چون یک جوان که قرار است الگو بگیرد نمی تواند بگوید این پیامبر است. وقتی ببیند نمی تواند به یوسف برسد از او الگو نمی گیرد. حال اسمش هر چه که باشد!

یوزارسیف از جنس ما نیست. خیلی بالاتر از ماست. خودمان را نمی توانیم بگذاریم جایش. نمی توانیم یک زندان را عاشق خودمان کنیم. نمی توانیم این همه بی تفاوت باشیم. شاید بتوانیم حس کنیم و کنترل کنیم اما نمی توانیم کلا اصلا حس نکنیم! این غریزه ست.

جالب است چنان سریال سعی می کند یوزارسیف را بالا ببرد که انگار حالا که او آنقدر بالاست شیفته شدن زلیخا عادی بوده و چاره ای جز شیفتگی برای او نمی‌ماند! وقتی این همه زن ده‌ها باره خودشان را برای یوزارسیف تکه پاره می کنند زلیخا چه کار کند؟ این هم از سمبل خانمها که انگار جور شد :))

فکر نمی کنم حداقل تا 10 سال دیگر چنین بودجه ای به سوژه حضرت یوسف اختصاص پیدا کند که بتواند یک الگو از جنس خودمان برای ما درست کند. خوش به حال کسانی که به نان و نوایی رسیدند. اما باز حیف که این سوژه هم از دست رفت. من که نمی‌توانم از یک قدیس الگو بگیرم.

نظر شما چیست؟‌

Tags: , ,

یک تعظیم بلندبالا برای همه فرندفیدی ها

پنجشنبه, آذر 21م, 1387 | daily | 30 نظر

این یادداشت صرفا برای دوستانم در فرندفید نوشته شده است و اگر شما فرندفیدی نیستند مسلما به درد شما نخواهد خورد :) مسلما به درد جای دیگری هم نخواهد خورد!

داستان تغییر کرد. فرندفیدی که یک زمانی شبکه ای بی روح بود حالا شده بود پر از دوستان‌مون که دونه دونه از این ور و اون ور پیداشون کرده بودیم. اما از همون موقع هم می گفتم…

› ادامه مطلب

Tags: ,

5 دلیل اینکه یک وبلاگ جدید می تواند برای شما مفید باشد

چهارشنبه, آذر 20م, 1387 | وبلاگ نویسی | 11 نظر

چند وقتی است که تصمیم به راه اندازی یک وبلاگ و کار روی آن دارم اما ترس از شکست باعث میشود که کار را با تحقیقات خاص خودش آغاز کنم.

http://www.problogger.net/wp-content/themes/problogger2/images/darren.jpgدر این راستا به یادداشتی از یک ابر وبلاگنویس شناخته یعنی Darren Rowse برخوردم که به بیان تجربه های او از شروع وبلاگ جدید می پردازد. در این نوشتار سعی دارم با نیم نگاهی به وبلاگنویسی دارن رز به بیان انگیزه های شروع یک وبلاگ تازه بپردازم. بعد از خواندن این مطلب راحت‌تر می توانید تصمیم بگیرید که یک وبلاگ تازه را آغاز کنید یا نه؟‌

دارن رز زمانی شدیدا افتاد روی دور وبلاگ زدن! وبلاگهای جدید و ایده های جدید همه و همه پشت سر هم قطار می‌شد و پشت سر هم شکست می خورد!!

بعد از یک مدت دارن رز استراتژی وبلاگنویسی خود را متحول کرد. او تمام وبلاگهای خود را به جز دو وبلاگ تعطیل کرد و تمام انرژی خود را بر روی همین دو وبلاگ DPS و پروبلاگر متمرکز کرد.

او تصمیم گرفت در مورد وسوسه شروع یک وبلاگ جدید مقاومت کند و تمام انرژی خود را برای بالاتر بردن کیفیت و ارائه مطالب بهتر به خوانندگان خرج کند! این استراتژی جواب داد و وبلاگهای او به خاطر توجه زیاد او رشد چشمگیری کرد و به زودی شاهد پستهای بهتر، طراحی بهتر و ارتباط بهتر او با خوانندگانش بودیم.

دو سال و نیم دارن رز هیچ وبلاگ جدیدی نزد و تمام توجه خود را به همین دو وبلاگ اختصاص داد تا اینکه ماه پیش TwiTip شروع به کار کرد! TwiTip به خاطر شهرت دارن رز هم که شده توانست به سرعت رشد کند به طوری که در عرض یک ماه و خورده ای تعداد مشترکین آن به 2800 رسید! اما دارن رز 5 دلیل را برای راه انداختن یک وبلاگ جدید بیان میکند. من اینها را به سبک خودم بازنویسی کرده‌ام. ‌

  • 5 دلیل برای اینکه یک وبلاگ جدید می تواند مفید باشد

  • برای یک حس تازه
    انسان وقتی می خواهد یک کار جدید را کلید بزند همیشه یک حس خوب دارد. یک جور حس شادابی! ذوق و شوقی که شروع یک وبلاگ جدید به آدم می‌دهد هیچ وقت با وبلاگ اصلی شما که مثلا 3 سال است در حال نوشتن آن هستید قال قیاس نیست. البته ممکن است شما از نوشتن وبلاگ اصلی خودتان خیلی هم لذت ببرید اما این چیزی از حس طراوتی که وبلاگ جدید می‌دهد کم نمی کند.

  • برای استفاده از ابزارآلات تازه
    یک مثال از خودم می‌زنم. من همیشه در به روز کردن نسخه وردپرس دچار شک و تردیدم! این در حالی است که یک وبلاگ جدید به شما اجازه می‌دهد که از ابزارهای جدید، تکنیک‌های جدید و افزونه‌های جدید استفاده کنید. یک آزمایش زنده که می‌تواند برای وبلاگ اصلی‌تان هم کمک بزرگی باشد.

  • برای یک طراحی جدیدتر
    اسم نمی‌برم اما به چند وبلاگ فارسی که یک خورده شناخته شده‌تر هستند نگاهی بیاندازید. همیشه نوعی ترس خاص برای طراحی این وبلاگ ها وجود دارد و طراحی های جدید همیشه به سختی جایگزین طرح‌های قدیمی‌تر می گردد. در حقیقت وقتی وبلاگ شما جا افتاد خیلی سخت می تواند ریسک پذیرش یک قالب جدید را قبول کنید زیرا ممکن است اصلا نتواند رضایت خوانندگان را جلب کند. یک وبلاگ ثانویه که از نظر ظاهری آنقدر ها هم جا افتاده نیست به شما این اجازه را می‌دهد که به سادگی به دنبال یک طراحی جدید و متناسب با سلیقه خود باشید.

  • یک جریان درآمدی اضافه
    خواهش میکنم نخندید! همه جا که مثل ایران نیست که نشود از وبلاگ درآمد داشت! همین وبلاگها هستند که درآمد وبلاگنویسان تمام وقت را به بالای 20000 دلار در ماه میرسانند. همین جناب دارن رز برای وبلاگ
    TwiTip با این چند تا مشترکش از طرف SitePoint اسپانسر می شود! برای این که زیاد دچار مشکل نشده و وبلاگنویسی را رها نفرمائید پیشنهاد می کنم به سراغ دلیل بعدی بروید!
  • یک صدای تازه، یک ایده تازه
    مهمترین دلیل شروع یک وبلاگ تازه مسلما همین نکته خواهد بود. سبک نوشتاری یک وبلاگ بعد از یک مدت به یک سبک ثابت تبدیل می شود و این باعث میشود که مثلا بگوییم یک وبلاگنویس مینیمال می‌نویسد یا مثلا روزنوشت می‌نویسد. نیاز به نوشتن به یک سبک دیگر می‌تواند مهمترین دلیل شروع یک وبلاگ جدید باشد. برای نمونه وقتی من شخصی بنویسم بعضی به شدت استقبال و بعضی به شدت واکنش منفی نشان می‌دهند. این نشان می‌دهد که یک وبلاگ مثل وبلاگ من زیاد برای من کافی نشان نمی دهد!

http://rlv.zazzle.com/im_blogging_this_shirt-p2358815202501592127cb2_325.jpg

مراقب باشید!
شروع یک وبلاگ جدید درست است که میتواند بسیار هیجان انگیز باشد اما به همان سرعت هم می‌تواند تبش فرو بنشیند و حوصله شما را سر ببرد. آن وقت شما می‌مانید و یک وبلاگ ناموفق!

از سویی هر چقدر بیشتر برای وبلاگ جدید وقت بگذارید به همان میزان از وبلاگ قبلی غافل می‌شوید! ببینید ارزش دارد که کمی کمتر به وبلاگ اصلی‌تان توجه کنید؟

ما چند روز منتظر می‌مانیم. برای یک وبلاگ جدید زیاد هم عجله نکنید :)

پیشنهاد می کنم اگر به مباحث وبلاگنویسی علاقه مند هستید « 4 راه ساده و سریع برای بالابردن بازدید وبلاگ شما » و « نکته طلایی برای بسط و پایان یک مطلب » را مطالعه فرمائید.

برای اینکه مطالب بعدی آموزش وبلاگنویسی را از دست ندهید حتما پیشنهاد می‌کنم مشترک وبلاگ شوید. البته اگر زحمتی نیست :)

Tags: ,

خیابان گوگل در تهران!

چهارشنبه, آذر 20م, 1387 | جالب, متفرقه های وب, گوگل و یاهو | 22 نظر

در زندگی یک کاربر اینترنت ایرانی امروزه گوگل نقش به سزایی را بازی می کند. البته این فقط مختص ایران نیست بلکه در سرتاسر جهان کاربران اینترنت از گوگل استفاده های فراوان می کنند. اما برای کسی که به اینترنت دسترسی ندارند چطور؟

به نظر می رسد گوگل برای ایرانی ها نقشه های دیگری هم دارد. عکس زیر از کتاب اول برداشته شده است.

می بینید؟ گوگل حتی در فکر تسخیر خیابان های ماست :)

برایم جالب بود که ببینیم واقعا اسم این خیابان چیست؟ برای این که شما را هم از ابهام بیرون بیرون بیاورم از دوستی در این باره اطلاعات ارائه می کنم که به نظر ساکن تجریش هستند.

کارتاژ می گوید که منظور از گوگل یعنی جایی که گله گاو باشد و به همین خاطر نه به صورت google (گوگـــــِــل ) و بلکه به صورت go gal ( گوگـــــــَــل ) تلفظ می شود. اهالی شمیرانات هنوز هم به این خیابان گوگل می گویند.
هم اکنون شهروندان تجریشی می توانند در کنار دکه پلیس میدان تجریش تابلو این خیابان را ببینند.

برای خود من جای سوال بود چون تا به حال از این خیابان عبور نکرده ام. اما یادم باشد برای ساختن دفتر گوگل این خیابان را پیشنهاد کنم. ما می دانیم که اینجا گوگل است و گوگل نیست. بقیه که نمی دانند :))

پیشنهاد می کنم در مورد گوگل نوشتارهای «گوگل و تمهیداتی برای شب جمعه!!» و «گوگل در اندیشه تسخیر صدای شماست» را بخوانید. ممنون از نیما اکبرپور و علی علی‌اکبری به خاطر لینکهای مفید برای تهیه مطلب :)

Tags: , ,

مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

بوسیله سیستم مطمئن فیدبرنر

جستجو بفرمائید :)