یک تعظیم بلندبالا برای همه فرندفیدی ها

21, 9, 1387

daily

این یادداشت صرفا برای دوستانم در فرندفید نوشته شده است و اگر شما فرندفیدی نیستند مسلما به درد شما نخواهد خورد :) مسلما به درد جای دیگری هم نخواهد خورد!

داستان تغییر کرد. فرندفیدی که یک زمانی شبکه ای بی روح بود حالا شده بود پر از دوستان‌مون که دونه دونه از این ور و اون ور پیداشون کرده بودیم. اما از همون موقع هم می گفتم…

درست است که من اخلاقم طوریه که همه رو دوست دارم و با کسی مشکلی پیدا نمی کنم اما فرندفیدگردی من برای پرسیدن و باخبر شدن و به نوعی داشتن هوای چند نفر قابل شمارش بود. این چند نفر همین جوری زیاد و زیادتر شدند تا جایی که حس کردم فرندفید داره میشه خونه اول و آخر من در این دنیای مجازی!

اذیتتون نکنم. مدتی است که دارم حس میکنم برای این دنیای پر از محبت ساخته نشدم. یعنی آدمی عین من وصله ناجوریه برای شما. نه به خاطر این که اذیت شده باشم توی فرندفید. ابدا! به خاطر این که اذیت نکنم :)

چند نفر از بچه ها خبر داشتند که مدتی است قصد رفع زحمت دارم. فکر کنم دو ماهی هست اما کو دلش؟ :) اگر دقت کرده باشید کم‌کم دارم همه را  آن ساب اسکرایب می کنم و الان تقریبا دیگه 400 نفر را نسبت به قبل دنبال نمی کنم. به زودی هم تعداد دنبال شونده ها را باز هم کمتر می کنم. این که چند وقت قبل هم پستهای نوزاد در فرندفید شیر می کردم هم به خاطر این بود که دوست داشتم آخرین چیزهایی که در فرندفید از من می موند چیزهایی لطیف تر از برخوردهای بد من باشد.

مشکلات کاری که بعد از گرفتن دست چک و شدید شدن کار روی داد و مسئله تحصیلات دست به دست هم داد انگار. من هنوز هم فرندفید را دوست دارم چون بچه هایش خیلی لطف داشتند به من.

توی این یک سال خیلی بی ادب و جسور بودم. فکر کنم گول قدیمی بودنم را خوردم :)) خیلی وقتها اذیتتون کردم و به روی خودتون نیاوردید. این اواخر که شوخی می کردید بداخلاقی می کردم و اصلا یادم نبود کسانی که شوخی می کنند از دوستان بسیار عزیزم هستند.

این روزها فرندفید برای من خیلی خالی به نظر می‌رسد. نمی دانم چرا؟

اعتراف می کنم الان که داریم به پایان راه می رسم ذره ای از کسی ناراحت نیستم و تنها دلیل رفتنم هم همین خوبی شماست. ترجیح می دهم فرندفید در ذهن من همین محبتها نهادینه بشود و محبت آخرین تصویری باشد که در فرندفید می بینم.

دیشب آخرین کار مهم را کردم و برای اولین بار دکمه بلاک را فشار دادم. بعدش انگار ناگهان سقوط آغاز شد. این بهترین بهانه است. بهترین برای پایان.

چند روز پیش به یکی از بچه ها گفتم. من دنبال یک بهانه ‌ام. دستم بدهید خودسوزی می کنم :))

این هم از خبر خوب امروز من! از این به بعد احتمالا دیگر در فرندفید من را تحمل نخواهید کرد. البته فعالیتهای آنلاین من همچنان در فرندفید خواهد آمد اما خودم نه! تنها در صورتی فرندفید خواهم بود که بخواهم از حال شما مطلع بشوم اگر هم پشت سرم شوخی کنید غیبت محسوب شده و احتمالا سوسک می گردید! پستهایی برای آموزش چیزهایی که از فرندفید می دانم خواهم نوشت که امیدوارم برای بعد از من به درد بخورد :)

کسانی که من را می شناسند می دانند که تصمیم‌هایی که می گیرم چقدر بدون برگشت است.
آخرین خواهشی که می توانم بکنم،‌ هر چند که بسیار بسیار زیاد است این است که من را به خاطر این همه اذیتی که در این یک سال کردم ببخشید. باز هم من جسارت کردم و درخواست بزرگی داشتم اما این آخرین خواهش فرندفیدی من است.

یاد یک یادداشتی که قبلا نوشتم افتادم. چرا فرندفید را عاشقانه دوست دارم؟

فکر می کنم الان که همه در شادی تولد دوستان عزیزمان خانم لیتل آنجل هستند ( بخوانید: و در آخر یک داستان کوچولو برای فرشته ای کوچولو! ) کسی متوجه رفتن من نمی شود. بهترین لحظه برای خداحافظی زمانی است که همه در حال شادی هستند و کسی حواسش به تو جلب نمی شود. اکانتم به خاطر 856 نفری که تا امروز در فرندفید سر من منت گذاشتند و دنبالم می کردند باقی خواهد ماند. و به خاطرات خوبی که با شما داشتم. رفتن در شادی بسیار آرامش بخش است. شاید کمی از تلخی این رفتن برایم کمتر بشود. یک تولد شاد آخرین چیزی بود که می خواستم ببینم.

برگردیم به سبک نوشتاری خودمون :))

آقای فتحی تا جایی که کهولت سن به او اجازه می دهد
تعظیم بلند بالایی صورت داده و از همه دوستانش در سایت

« خبرمایه دوستی‌ » به خاطر یک سال تحمل ایشان، تشکر می نماید.
امیدوارم عذرخواهی ایشان را بپذیرید.

پایان

,

شما هم به جمع هزاران مشترک یک فتحی بپیوندید

به شما توصیه می‌کنیم اولین کسی باشید که مطلب بعدی ما را می‌خوانید. برای این کار توصیه می‌کنیم مشترک فید این سایت شوید. این راهنما می‌تواند به شما کمک کند. علاوه بر هزاران نفر مشترک ما، حدود هزاران نفر هم هر روز صبح جدیدترین مطلب ما را در ایمیل خود می‌خوانند. ایمیل خود را وارد کنید تا شما هم به ما بپیوندید

advert

30 نظر برای “یک تعظیم بلندبالا برای همه فرندفیدی ها”

  1. جوان ایرانی

    چی میتونم بگم فتحی جان

    خودت میگی تصمیمات بدون بازگشته

    برای ما کاربرها فقط غم رفتنت میمونه و بس

    چه میشه گفت :(

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    چرا غم رفتن؟ تازه این خبر بوده بود :)))

    از این به بعد فرندفید بدون من یک لطف دیگر داره :) در ضمن اگر هر وقت نیازی به من بود با یک ندا در خدمتتون خواهم بود :)

    پاسخ به این نظر

    جوان ایرانی Reply:

    اوهوم
    باز خوبه جنس رفتن شما با جنس رفتن بقیه خیلی فرق داره.

    پاسخ به این نظر

  2. Farbod

    خوب تصمیم با خودتونه، ولی من یکی دوست داشتم که بمانید.

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    مرسی فربد جان. یک تستی می‌کنم بعد از یک سال بدون فرندفید بودن چطوری است :))

    از لطفت واقعا ممنون

    پاسخ به این نظر

    Farbod Reply:

    من خودم یک امتحانی کردم، نزدیک پنج روز نیومدم، البته قبلترش حدود یک هفته، یکی دو روز اول خیلی سخت بود، مثل معتادا، ولی خوب میشه دووم اورد :)

    پاسخ به این نظر

  3. فرشاد

    دلمون تنگ میشه براتون :)
    سر بزنید به ما…
    هر جا هستی موفق و شاد باشی

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    من هم همین طور فرشاد جان.
    البته فتحی و وبلاگش. اینجا در خدمتتون هستم :))

    پاسخ به این نظر

  4. زهرا

    نمی دونم چرا کسایی که این اکانت های اینترنتی رو ترک می کنند انقدر با احساس و عاشقانه دربارش می نویسن؟!؟! مسئله خیلی ساده تر از این حرفهاست که بخواد توش سوز و ناراحتی باشه! بخاطر اینکه ما همه اول بلاگر بودیم و هستیم و هیچی وبلاگ آدم نمی شه!
    اعتدال در میانه روی است! البته شما مثل بچه هایی نبودی که شبانه روز پای این ف ف باشن و یهو ببرن ولی کلا خودتو ناراحت نکن!

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    خوب زهرا خانم. یک زمانی این حرف شما درست بود اما برای منی که توی وبلاگم از رابطه های دوستانم چیز کمی گفته می شود رابطه های فرندفید خیلی احساسی تر است.

    من کلا خوشحالم که دوستان خوبی توی فرندفید پیدا کردم که شاید توی وبلاگ هیچ وقت باهاشون این قدر ارتباط برقرار نمی کردم :)

    پاسخ به این نظر

  5. علیرضا

    خب هرکسی برای رفتن دلایلی دارد. نمی شود که جلو اش را گرفت…
    دوست داشتیم بیشتر در خدمتت باشیم در آن سایت خبرمایه دوستی… که انگار نشد :)

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    خدمت از ماست علیرضا جان. من در هر حال از طریق وبلاگ جویای احوالتون خواهم بود :)

    پاسخ به این نظر

  6. علی

    خیلی ناراحت شدم … :(
    دوستان خوبی مثل شما نباید بروند !!!

    امیدوارم تغییر نظر دهید !

    موفق باشید./

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    علی جان.
    من توی وبلاگ بیشتر میتوانم در خدمت شما باشم. به نظرم بهتر است از طریق وبلاگ بیشتر با هم در تماس باشیم. اینجا هم که تعلق به خودتون داره :)

    پاسخ به این نظر

  7. رضوانه

    رفتی ولی اینو بدون… دلمون براتون تنگ می شه :)

    پاسخ به این نظر

  8. alihejvani

    اینجا هم باز کامنت می گذارم که به قول خودت به مرور پاک نشود. کاش یه صبح دیگه بیای تو فرفر سلام کنی و عکس بذاری. خوب باشی

    پاسخ به این نظر

  9. امیرعباس

    خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم دیگه نمی خوای تو فرندفید فعالیت کنی – همیشه بقیه رو اذیت کردی یه بار هم من اذیتت کنم :))))) – حالا خارج از شوخی اگر واقعا به این نتیجه رسیدی که فعالیت تو فرندفید هم وقتت رو میگیره و هم اون حس قبل رو نداره قطعا تصمیمت درسته. در هر صورت امیدوارم هر جا که فعالیت می کنی موفق باشی ;)

    پاسخ به این نظر

  10. رضا.ب

    البته تصمیم خوبیست. ولی ترک کامل فرندفید فکر کنم حداقل در آینده برای شما کمی سخت خواهد بود…
    البته من خودم هم تصمیم گرفتم که فرندفید را کمتر برم تا اینکه دیگه چند روزه که اصلا نمیرم فرندفید…
    و دلمان برایت تنگ میشه آقای فتحی.
    خوش باشی …

    پاسخ به این نظر

  11. Amir GT

    سلام فتحی عزیز. چرا؟ واقعا چرا؟
    کار و مشکلات بهانست.مشکلات همیشه هست.بنظرم این جور کارا فرار از مشکلات است. باید با مشکلات روبرو شد.
    بهتره تجدید نظری بکنید. در ضمن می تونید چند وقتی نباشید.بعد از مدتی برگردید. راستی کی این بهانه رو به شما داده؟ هرکسی ناراحتتون کرده باید اون رو هم ببخشید. ناراحت کردن هم ساخته شده تا ناراحت بشیم و قدر چیزهایی زیادی رو بدونیم. شما به حرف من گوش کن و یک ماه به فرندفید سر نزن. بعد از یک ماه با انرژی جدید دوباره بیا.
    منتظریم.

    پاسخ به این نظر

  12. شهریار

    سلام شروین جان.
    اول اینکه منم مثل دوستانی که گفتن وقتی از رفتن میگی ناراحت می شم. ولی یک مسئله هست که بد نیست بازش کنم.
    ببینید تو این پست معظم و بلند بالای شما یک جمله هست که باید به اون توجه کرد:
    1-”این هم از خبر خوب امروز من! از این به بعد احتمالا دیگر در فرندفید من را تحمل نخواهید کرد. البته فعالیتهای آنلاین من همچنان در فرندفید خواهد آمد اما خودم نه! تنها در صورتی فرندفید خواهم بود که بخواهم از حال شما مطلع بشوم”
    2-”پستهایی برای آموزش چیزهایی که از فرندفید می دانم خواهم نوشت که امیدوارم برای بعد از من به درد بخورد”
    خوب عزیزم این 2 جمله یعنی اینکه خواهم ماند و کار های منطقی در فرندفید که همان تبادل اطلاعات و مسیر زندگی آنلاین و پس از آن احوال پرسی از دوستان است را انجام خواهم داد. پس فکر میکنم زدن یک چنین پستی و ناراحت کردن جمعی از فرندفیدی ها که شما را مانند دیگر ایرانیان فرندفید دوست میدارند، کار منطقی و معقولی نیست.
    اینکه کسی می خواهد فعالیت های خود را کم کند و مسیر زندگی اینترنتی خود را سامان دهد نیازی به زدن پست و ناراحت کردن دوستان ندارد.
    همه ی ما بزرگ تر این ها هستیم که به خاطر چنین مساله ی ساده ای همدیگر را ناراحت کنیم.
    با نهایت احترام و ادب

    پاسخ به این نظر

  13. کوچولو

    نوشته ی تلخی بود، به زور جلوی اشک هایم را گرفتم. حالا که نیستید بیشتر آیدی فرندفیدتان به چشم می آید. جایتان خالی است. راستی حال کودک درونتان چطور است؟

    پاسخ به این نظر

  14. noonva

    شاید این تصمیم باعث بشه وبلاگ 1fathi زود به زودتر به روز بشه

    پاسخ به این نظر

  15. emin

    چقدر جالبه که ما دو تا همزمان این کارو کردیم…. کارت درست بود… فرقی که رفتن من و تو داشت این بود که من خیلی دوست داشتم این متن رو بنویسم… اما مغزم نکشید .:))))))
    خلاصه منم دقیقا مثل تو اکانتم سر جاشه اما جر 21 نفر بقیه همه آنساب شدن… اون 21 نفر رو هم نگه داشتم چون خیلی وقتا بهم کمک کردن….
    خلاصه منم رفتم چون دذاشتم خیلی ها رو اذیت میکردم… کارت رو تایید میکنم ، چون فقط خودمم که درکش میکنم. :) هر جاکه هستی موفق و پیروز باشی.

    پاسخ به این نظر

  16. کمال

    یا با زبون خوش بر می گردی یا بچه ها رو می فرستم سراغت. اوکی؟

    پاسخ به این نظر

  17. مریم

    ای بابا :( چی بگم. البته در کل کار خوبی کردید :)

    پاسخ به این نظر

  18. محمد

    نکته برای گفتن زیاده، اما در کل تصمیم خوبی گرفتی، امیدوارم موفق باشی، بیش از پیش

    پاسخ به این نظر

  19. مَتَتی

    1- کمال آقا بچه های محل ما هم هستن اگه لازم بود.
    2- فتحی جان یه نفس عمیق بکش، بعد تصمیم بگیر! با این تصمیمات یه باره نکنه تو هم می خوای رئیس جمهور بشی؟

    پاسخ به این نظر

  20. احسیر

    فتحی جان یک سوال داشتم عزیز دل برادر اطلاعی از پارک دومین وردپرس.com داری ؟ چون از .org به دلایلی راغب به استفاده نیستم ، آیا سرویس دهنده ای در ایران هست که این کار را انجام بدهد چون اصولا پارک دومین وردپرس احتیاج به کریدیت داره و این بنده ی حقیر هم که ندارم اگه تونستی برام میل کن

    پاسخ به این نظر

  21. پیمان

    الف)نه این قرارمون نبود
    ب)رفیق برو سفر به سلامت
    ج)حالا بودی دور هم خوش میگذشت حالا که میخوای بی برو به من چه!
    د)دفتر خاطراتشو برای ما گذاشتو رفت

    این کامنت صرفا نیمه تفریحی بوده و در جهت جلب توجه منتشر شد.

    پاسخ به این نظر

ما را از نظر و دانش خود بهره‌مند کنید

به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما