فارس به نقل از یک وبلاگ ناشناخته مینویسد:
پرشین بلاگ در زمانی که وبلاگستان فارسی برای مظلومیت غزه در تلاطم است، در راستای ادامه برنامه هفتگی خود جشن یلدا میگیرد.
راستش جسارتا گیر دادن به جشن شب یلدای پرشین بلاگ برای من که یکی از مهمانان آن جشن بودم بسیار گران آمد.
در زمانی که رسانه ملی و دولت، خود باید برای پاسداشت از آیینهای باستانی و خاطره انگیز ما تلاش کند اعتراض به مراسمی که «کوچک بهانه»ای برای شادی است واقعا تاسف برانگیز است.
در آیینهای ملی ایرانیان مراسمی غمآلود هیچگاه جایی نداشته است و خداوند نیز انسان را موجودی شادیپسند آفریده است.
فارس چنان مینویسد انگار پرشینبلاگ کاری برخلاف شان عمومی وبلاگستان فارسی انجام داده است که ابدا این طور نیست که اگر بود با استقبال بسیار خوب وبلاگنویسان روبرو نمیشد و حتی دوستان وبلاگنویس از شهرستانها هم برای جشن تشریف آورده نمیآوردند.
از فارس میپرسم آیا با برگزار نشدن این جشن مشکلات مردم غزه مثلا تمام میشد؟
متاسفانه فارس بسیار ناپسند با این مسئله برخورد میکند و اخلاق رسانهای را به شدت زیر پا میگذارد که نشان دادن پرشینبلاگ در مقابل وبلاگستان فارسی یکی از آنهاست که صحبتش شد.
متاسفانه فارس آنقدر اخلاق رسانهای ندارد که یک عکس بسیار دلخراش از یک کودک مظلوم غزهای را مورد استفاده ابزاری خود قرار داده و آنرا در کنار لوگوی پرشینبلاگ قرار میدهد. گویی مسئولان پرشین بلاگ خود دست به جنایت بر علیه آن کودک زدهاند!! این در حالی است که هر احدالناسی میداند که یک عکس دلخراش را باید پوشیده ارائه کرد که باعث آزرده شدن مخاطب و برانگیختن احساسات او نشود اما انگار فارس با انتخاب این عکس عمدا قصد پاره نمودن دل و جگر مخاطب را دارد!
فارسی نقل قول از وبلاگی میکند که از یک اسم شناخته شده بهره نمیبرد ( منتظر آقا! ) و حداقل برای من شناخته شده نیست و نیاز به لینک به منبع در آن احساس میشد. بماند که فارس که یک خبرگزاری رسمی است چرا باید به یک وبلاگ به عنوان کل وبلاگستان استناد کند. اینکه خبرنگار فارس که در خبر ذکرش رفته است چه کار میکرده بر من پوشیده است!
من از مشکلات فیمابین فارس و پرشین بلاگ باخبر نیستم اما وقتی فارس مینویسد:
شنبه شب همزمان با شب یلدا طی مراسمی مهدی بوترابی پس از پنج سال حفظ سمت “مدیریت پرشین بلاگ” از این جایگاه خداحافظی کرد.
حس خوبی پیدا نمیکنم. یعنی چه حفظ سمت؟!!! حفظ سمت در این حالت به وضوح بار منفی شدیدی دارد و گویی آقای بوترابی چقدر دیکتاتورمآبانه دیگران مدیران پرشین بلاگ را سرکوب میکرده است تا فکر مدیریت را از سر بیرون کنند :)

این در حالی است که این حقیر تا به حال از سه تن از دوستان در مدیریت پرشین بلاگ یعنی خانم اقلیما پولادزاده و آقایان پارسا فاتحی و حسین شرفی جز خوبی آقای بوترابی نشنیدهام.
به نظرم اینگونه سیاه نمایی برای مجموعهای که اقدام به برگزاری یک جشن آیینی – فرهنگی میکند شایسته نیست.
عاجزانه از مسئولان فارس درخواست میکنم به جای اینگونه نیش و کنایه زدنها که از یک خبرگزاری بعید است سعی در ارائه درست اخبار داشته باشد و حداقل اشتباهات فاحشی چون اشاره نکردن به تقدیر از وبلاگنویسان آیتی را نداشته باشند.
پینوشت: چقدر شبیه یکی از دوستان شدهام اما بالاخره انتقاد میکنم از پرشین بلاگ باید به جایی که حق دارند دفاع هم بکنم :) به زودی یک گزارشواره هم از اتفاقات جشن تقدیم شما میکنم :)
از این دست ببینید: سوتی وحشتناک یک دروغ سیزده. دزدی یک دروغ سیزده!








3, 10, 1387
هیچ چیزی بعید نیست !
یاد اون سوتی هم به خیر چقدر خندیده بودم :))
پاسخ به این نظر
3, 10, 1387
فارسی همیشه اینطور برخورد می کرده، اولین بارش نیست!
پاسخ به این نظر
3, 10, 1387
یک حرکت احمقانه در راستای مسموم جلوه دادن کل وبلاگستان
پاسخ به این نظر
3, 10, 1387
یادش به خیر
اولین کامنتی که براتون نوشتم سر جشن پرشین بلاگ بود.
نمی دونم چی بگم، بعضی ها یک کمی کم لطفن، البته خیلی بیشتر از یک کم
پاسخ به این نظر
4, 10, 1387
کراوات این اطرافیان آقای مدیر من رو کشته!!!! خیلی باحاله!!
پاسخ به این نظر