آرزوی آموختن پیانو هنوز در قلبم است و …
صدای پیانوی دخترک هنوز در گوشم
روزهایی را میبینم که در این تالار نمایش شکوه برقرار بوده است.
همان روزهایی که هماکنون، تنها یادش بر خاطره صندلیها نقش گردیده است.
مردم برلین هیچگاه نفهمیدند
این نیمکت برای آرامش کدامین دو از هم جدا افتاده ساخته شده است.
دل یک فتحی بسیار گرفته است و از این رو سه عکس امروز بسیار تلخ شد. شاید هم ایشان اینگونه فکر میکنند. در هر حالت ببخشیدشان!
از سری عکسهای تحسینبرانگیز ببینید:
+ بابانوئل کوچولوی کوچولوی تنهای تنها!
+ آیا شما دوست داشتید از نزدیک این منظره را ببینید؟
منبع: عکس یک / عکس دو / عکس سه ( هر سه هم به حمدالله مسدود است! )










10, 11, 1387
ممنون شروین جان زیبا بود.
چی شده دیر به دیر آپدیت می کنی ؟
دلمون برات تنگ شده گل پسر.
یه سری هم به ما بزنید…دوست داریم IT نویسان مملکت ما رو هم ببینن :دی
پاسخ به این نظر
11, 11, 1387
از نظر من سومی از اون دو تای دیگه غمگین تر بود. چون از جدایی انسان ها بود نه از متروکه شدن یک مکان
پاسخ به این نظر
11, 11, 1387
سلام. من همیشه از طریق گوگل ریدر مطالب شما رو دنبال می کنم. لطفا یه نگاهی به وبلاگم بندازین و اگه مایل به تبادل لینک بودین بهم خبر بدین. مرسی
پاسخ به این نظر
13, 11, 1387
خیلی خیلی از شما ممنونم.
گُل + گُل + گُل :)
پاسخ به این نظر
14, 11, 1387
عکس ها و همچنین توضیحات زیر آنها بینظیر بودند هرچند غمگین.
پاسخ به این نظر
14, 11, 1387
با سلام
سایت بسیار عالی دارید
خوشحال میشوم به من هم سر بزنید
http://www.urom-online.com
پاسخ به این نظر
16, 11, 1387
سلام
شما هم تلخ شده اید و هم فراموشکار . دوستان قدیم را از یادبرده اید و به ایمیل آنها هم اعتنایی نمی کنید .
بهبودتان را آرزومندم
پاسخ به این نظر
فتحی Reply:
بهمن 17م, 1387 at 12:42 ب.ظ
نه مهرنوش خانم. واقعا اینطور نیست. حدس میزنم متوجه ایمیل شما نشده باشم چون بسیار دچار کمبود وقت هستم و ایمیلهای نخوانده بسیاری روی هم انباشته شده است :(
پاسخ به این نظر