بایگانی | فروردین, 1388

بریتنی اسپرز بر اوج محبوبیت توییتری یا زمانی برای جولان‌ دادن سوپراستارها

26, 1, 1388

21 دیدگاه

28 مارچ در حوالی ساعت 8:24 دقیقه به وقت پاسیفیک دکمه فالو اکانت توییتر بریتنی اسپرز، ابرستاره موسیقی پاپ برای 620293 بار فشرده شد تا بریتنی اسپرز با این تعداد مشترک بتواند از باراک اوباما پیشی بگیرد و به رده اول پرمشترک‌های توییتر صعود کند.

http://www.louisgray.com/graphics/twitter_spearsobama_500.jpg

مدت زیادی بود که باراک اوباما عنوان محبوب‌ترین کاربر توییتر را از آن خود داشت اما هیچ‌کس باور نمی‌کرد بریتنی با فقط شش ماه سابقه در توییتر بتواند به این عنوان دست پیدا کند. اوباما هم‌اکنون 812 هزار و بریتنی 896 هزار فالور دارد.

قضیه از جایی شروع شد که 50Cent رپر پرآوازه آمریکایی برای گسترش دامنه محبوبیت خود شروع به توییت کرد. فیفتی سنت فوق‌العاده پیش رفت و توانست در مدت محدودی به آمار خیره‌کننده 365901 فالور ( دنبال کننده ) برسد.

http://s3.amazonaws.com/twitter_production/profile_images/94472092/IMGL4495-resized.JPG

آنجا بود که خیلی‌ها به این فکر افتادند که ستاره‌ها چه کارها که نمی‌‌توانند بکنند در عرصه وب2!

البته فقط افرادی از تبار هنر و سیاست نیستند که جذب توییتر شدند. در دنیای ورزش هم می‌توان به شکیل اونیل، ستاره افسانه‌ای بسکتبال تیم فونیکس اشاره کرد که هم‌اکنون 637860 دنبال کننده دارد و اتفاقا فعال هم هست نسبتا :)

این در حالی است که از دنیای هنر، موسیقی، سیاست، یا کلا شهرت هیچ ایرانی خاصی را در توییتر سراغ نداریم. شهره‌های خارجی با شناختی که از سرعت انتقال و سهولت در امر ارتباط با توییتر یافتند توانستند بهره‌های فوق‌العاده چشمگیری از این سرویس فوق‌مشهور ببرند.

نمونه خوب آن را در تبلیغات ریاست‌ جمهوری آمریکا یافت که باراک اوباما، رئیس‌جمهور محبوبی که هم‌اکنون ما عکسش را آتش می‌زنیم با تیزهوشی خاصی توانست از توییتر برای اطلاع‌رسانی فوق‌سریع استفاده کرده و نخبگان بسیاری را در صنعت IT با خود همراه سازد.

بدیهی است اوباما یک توییترباز حرفه‌ای نیست چرا که همانطور که مشاهده می‌کنید بعد از مراسم سوگند ریاست جمهوری فقط یک توییت کرده است اما هیچ کس نمی‌تواند از تاثیری که توییتر بر سرنوشت او و میلیون‌ها آمریکایی گذاشت چشم بپوشد.

http://www.mindfreedom.org/as/act/us/or/lane/1st-wed/britney-flyer/britney-spears-mental-health-photo

از سوی دیگر مقایسه این روند با ستارگان وبلاگستان فارسی چیزی نیست جز خلایی که در این زمینه بین ستارگان ایرانی موجود است. تاکنون ستاره‌ مشهوری در توییتر ندیده‌ایم ( شما دیده‌اید؟ )

  • محمدرضا گلزار در توییتر :))

تصور این امر اصلا مشکل نیست. فرض می‌کنیم آقای محمدرضا گلزار به عنوان یک بازیگر پرطرفدار فارسی ( شاید از ایشان خوشتان نیاید اما طرفدارانشان قابل انکار نیستند ) یک اکانت توییتر داشته باشند.

خیل عظیمی از طرفداران به جایی که اخبار زندگی شخصی ایشان را از مجلات زرد دنبال کنند و بعضا با اخبار دروغ روبرو شده و خود ایشان دچار مشکل شوند، این اخبار را از خود ایشان و به صورتی که خود ایشان می‌خواهند بشنوند.
این راه ارتباطی نزدیک به آقای گلزار قدرت جذب طرفدار را با چند ثانیه کار خواهد داد و از سقوط محبوبیت ایشان بین طرفداران دنیای آنلاینشان جلوگیری خواهد کرد ( البته با توییت‌های فکر شده! )

این اصلا خواب و خیال نیست و چیزی قابل دسترس است و فقط کمی هوش و ذکاوت و دانش یک سوپراستار ( در اینجا مثلا آقای گلزار ) را می‌طلبد که تا امروز جایی نشانی از آن نیافتم.

آیا این روند به سود ستاره‌های ایرانی خواهد بود؟ این چیزی است که اولین ستاره ( نمی‌دانم چرا یاد رضا کیانیان عزیز افتادم! ) به آن پاسخ خواهد گفت. فقط امیدوارم آن روز دیر نشده باشد و توییتر نیز از این طریق بین مردم ناآشنا با دنیای وب2 مقبولیتی چشمگیر یابد.

اکانت جدید من را در توییتر دیده‌اید؟ در این اکانت می‌توانید با برخی اتفاقاتی که برای من در دنیای واقعی می‌افتد مطلع بشوید و ببینید این وبلاگنویس تنبل در طی روز چه کار می‌کند :)) {فتحی در توییتر}

ادامه ...

یک پست کاملا بی‌سر و ته، سرآغازی برای سال نو!

15, 1, 1388

1 دیدگاه

خوب امروز 14 فروردین 1388 است و دوست داشتم روز اولش یک پستی داشتیم به اسم تبریک سال نو یا چیزی شبیه این ولی خوب باید قبول کرد که همواره همه چیز مطابق میل آدمیزاد پیش نمی‌رود :) مثل جشنواره نوروزی امسال که متاسفانه نتوانستم اجرایش کنم.

در گوشی: می‌دانم امشبی که این پست را منتشر می‌کنم 15 فروردین است. ویرایش نکردم که بدانید این پست را قرار بود در اولین دقایق 14 فروردین منتشر کنم و تا الان که آخرین ساعات 15 فروردین است طول کشیده. خودتان تا پایان داستان را می‌توانید حدس بزنید!

سخن را بسیار کوتاه می‌کنم ( مثلا! ) و به همین بسنده می‌کنم که در آستانه آغاز سال آنقدر کار بر سرم ریخت که حد و حساب ندارد. از یک تصادف که در جلوی محل کارمان اتفاق افتاد و باعث می‌شد روزها زمان زیادی را کشیک بکشم تا مشکلاتی مثل قطعی برق حل بشود، تا دنبال یک سری کارهای اداری رفتن که در پایان سال، سخت‌ترین پایان سال زندگیم را رقم زد و خیلی اتفاقات دیگر باعث شد نتوانم کارهای بسیار زیادی که نیاز بود را نتوانم انجام دهم تا …

در هر حال شاید این که دست تنها انجام همه کارها برایم ممکن نبود باعث شد این چنین در جلوی شما شرمنده شوم. مخصوصا که از همه دوستانی که از اواسط بهمن مهربانانه با ارائه پیشنهادات من را شرمنده کردند یا با پرسیدن از جزئیات و نحوه برگذاری علاقه‌مندی خودشان را نشان دادند ولی حیف که انگار قسمت نبود امسال در عید در خدمت شما باشم.

متاسفم که چند جشنواره‌ای که همیشه نوروز برگذار می‌شد هم برگذار نشد و امسال نوروز وبلاگستانی جالبی نداشتیم ( به نظر من البته )

  • وبلاگنویسی که وبلاگ نمی‌نویسد

بعد از این اتفاقات و زمانی که برایم مسجل شد نمی‌توانم امسال جشنواره نوروزی را برگذار کنم واقعا روی این را نداشتم که روز پنجم بیام و با لبخندی به پهنای صورت سال نو را تبریک بگویم و به روی خودم هم نیاورم هیچ چیز را :)

برای همین تصمیم گرفتم این چند روزه را به خودم تبعیدی بدهم تا بعد از آن دیگر هر طور شده است غیبتی نداشته باشم.

بعد هم بیام یک دروغ سیزده بگویم که متاسفانه مجبورم به خاطر یک سری مسائل روحی که پیدا کردم بروم توی یک روستای کوچک زندگی کنم و به همین خاطر برای آرامش خودم هم که شده است تمام اکانت‌ها و سایت‌های اینترنتی و از جمله همین خانه ابدیم یک فتحی را از دسترس خارج خواهم کرد :) مطمئنم این خبر خوشحال کننده‌ای می‌شد و بسیار در دلتان قند آب می‌گردید اما از آنجایی که من آدم بدطینتی هستم حتی برای یک روز هم راضی به شادی شما نیستم :)

  • دروغی که گفته نشد

راستش بسیار فکر کردم به این که اصلا چه نیازی هست به این که حرفی بزنم که خودم حداقل، به درستیش ایمان ندارم. این که این چند روزه هیچ خبری را باور نکردم ( به هوای همین دروغ‌های سیزده ) تقصیر همین چند پست‌های کوچولو کوچولوی خودمان است ولی من دلم نمی‌خواهد حتی یک روز هم به حرفم به دیده بی‌اعتمادی بنگرید.

هر چند به شدت خوشحال می‌شوم که برای هر حرفم از من خرده بگیرید تا حرفهایم ( در ایده‌آل ) به اندازه صد در صد درست و واقعی گردد ولی خوب دوست ندارم فکر کنید عامدانه عدم‌صداقت پیشه کردم. حتی برای یک روز «دور هم بودن!»

خلاصه این که ترجیح می‌دهم وبلاگم همچنان ناجذاب بماند تا اینکه مثلا به دروغ بگویم این وبلاگ به زودی از دسترس خارج خواهد شد. شرمنده که خوشحالتان نمی‌کنم اما امیدوارم قبول کنید فتحی را با این اخلاق‌های «پخش و پلایش!»

  • شروعی عالی

نمی‌توانم بگویم چقدر لحظه تحویل سال برایم جذاب بود. این مسلما به خاطر این نبود که لحظه تحویل سال توی ماشین خودم بودم. خوشبختانه با محبت‌های بچه‌های فرندفیدی این شادی برایم ماندگار شد.

شاید گفتن نداشته‌ باشه اما یک دونه دور از جونتون از این چهارپاها ( الاغ سابق ) خریدم :))

اما سال نو امسالم در شرایطی فوق‌العاده شروع شد که باعث شد در توییتر بنویسم

امسال با یک اتفاق خوب، شد بهترین سال تحویل عمرم. تبریک شدید

از کسی که باعث و بانی‌ش شد یک دنیا ممنونم :) یک اتفاق دیگر هم افتاد که عمری باشد در یک پست دیگر توضیح می‌دهم خدمتتان. آن اتفاق ممکن است یک خورده در این وبلاگ هم تغییراتی ایجاد کند.

  • پایانی برای این پست شرمگینانه

بیشتر از این نمی‌توانم آسمان و ریسمان را به هم ببافم تا اینکه بگویم خیلی دلم می‌خواهد بیشتر در خدمت شما باشم. از این به بعد هم سعی می‌کنم غیبت طولانی نداشته باشم. هر چند که احتمالا بیشتر مجبور خواهم بود بیرون از خانه باشم و نمی‌رسم زیاد پای کامپیوتر باشم. برسد به این که مطلب پیدا کنم و دنبالش را بگیرم و یک پست در بیارم و …

در هر حال فکر نمی‌کنم بتوانم عین قبل در خدمت باشم اما مسلما سعیم را خواهم کرد. اگر یاری کنید من را بسیار خوشحال می‌کنید. هستید؟

پی‌نوشت: خیلی چیزها بود که سعی کردم توی این پست بگویم. الان حس می‌کنم واقعا بی‌سر و ته شده است. اگر چیزی متوجه شدید از این پست به یکی که دوستش دارید بگویید شما را ببوسد. لطفا :)

ادامه ...
به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما