یک پست کاملا بیسر و ته، سرآغازی برای سال نو!
شنبه, فروردین 15م, 1388 | daily
خوب امروز 14 فروردین 1388 است و دوست داشتم روز اولش یک پستی داشتیم به اسم تبریک سال نو یا چیزی شبیه این ولی خوب باید قبول کرد که همواره همه چیز مطابق میل آدمیزاد پیش نمیرود :) مثل جشنواره نوروزی امسال که متاسفانه نتوانستم اجرایش کنم.
در گوشی: میدانم امشبی که این پست را منتشر میکنم 15 فروردین است. ویرایش نکردم که بدانید این پست را قرار بود در اولین دقایق 14 فروردین منتشر کنم و تا الان که آخرین ساعات 15 فروردین است طول کشیده. خودتان تا پایان داستان را میتوانید حدس بزنید!
سخن را بسیار کوتاه میکنم ( مثلا! ) و به همین بسنده میکنم که در آستانه آغاز سال آنقدر کار بر سرم ریخت که حد و حساب ندارد. از یک تصادف که در جلوی محل کارمان اتفاق افتاد و باعث میشد روزها زمان زیادی را کشیک بکشم تا مشکلاتی مثل قطعی برق حل بشود، تا دنبال یک سری کارهای اداری رفتن که در پایان سال، سختترین پایان سال زندگیم را رقم زد و خیلی اتفاقات دیگر باعث شد نتوانم کارهای بسیار زیادی که نیاز بود را نتوانم انجام دهم تا …
در هر حال شاید این که دست تنها انجام همه کارها برایم ممکن نبود باعث شد این چنین در جلوی شما شرمنده شوم. مخصوصا که از همه دوستانی که از اواسط بهمن مهربانانه با ارائه پیشنهادات من را شرمنده کردند یا با پرسیدن از جزئیات و نحوه برگذاری علاقهمندی خودشان را نشان دادند ولی حیف که انگار قسمت نبود امسال در عید در خدمت شما باشم.
متاسفم که چند جشنوارهای که همیشه نوروز برگذار میشد هم برگذار نشد و امسال نوروز وبلاگستانی جالبی نداشتیم ( به نظر من البته )
- وبلاگنویسی که وبلاگ نمینویسد
بعد از این اتفاقات و زمانی که برایم مسجل شد نمیتوانم امسال جشنواره نوروزی را برگذار کنم واقعا روی این را نداشتم که روز پنجم بیام و با لبخندی به پهنای صورت سال نو را تبریک بگویم و به روی خودم هم نیاورم هیچ چیز را :)
برای همین تصمیم گرفتم این چند روزه را به خودم تبعیدی بدهم تا بعد از آن دیگر هر طور شده است غیبتی نداشته باشم.
بعد هم بیام یک دروغ سیزده بگویم که متاسفانه مجبورم به خاطر یک سری مسائل روحی که پیدا کردم بروم توی یک روستای کوچک زندگی کنم و به همین خاطر برای آرامش خودم هم که شده است تمام اکانتها و سایتهای اینترنتی و از جمله همین خانه ابدیم یک فتحی را از دسترس خارج خواهم کرد :) مطمئنم این خبر خوشحال کنندهای میشد و بسیار در دلتان قند آب میگردید اما از آنجایی که من آدم بدطینتی هستم حتی برای یک روز هم راضی به شادی شما نیستم :)
- دروغی که گفته نشد
راستش بسیار فکر کردم به این که اصلا چه نیازی هست به این که حرفی بزنم که خودم حداقل، به درستیش ایمان ندارم. این که این چند روزه هیچ خبری را باور نکردم ( به هوای همین دروغهای سیزده ) تقصیر همین چند پستهای کوچولو کوچولوی خودمان است ولی من دلم نمیخواهد حتی یک روز هم به حرفم به دیده بیاعتمادی بنگرید.
هر چند به شدت خوشحال میشوم که برای هر حرفم از من خرده بگیرید تا حرفهایم ( در ایدهآل ) به اندازه صد در صد درست و واقعی گردد ولی خوب دوست ندارم فکر کنید عامدانه عدمصداقت پیشه کردم. حتی برای یک روز «دور هم بودن!»
خلاصه این که ترجیح میدهم وبلاگم همچنان ناجذاب بماند تا اینکه مثلا به دروغ بگویم این وبلاگ به زودی از دسترس خارج خواهد شد. شرمنده که خوشحالتان نمیکنم اما امیدوارم قبول کنید فتحی را با این اخلاقهای «پخش و پلایش!»
- شروعی عالی
نمیتوانم بگویم چقدر لحظه تحویل سال برایم جذاب بود. این مسلما به خاطر این نبود که لحظه تحویل سال توی ماشین خودم بودم. خوشبختانه با محبتهای بچههای فرندفیدی این شادی برایم ماندگار شد.
شاید گفتن نداشته باشه اما یک دونه دور از جونتون از این چهارپاها ( الاغ سابق ) خریدم :))
اما سال نو امسالم در شرایطی فوقالعاده شروع شد که باعث شد در توییتر بنویسم
از کسی که باعث و بانیش شد یک دنیا ممنونم :) یک اتفاق دیگر هم افتاد که عمری باشد در یک پست دیگر توضیح میدهم خدمتتان. آن اتفاق ممکن است یک خورده در این وبلاگ هم تغییراتی ایجاد کند.
- پایانی برای این پست شرمگینانه
بیشتر از این نمیتوانم آسمان و ریسمان را به هم ببافم تا اینکه بگویم خیلی دلم میخواهد بیشتر در خدمت شما باشم. از این به بعد هم سعی میکنم غیبت طولانی نداشته باشم. هر چند که احتمالا بیشتر مجبور خواهم بود بیرون از خانه باشم و نمیرسم زیاد پای کامپیوتر باشم. برسد به این که مطلب پیدا کنم و دنبالش را بگیرم و یک پست در بیارم و …
در هر حال فکر نمیکنم بتوانم عین قبل در خدمت باشم اما مسلما سعیم را خواهم کرد. اگر یاری کنید من را بسیار خوشحال میکنید. هستید؟
پینوشت: خیلی چیزها بود که سعی کردم توی این پست بگویم. الان حس میکنم واقعا بیسر و ته شده است. اگر چیزی متوجه شدید از این پست به یکی که دوستش دارید بگویید شما را ببوسد. لطفا :)
One Response to “یک پست کاملا بیسر و ته، سرآغازی برای سال نو!”
Leave a Reply
مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید
جستجو بفرمائید :)
خواندنیهای جذاب و مفید از سرتاسر وب
- هفت رقیب برتر بر سر راه iPad
- زنگهای موبایلی که امراض را شفا میدهند!
- مروری گرافیکی بر مرورگرهای وب
- کلی کتاب مصور زمان کودکیتان را از اینجا دانلود کنید !
- تلویزیونهای سهبعدی، پدیده داغ سال 2010
- فيلمهاي شبكه سه سيما در نوروز 89
- ۱۵ آمار جالب از توییتر
- با PicSlice عكس هاي خود را به پوستر تبديل كنيد
- " ترین" های سال 88
- وردپرسی دلپذیرتر با Admin Toolbar Bookmarklet
آخرین نوشتهها
دسته بندی موضوغی نوشتهها
- daily
- wordpress
- ادب و هنر
- اوپن سورس
- تبلیغات دیدنی
- توییتر
- جالب
- خلاقیت
- ساماندهی!!
- سرویسهای وطنی
- سرگرمی
- عکس و عکاسی
- عکسهای تحسین برانگیز
- فایرفاکس
- فرهنگ دیجیتال
- فیس بوک و شبکه های اجتماعی
- متفرقه های وب
- مذهب
- معرفی سایت و وبلاگ
- معرفی سرویس
- موبایل
- نرم افزار
- نوروز87
- نوشته های خارج از صفر و یک
- وب2
- وبلاگ نویسی
- وردپرس
- ویندوز و مایکروسافت
- گوگل و یاهو
- گیک
عکس قشنگی گذاشتید