بایگانی مربوط به دی, 1388

رونوشت به یک فتحی

دوشنبه, دی 21م, 1388 | نوشته های خارج از صفر و یک | 29 نظر

در گوشی: این مطلب خیلی طولانی بوده است که تیغ سانسورچی نالوطی کلی برشش داده است و عکسهای قاصدکیش را حذف کرده است. همین یک عکس هم یک جورهایی شباهت‌های زیادی با خود فتحی دارد وگرنه این هم … برای همین است که جز تشکر چیزی از این مطلب باقی نمانده است.


تنهایی

دیشب خیلی به کسی که همصحبتم شود نیاز داشتم. راستش را بخواهید خیلی‌ها را هم اذیت کردم و نصف شبی با  SMSو زنگ بیدار کردم. چنین آدم دیوانه و مردم‌آزاری هستم من!
از تک تک کسانی که دیشب به خاطر من از خواب شیرینشان زدند و تا وقتی که حالم بد شد و دکتر رفتم پیشم بودند  و نگذاشتند این شب سخت را با آن حال، تنهایی به پایان ببرم ممنونم. راهی برای جبران این همه محبت در چنته‌ام نیست. ببخشایید.

وقتی کمی حالم بهتر شده بود و به خواب می‌رفتم ( فکر کنم ظهر بود با توجه به سر و صداها )، ناباورانه آرام بودم چون تمام عزیزانم را کنارم حس می‌کردم … به جز او. به جز او که … بگذریم. دیشب شب سختی بود که گذشت و هم‌اکنون بعد از ساعت‌ها استراحت کمی بهترم.
به جرئت می‌توانم بگویم در یک سال اخیر چنین شب ناجوانمردانه تلخی نداشتم.

باز هم ممنونم از همه کسانی که دیشب اذیتشان کردم. بودن این همه عزیز که واقعا نگرانی را در صدای تک‌تکشان می‌دیدم چیزی ماورای تصورات ساده من بود. مرسی. مرسی. مرسی.

مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

بوسیله سیستم مطمئن فیدبرنر

جستجو بفرمائید :)

آخرین نوشته‌ها