5 روش برای اینکه وقتهایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید !

زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!
در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.

http://www.streem.us/assets/picture224263.jpg

وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …

  • یک / یه نگاه به اطراف بندازین
    حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.
حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.

تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.

از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود…

دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.

  • دو / سفر زمان به “یه روزی”
    ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :)

ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.

نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.

تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :)

نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.

  • سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!
    این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!

http://www.streem.us/assets/picture224264.jpg

از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.

نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

  • چهار / از گالاگر الگو بگیرید.
    گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.

یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال  چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.

وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)

عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)

  • پنج /  بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر
    عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
    آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.

    وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید  اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.

http://www.streem.us/assets/picture224265.jpg

با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.

اگر موارد بالا موثر نبود چه؟
در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :)
ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)

توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!

سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.
این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.
خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :)

دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید…
دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی  شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

http://www.streem.us/assets/picture224261.jpg

در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا :)

از همین منبع: 27 نکته وبلاگنویسی، یا به دست آوردن چند سال تجربه وبلاگنویسی در دو ساعت!!
توصیه می‌کنم: یازده گام موثر برای مدیریت زمان

, ,

شما هم به جمع هزاران مشترک یک فتحی بپیوندید

به شما توصیه می‌کنیم اولین کسی باشید که مطلب بعدی ما را می‌خوانید. برای این کار توصیه می‌کنیم مشترک فید این سایت شوید. این راهنما می‌تواند به شما کمک کند. علاوه بر هزاران نفر مشترک ما، حدود هزاران نفر هم هر روز صبح جدیدترین مطلب ما را در ایمیل خود می‌خوانند. ایمیل خود را وارد کنید تا شما هم به ما بپیوندید

advert

50 نظر برای “5 روش برای اینکه وقتهایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید !”

  1. سینا

    این نوشته، برای من، بیش از حد به موقع بود :| :( جداً مرسی :)

    پاسخ به این نظر

  2. هامون

    خیلی عالی
    ولی فقط یه ایراد کوچولو داره، آرنولد اتریشیه نه استرالیایی !

    پاسخ به این نظر

  3. حسین میری

    خیلی عالی بود ایول خسته نباشید
    آموزنده بود عزیز… .

    پاسخ به این نظر

  4. foroogh

    خیلی خوب بود….راه من دیدن یکی یا جند تااز اپیزودهای کارتون “اوگی و سوسکها” هست که 6 تا دی وی دی ازش دارم..و البته گیم کامپیوتری!

    پاسخ به این نظر

  5. narek

    عالی بود
    دست مریزاد یک فتحی

    پاسخ به این نظر

  6. مهدی

    من دقیقا یک هفته ای هست که گرفتار همین حالتم
    ممنون کلی بهم کمک کرد :)
    اینم یه خنده از ته دل
    :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
    امیدوارم خودت هم همیشه بخندی

    پاسخ به این نظر

  7. احسان

    سلام
    راهکارهای جالبی بود ولی اینا فقط محدود میشه به وقتهایی که ما بیخود و بیجهت ناراحتیم و حالمون گرفتست
    ولی اگه یه مشکل یه نمه تپل مپل داشته باشی تو زندگیت و هیچ جوری نتونی بفسونیش… اونوقته که میشه اینه ی دق ات
    …. برای این چی؟ راهی داری؟
    بعید به نظر میرسه

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @احسان, فضیه تراژدی که گفتم دقیقا همین است. با این حال برای این هم باید یک راهی پیدا کرد در هر حال :)

    پاسخ به این نظر

  8. احسان

    البته من به همه توصیه می کنم…. حتما حتما سخنرانی های آزمندیان رو گیر بیارن و گوش بدن خیلی مفیده..
    دکتر علیرضا آزمندیان (تکنولوژی فکر) البته بعید میدونم شما نشنیده باشید… ولی خب برای همه گفتم

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @احسان, من سخنرانی‌های دکتر حلت را خیلی دوست دارم شخصا

    پاسخ به این نظر

  9. SDF

    3و 5 واقعن جواب میده..یعنی جواب داد :))
    3 خیلی خیلی خیلی بیشتر!

    پاسخ به این نظر

  10. somaye

    سلام
    ولی می دونی واسه من چی جالبه ؟

    یه وقتایی همین قهقهه و اینا هم جواب نمیده
    من اون لبخندی رو دوست دارم که بعد از یه عالمه گریه رو لبت می شینه! اون آرومت میکنه!

    پاسخ به این نظر

  11. مهدی

    سلام

    شما برای نجات ماهی قرمز دعوت شده اید.

    http://blogbin.ir/?p=185

    پاسخ به این نظر

  12. یک عدد محسن

    بسیار موثر و مفید بود….
    هاها ها ها ها! ( این همان قهقهه بود گه گفتید !!! )

    پاسخ به این نظر

  13. الی

    عالی بود خود من شخصا چند وقتیه که رفته بودم تو مود افسرده بودن اما دیشب دوستم و امروز صبح مطلب شما داره تکونم میده
    مرسی

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @الی,
    به خونه‌تون هم بدهید بخونه بلکه تو خونه تکونی بهتون کمک شد :)

    پاسخ به این نظر

  14. شباویز

    سلام جناب مهندس فتحی عزیز

    به باور من ما ایرانی ها نیاموخته ایم شاد باشیم و بخندیم، هنوز در این عصر شتاب تکنولوژی، متاسفانه بسیاری از ما خندیدن را تعریف به سبکسری می نماییم و برعکس جدی بودن را نوعی وقار، قلمداد می کنیم. جشن های سال نو ما مقارن و همراه است با خاطره انگیزترین و سبزترین روزهای طبیعت، اما مقایسه بفرمایید میزان شور و شعف و شادی این روزهای مان را با مردمانی که در سردترین و بی بارترین فصل سال، حلول سال نوی شان را جشن می گیرند. فکر برنامه ریزی شده برای شادی همواره به دنبال تجربه خلق شرایطی است که نشاط را تداوم بخشد و از یکنواختی منجر به افسردگی جلوگیری نماید. به گمان من گاهی از دویدن باز ایستادن و نگریستن به طبیعت سبز و شکوفای پیرامون مان، موجب انبساط خاطر می گردد به همین دلیل است که مردمان ساکن مناطق سرسبزتر دارای روحیه بهتری هستند.

    بسیاری از دلتنگی های آدمی از آنجا نشات می گیرد که همواره در تلخکامی های روزهای از دست رفته گذشته بسر می برد، با خود و چراهای بی پایانش می جنگد غافل از اینکه انسان مانده در گذشته هرگز قادر به پیشرفت نخواهد بود. از طرفی نیز چنین فردی با الهام از گذشته ناکام خویش به فکر شکست های احتمالی آینده است و آنچه که در این میان قربانی نسیان او می گردد زمان حالی است که همواره در اندیشه آمدنش لحظات ناب زندگی را به کابوسی بدل ساخته است.

    در مورد نکته پنجم، آنتونی رابینز می گوید در شروع پروسه افسردگی، فرد بی آنکه متوجه باشد، عضلاتش را منبسط کرده، شانه هایش بسمت پایین بدن خم می گردد، دستها را در طرفین بدن، رها می سازد و فیلمی از ناکامی ها را در ذهن مرور می نماید و برای خود شروع به دلسوزی می کند، و پس از آن است که اشک ها نیز به کمک او می شتابند.

    تجربه شخصی من برای مقابله با چنین بحران روحی آن است که ذهن را رها می سازم از پیچیدگی های زندگی و مانند شما به کارهایی می پردازم که نیاز به تمرکز بسیار دارند و همین دور شدن از خود، موجب آرامشم می گردد، مثلا حل جدول یا تکمیل پازل هایی با حدود بیش از هزار قطعه، نتایج بی نظیری برایم بدنبال می آورند.

    گاه نیز ترجیح می دهم از قالب همیشگی خویش خارج گردم، فرضا بجای مطالعه مطالب جدی، حتی شده برای دقایقی به وب سایت هایی مراجعه می کنم که از روزمرگی های شان به زبانی ساده و صمیمی می گویند و شما را شریک می سازند با سرخوشی های درونی شان بدون اینکه غرق در شعارزدگی های رایج گردند.

    تهران 1473کتاب بی نظیری است از نیما دهقانی طناز معروف و نویسنده چلچراغ، و محمدعلی رمضان پور؛ به همه دوستان توصیه می نمایم که حتما آن را از کتابفروشی لارستان (تقاطع مطهری- لارستان) تهیه بفرمایند، این کتاب با تشریح رفتارهای شهری ما تهرانی های پرمدعا، لحظات نابی را برای خواننده می آفریند که به راحتی لبهایش به قهقهه گشوده می گردند.

    پایدار باشید و سایه ساران آرامش و شادی همواره بر وجودتان گسترده باد!

    پ ن: پوزشم را بپذیرید بدلیل طولانی شدن بیش از حد این کامنت

    پاسخ به این نظر

  15. وارش

    روش های خوبیه. البته باید بهشون عادت کرد. یعنی ذهن را عادت داد که هر وقت ناراحتی پیش میاد، سوئیچ کنه روی یکی از روشهای گریز.

    به این عکسهایی که گذاشتین نگاه میکنم ، ناخودآگاه خنده‌م میگیره.

    پاسخ به این نظر

  16. ali

    به به

    آقا به به

    دمتون گرم و آتیشی

    پاسخ به این نظر

  17. marjan

    Nice. Just one point about translation. Arnold is Austrian which is in Farsi Otrish, not Australia

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @marjan,
    Thanks :)

    پاسخ به این نظر

  18. دیوونه

    یه وقتایی اونقدر فشارها زیاد میشه که حتی اگر هم بخوایم بخندیم نمیشه. این روش ها خیلی خوبه اما خیلی وقت ها هم بنظرم فایده ای نداره

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @دیوونه, دقیقا همان وقت‌هاست که باید به دنبال این روش‌ها بود :)
    البته من اشاره کردم بعضی‌ وقتها مثل زمان از دست دادن عزیزان یک تراژدی است و کاریش نمی‌شود کرد

    پاسخ به این نظر

  19. مهدی صالح پور

    میگم خوشحالید ها؟ زدید تو خط خوشحالی و خنده و اینا! البته واسه عید و بهار خوبه… ولی من فکر نمی کنم سرخوشی (اسم دیگه ای براش پیدا نکردم) همیشه جواب بده!

    پاسخ به این نظر

  20. یک دبیر

    ممنون مثل همیشه، یه کار دیگه هم می تونین بکنین اونم اینه که اگه جلوی تلویزیون ایران نشستین خاموشش کنین. :)

    پاسخ به این نظر

  21. پویا

    ذهن انسان بر روی هر چیزی که تمرکز کنه همون رو بسط و توسعه می ده و دلایل بسیار زیادی برای توجیه اون بوجود می آره. یعنی می خوام بگم که وقتی بر روی یک واقعه یا هر چیز غم انگیزی تمرکز می کنید، مطمئنا ذهن شما دلایل بسیاری برای خودش بوجود آورده که باقی موندن شما در اون لحظه رو توجیه کنه. این یکی از اساسی ترین کارهاست که بتونید در یک لحظه تمام این توجیهات ذهنی رو بهم بزنید و احساس جدیدی جایگذین احساس قبلی کنید.
    و اما مساله دیگری هم که هست اینه که وقتی دارید به یک موضوعی تمرکز می کنید که احساس غم یا شادی رو به بار می آره، خود به خود حالات فیزیکی بدن شما هم با اون احساس مطابق می شه، اینو که قبول دارید؟ حالا بهتره اینو هم بدونید که برعکس این قضیه هم طبق مطالعات علمی صادق هست، یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه در یک لحظه تصمیم بگیرید که حرکات و رفتاری رو انجام بدید که در بهترین حالات شاد بودنتون انجام می دید، ظرف مدت چند دقیقه حالات روحی شما هم با اون حرکات فیزیکی متناسب خواهد شد، و به همین سرعت تغییر وضعیت روحی شما حاصل خواهد شد. البته این گوشه ای از علم NLP هستش و پیشنهاد می کنم مطالعه دقیقی بر روی این موضوع داشته باشید. البته بسیاری از خوانندگان با این روش کاملا آشنا هستند و من فقط برای بعضی ها که اطلاعات کمی در این باره ممکنه داشته باشند نوشتم. من به موفقیت این روش ایمان دارم و به مراتب در زندگیم از این روش استفاده می کنم.
    آرزوی زندگی موفقی براتون دارم. همیشه شاد باشید.

    پاسخ به این نظر

  22. مسعود

    بسی لذت بردیم… من چون دیروقت بود اون قضیه قهقهه رو فعلاً گذاشتم برای قردا… خیلی عالی بود مثل همیشه

    پاسخ به این نظر

  23. پویا ربانی

    درود بر شما .

    با تشکر از شما به خاطر درج این پست جالب و خواندنی . گمان کنم یک نکته را فراموش کردید بگویید و ان نکته گوش نکردن به مرثیه خوانی های جناب داریوش خان استاد غم و اندوه است . باور بفرمایید اکثر افراد نزدیکی که میشناسم بعد از پیش امدن یک نارحتی برایشان به سراغ داریوش خان می روند و گوش نازنینشان را می سپارند به موجی از اندوه و غصه ها .

    پاسخ به این نظر

  24. Martik

    اینا همش یه جورایی گول زدن به خوده!

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @Martik,
    این طور نیست. ولی بر فرض هم باشد. گول زدن خود و شاد بودن بهتر است یا زانوی غم بغل گرفتن؟ :)

    پاسخ به این نظر

  25. منصوره

    سلام جناب فتحی
    من یک سئوال داشتم(البته بی ربط به پست تون)
    توی وردپرس این امکان وجود دارد که یادداشت را با تاریخ دلخواه منتشر کرد؟ مثلا سال را به 2008 تغییر داد؟
    تا آنجا که من بررسی کردم، ظاهرا امکانش نیست . فکر کردم شاید شما اطلاعات بیشتری داشته باشید
    پایدار باشید

    پاسخ به این نظر

  26. Diox

    توصیه می کنم کارتون هم ببینید .برای خود من کارتون دیدن خیلی موثر بوده واقعا روحمو شاد می کنه,من از بچگی هر مدل کارتونی دیدم الانم که یه سنی ازم گذشته بازم هر موقع وقت کنم میبینم بخصوص کارتونایی که باعث خندیدنم میشه.چون کارتون برای بچه ها ساخته می شه خیلی کمتر مسایل آدم بزرگا رو داره و باعث میشه احساس بهتری بهتون دست بده.

    بخصوص کارتون خیلی کودکانه KND) KIDS Next DOOR) رو بهتون توصیه میکنم.
    موفق باشین و پاینده

    پاسخ به این نظر

  27. تیله

    سرت سلامت ! مرسی !
    اساعه بک گراند لپتاپمان را این دختره نیش باز را گذاشتیم
    :دی

    پاسخ به این نظر

  28. 1farakav

    با سلام به یک فتحی عزیز
    دعوت می کنیم شما را به بازی وبلاگی: بهترین مطلبی که به اشتراک گذاشته اید…

    پاسخ به این نظر

  29. beni

    سلام
    واقعاً عالی بود. ممنون

    پاسخ به این نظر

  30. maryam

    جناب گزارش خوبی بود. اما مدیریت استرس به همین سادگی ها ممکن نمیشود. شاید لازم باشد هراز چند گاهی مطالب شنیدنی تان را تکرار بفرمایید شاید که خوانندگان محترم استفاده بیشتری ببرند.

    پاسخ به این نظر

  31. GAME4ir

    این روشها واقعا کار میدن ؟
    یکوقت دیوانه نشیم ؟
    :-o

    پاسخ به این نظر

  32. لوکال

    پارسال دوست امسال آشنا!
    نمی خواهی مطلبی پست کنی؟
    راستی یک faveicon برای بلاگت بگذار خوب نیست اینطور خشک و خالی

    پاسخ به این نظر

  33. ادم

    بعضیا مثل یک فتحی غم و غصه شونم یه خوبی برا بقیه داره .بعضیا هم….

    زنده باشی

    پاسخ به این نظر

  34. امیر

    سلام بسیار عالی بود
    من هر وقت وبلاگ شما را می خوانم روحیه میگیرم
    خدا یارو یاورتان جناب فتحی

    پاسخ به این نظر

  35. علیرضا

    خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال

    از گذشته خود افسوس نخورند . . .
    دوست عزیز سال نو مبارک

    پاسخ به این نظر

  36. sorud

    سلام.دوستای گلم.به به خنده!چه واژه ی شیرینی!آره بخندید همه چیز عالیه!!! اگر ما بتونیم همه چیزو یه جوره دیگه نگاه کنیم.اگه بتونیم رد پای خدا رو توی همه ی زندگیمون ببینیم اونوقته که می تونیم به همه ی اتفاقات به ظاهر بد یه برچسب خوب بزنیم.چون می دونیم کارگردان زندگیمون خداست.خوشحال باشید!!

    پاسخ به این نظر

  37. جوون ساده روستایی

    تنها برای تبریک سال نو مزاحم شدیم :دی

    سال “صبر و استقامت” خجسته باد

    پاسخ به این نظر

  38. آستان حضرت دوست

    برآمد باد صبح و بوی نوروز
    به کام دوستان و بخت پیروز

    مبارک بادت این سال و همه سال
    همایون بادت این روز و همه روز

    سلام؛
    عید نوروزتون مبارک،
    امیدوارم سال خوبی در کنار خانواده محترمتون در پیش داشته باشید
    —-
    مدتهاست از طریق فید پی گیر نوشته هاتون هستم
    و خیلی خوشحالم از آشنایی با وبلاگ و نوشته هاتون
    و پوزش می طلبم از تاخیرم در گذاشتن کامنت

    پاسخ به این نظر

  39. خ.الف.نون

    لایک لایک لایک
    خیلی پست متناسب و جالب و خوبی بود شروین جان.ممنون:)
    این عکس لاو، لایف، لف هم خیلی قشنگه:)

    پاسخ به این نظر

  40. داریوش

    اینها وقتی بدرد می خوره که آدم همینطوری الکی دلش گرفته باشه که این حالت برای اکثر افراد در مواقعی از زندگیشون پیش میاد و معمولا بعد از مدت کوتاهی هم بر طرف میشه. حتی تراژدی هم که گفتین مثل مرگ عزیزان و … یک آدم سالم رو نهایتا برای چند ماه غمگین و ناراحت می کنه و بعد برطرف میشه ولی وقتی شما دچار یک بیماری روانی مثل افسردگی بشین (البته نوع شدیدش ونه انواع خفیف که امروزه بسیاری از افراد در جوامعی مثل جامعه ما دارند) اونوقت این زندگیتونه که کلن تبدیل میشه به یک تراژدی. ثانیه ثانیه زندگیتون زجر خالصه. اگر این مشکل رو ندارید سعی نکنید درک کنید که من چی می گم چون به هیچ وجه نمی تونید.

    پاسخ به این نظر

    فتحی Reply:

    @داریوش, طبیعتا افسردگی بیماری است. این نوشته برای افراد عادی است. حرف شما را تائید می‌کنم که افسردگی شدید یک تراژدی است و نه این نوشته، که هیچ نوشته دیگری هم نمی‌تواند کمک کند.

    پاسخ به این نظر

  41. مجید ملوحی

    ممنون شروین راجب همه چیز مطلب مینویسی

    پاسخ به این نظر

  42. Martik Panosian

    گاهی وقتها گریه کردن بهتر از نشان دادن دندانهاست…

    (با توجه به آن عکسی که دختره می خنده!)

    پاسخ به این نظر

ما را از نظر و دانش خود بهره‌مند کنید

به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما