اولنوشت: در صورتی که عکسی با این سرویس کار کردید و استفاده کردید از محیط کار شده عکس بگیرید و برای من بفرستید تا به دیگران در همینجا معرفی شود.
این روزها با فراگیر شدن دوربینهایی که اصطلاحا به «خر مگاپیکسل» میشناسیمشان و قدرت فوقالعاده بالایی برای گرفتن عکسهایی با کیفیت بالا دارند یک وسوسه به شدت انسان را آزار میدهد.
همه ما عکسهایی حتما داریم که بخواهیم آنها را پوستر کرده و در سایز بالا به دیوار بچسبانیم. عکسهای با سایز بالا کم نیست اما مسئله فقط همین نیست. هزینه وحشتناک بالای چاپ عکس با کیفیت بالا در سایز بزرگ که گاهی 6 رقمی هم میشود کافی است تا ما را برای همیشه از چاپ این عکسها منصرف کند. امروز سرویسی برایتان معرفی میکنم که با یک ایده بامزه این هزینه را تقریبا از بین میبرد. [...]
خوب بعضی چیزها هست که واقعا من را سر ذوق میآورد. مخصوصا آنهایی که یک زمانی ( شاید هم همین الان ) توی ذهن خود من هم بوده باشد. گجتی که در زیر میبینمش مسلما یکی از آنهاست. پاکترین ساعت جهان :)
میگویم پاکترین ساعت جهان چون خیلی زیاد پاک میشود. در حقیقت همیشه در حال پاک شدن است. بگذارید توضیح بدهم:
شما میخواهید در ساعت مثلا سه در یک جلسه شرکت کنید. برای همین در جایگاه ساعت سه ( یا هر ساعتی که میخواهید ) کلمه Meeting را یادداشت میکنید. با چی؟ با یک ماژیک وایتبرد چون سطح این ساعت از نوعی شیشه و استیل درست شده است که به راحتی پاک میشود.
اوه. معلوم است چطوری پاک میشود :) وقتی عقربه ساعت از روی آن رد بشود به وسیله نوعی پاککننده که روی عقربه تعبیه شده است پاک میشود. تخیلات قدرتمندی نمیخواهد فهمیدن طرز کارش :)
این ساعت فارغ از این که ساعت است میتواند یک تخته وایتبرد هم باشد برای یادداشتهای شما. عالی نیست؟
اما یک چیز دیگری هم میخواستم مطرح کنم. طبیعی است تا به حال تعداد بسیار زیادی از ابزارهایی که دوست داشتم را در این وبلاگ معرفی کردم. اما سوالی که از شما دارم این است که واقعا تا به حال به فکر افتادهاید آنها را در ایران عملی کنید؟
دور از ذهن نیست که بعضی از شما بتوانید خودتان بعضی از این ابزارها را در ایران تهیه کنید یا به کسانی که در این امور هستند معرفی کنید. یعنی واقعا هیچکدام از شما ساعتساز نیستید یا ساعتسازی را نمیشناسید؟
استفاده از خلاقیتهایی که هر روزه در گوشه گوشه جهان میبینیم کار پسندیدهای نیست اما ما باید به تولیدکنندههای بزرگ یا محلیمان بگوییم که کسانی هستند که از این ایدهها استقبال میکنند. این گونه است که از این خلاقیتها در ایران هم شاهد خواهیم بود.
یک راه دیگری هم این است که یک فروشگاه آنلاین بانی خیر شود و تعدادی از این وسایل را به تولیدکنندگان این امر سفارش بدهد. این تعداد لازم نیست خیلی زیاد باشد فقط کافی است خرید آن از نظر قیمت برای اکثریت مقدور باشد.
از این جور راهها کم نیست فقط کمی ریسکپذیری و خلاقیت میخواهد تا از دیگران یاد بگیریم نواندیشی را. من نمیخواهم ایده بدهم بلکه فقط میخواهم از شما خواهش کنم فکر کنید در این مورد. به شدت به هوش و ذکاوت شما اعتقاد دارم :) این چیزی است که من را خوشحال میکند. شاید روزی ما هم از این ابزارهای گیکی استفاده کردیم. شاید خیلی زود.
اپ استور دنیایی از اپلیکیشنهایی است که برای محصولات اپل نوشته شده است و شما میتوانید با دریافت نرمافزار از این سرویس قابلیتهای متنوع زیادی به مثلا آیفون خودتان اضافه کنید.
حال یک اپلیکشن ( ابزار کاربردی ) جدید با نام iSnort ارائه شده است که نتوانست اجازه حضور در اپ استور را به دست آورد اما با اینحال خیلیها به موفقیت خیره کننده آن امیدوار هستند.
آی اسنورت ابزار خوبی برای علاقهمندان به کوکائین است! :)
این روزها که انواع و اقسام شبیهسازیها برای مواد مخدرهای گوناگون برای درمان این مشکلات ارائه میشود شاید بتوان گفت آیاسنورت توانسته است یکی از دوستداشتنیترین و بامزهترین شبیهسازیها را در این زمینه ارائه کند.
ویدئوی زیر به خوبی میتواند روش کار iSnort را نشان دهد:
یکی از نکات جذاب این ویدئو مجری بسیار بامزه این ارائه است که در آخر بعد از صرف کوکائین بسیار «شنگول» هم میگردند ایشان :)
راستش را بخواهید ما که کوکائین در عمرمان مصرف نکرده و اطلاعی چندانی از چند و چون استعمال این مخدر گرانقیمت نداریم اما اهل فن به طبیعی بودن روند کار این اپلیکیشن اعتراف کردهاند. باز نظر شما چه باشد :)
در هر حال چه بخواهید خود را از دام کوکائین رهایی سازید و چه بخواهید کمی تمرین کنید برای روز مبادا میتوانید این اپلیکیشن را با قیمت 5 پوند انگلیس خریداری کنید :)
آقای فتحی قبلا در نوشتار « یک وال ئی خوشمزه » اعلام داشته بود که چقدر آرزومند است این انیمیشن، عنوان انیمیشن برتر آکادمی را برای خود کند. حالا که این عاشق حقیقی، اسکار را با اقتدار لمس کرده است، بد ندیدم ما هم از خودمان با یک کیک پذیرایی کنیم و یادمان باشد هنوز هم چیزهای باورنکردنی اتفاق میافتد.[...]
بارها در این وبلاگ از چیزهای گرانقیمتی حرفزدهایم که خریدش کمی مشکل است . البته فقط کمی :)
پس مسلما متوجه شدهاید که چیزهای گرانقیمتی چون این بنز چگونه میتواند در لیست علاقهمندیهای یک فتحی قرار بگیرد!
متاسفانه ارزشهای معنوی و صفات اخلاقی نیکو روز به روز در دنیای پرشوب غرب جای خود را به اخلاق ناپسند و تهوع آوری میدهد که حد و حدودی برای آنها متصور نیست.
برای مثال ارزشی که در جامعه ما به مقوله دوستیها داده میشود چیزی نیست که مثلا آمریکاییهای شکمپرست بتوانند از آن سر در بیاورند و روز به روز رفیقهای خود را به چیزهایی بس بیارزش میفروشند.
در این میان موسساتی هم هستند که از بیمعرفتی آمریکایی ها استفاده کنند و جیبهای خود را پرپولتر از پیش سازند. مجموعه رستورانهای برگرکینگ مسلما یکی از این موسسات مروجی رفیق فروشی است!!
عکسی گرفته شده است از کودکی که لباس بابانوئل پوشیده و منتظر است تا به کلیسی کاتولیکهای شهر برود. اما چیزی که باعث شده است این عکس را در دومین شماره از عکسهای تحسین آمیز ببینیم این است که این کودک با کودکهایی که همیشه عکسهای شان در شروع کریسمس در هیئت بابانوئل میبینیم کمی فرق دارد.
او یکی از 20000 مسیحی فلسطینی است که در نوار غزه زندگی می کنند و این کودک – که چقدر هم تنها به نظر میرسد – هم میخواهد به همراه خانواده به کلیسایی در شهر غزه برود تا در مراسم آخرین یک شنبه قبل از کریسمس دعای سالی پر از صلح کند.
اما انگار دعاهایشان مستجاب نشد!
ارائه هوشمندانه این عکس گرفته شده توسط محمودحمس بعد از حوادث غزه، آن هم در این قاب حیرتانگیز که تنهایی کودک را بدجور به چشممان میآورد شخصا تحسین من را برانگیخت.
مسیح را نجات بده
در روز 6 ژانویه هر سال که فکر میکنم به روز تجلی ( یا چیزی مانند اینها معروف باشد ) در سرتاسر یونان رسمی است که اینروزها به نوعی رقابت هم تبدیل شده است. در این روز یک عدد صلیب بر دریا، رودخانه، دریاچه یا اصولا هر آبی که از آن انتظار برکت میرود افکنده میشود و شرکت کنندهها که شناگران قابلی هستند به درون آب پریده و در صدد یافتن صلیب بر میآیند.
این عکس دستان جاشوا سامیس را نشان میدهد که موفق شده است در مراسمی که در بندر پرامای یونان برگزار شود صلیب را زودتر از دیگران از آب بگیرد.
اگر سلیقه من و علاقه من به قطرات معلق در هوا نتواند من را به تحسین این عکس وادارد چیز دیگری میتواند :) انسانی در زیر آب است و به جای اینکه خود را از آب بیرون بکشد اول صلیب ( نماد مذهب ) را از آب بیرون میآورد.
راستش تا زمانی که از جریان این عکس باخبر نبودم فکر میکردم کسی در حال غرق شدن است و میخواهد آخرین چیزی که با او غرق شود علامت مذهبی باشد. این کمی هولناک است ولی وادارم می کند عکاس آن پتروس جیاناکوریس را ستایش کنم. توجه: این انتخاب عکس به هیچ عنوان قصد پیش کشیدن بحث هایی در لزوم دین را ندارد. هر چند شما می توانید در این مورد در کامنتها نظر خود را بگویید.
آتشی برای پاسداشت ظهور
این عکس هم در 6 ژانویه گرفته شده است از هزار مشعل روشن در اطراف و ایضا داخل دهکده ای که دقیق نمیدانم کجاست. رقص نور آن هم با این کیفیتی که میبینید نمیدانم چرا آنقدر ایرانی جماعت را مسحور خود میکند. من هم یک ایرانی هستم دیگر :)
منتظر نظرات شما در مورد این سه عکس هستم. اگر روی عکسها کلیک نکرده باشید یک چیزی را از دست دادید :))
یکی از بازی های مورد علاقه بسیاری از ما ساخت پازل است. پازل هایی که هر کدام میتوانست بین 10 تا صد قطعه مختلف داشته باشد. به مرور که بزرگتر می شدیم قطعات این پازلها هم زیادتر میشد تا امروز که میتوانید پازلهای هزاران قطعهای را با قیمتی چند ده هزار تومانی تهیه کرده و مدتهای بسیار طولانی مشغول باشید!
مکعب روبیک
با مکعب روبیک هم که آشنا هستید. همان که در انیمشن وال ئی توسط Eve به راحتی حل شد :)) بدی مکعب روبیک دوست داشتنی این بود که بسیار ساده بود. یعنی در حقیقت نمیشد سختترش کرد و این گونه بود که بعد از مدتی خسته کننده میشد. اما واقعا این طوری حیف میشد!! روبیکهای مشابه ی هم البته بودند که هیچگاه پا را از ایده اصلی فراتر نگذاشتند و عملا جذابیتی نداشتند.
پازل + مکعب روبیک
خوب چه اشکال دارد حالا با مخلوطی از دو بازی بالا روبرو باشیم؟
همانطوری که متوجه شدید برای درست کردن این پازل مسحور کننده باید اول هر قطعه را یک مکعب روبیک است به شکلی که از قبل معلوم نیست تبدیل کنید! این بازی که هنوز به صورت عمده ارائه نشده است مسلما فسفرهای بسیاری را خواهد سوزاند.
شخصا با دیدن تصویر آن به یاد دوران کودکی خودم افتادم و آرزو کردم کاش زودتر این بازی به دستم میرسید. من که بیخیال اعصابم شدم و برای بازی کردن چنین پازل ترسناکی به انتظار نشستهام. اصلا هم از سن و سالم خجالت نمیکشم :)حالا شما بیایید ببینم از افتخاراتتان در این عرصه باز هم میتوانید تعریف کنید :)
شکلاتهایی که مشاهده می کنید خیلی بدرنگ نیستند. یا حداقل به بد رنگی بعضی شکلاتهایی که می بینید نیستند. اما مسلما خوشمزه هم نیستند. آخر آنها 107 سال پیش درست شدهاند!
به نظر می رسد این شکلاتها در دهکده اسکاتلندی St Andrews ساخته شده باشد و بنابر اطلاعاتی که روی درب آن هم مشخص است برای روز تاجگذاری ادوارد هفتم فرستاده شده است. ادوارد هفتم در 26 ژوئن 1902 یعنی 106 سال قبل به جانشینی ملکه ویکتوریا منصوب شد.
البته انگار دوام شکلاتها بسیار بیشتر از دوام پادشاهی ادوارد شد. سلطنت ادوارد در سال 1910 با مرگ او پایان یافت.
در کنار شکلاتها بریده ای از یک روزنامه به چشم میخورد که تاریخ آن به جشن 50 سالگی شکلاتها باز میگردد. در آن شرح داده شده است شکلاتها در آگوست 1902 به یک دختر مدرسهای به نام مارتا گرگ داده شده است.
اما مارتا دختر باهوشی بود! او به جای اینکه شکلاتها را بخورد ( کاری که هر آدم پرخوری چون من ممکن است انجامش دهد ) عزمش را جزم کرد که آنها را به عنوان یادگاری نگه دارد!
وقتی او به سن پیری رسید جعبه را برای یکی از فرزندانش به ارث گذاشت و سپس جعبه به نوه مارتا، خانم فریدا مکینتاش رسید.
خانم مکینتاش هم بر هر وسوسه ای مقاومت کرد و جعبه را نزد بنیاد St Andrews به امانت گذاشت. بنیادی که هدفش صیانت از تاریخ دهکده است. هر چند که این شکلات حالا در تاریخ بشریت جاودانه شده است.
پینوشت: در پایان این مطلب، که اولین مطلب در سال 2009 است سالی پر از شیرینی و شادی برای شما آرزو میکنم و امیدوارم دوستان، که در آغاز سال 2010 دنیای زیباتری از دنیای امروزمان داشته باشیم :)
این مطلب را از آنجایی که در هنگام نوشتن به یادشان بودم به شکلاتخور وبلاگستان، فائزه خانم وبه دوست عزیزم خانم میم که در تهیه این مطلب تلاش کردند تقدیم میکنم :)
وبلاگ یک فتحی فینالیست بخش بهترین وبلاگ شخصی ایران شده است. لطفا روی عکس کلیک کنید و ( فقط ) در گروه وبلاگ شخصی به بنده رای بدهید. ممنون از دلگرمی و محبت تمام نشدنی شما
به رایگان مشترک مطالب ما باشید
به شما توصیه میکنیم اولین کسی باشید که مطلب بعدی ما را میخوانید. برای این کار توصیه میکنیم مشترک فید این سایت شوید. این راهنما میتواند به شما کمک کند. علاوه بر هزاران نفر مشترک ما، حدود هزاران نفر هم هر روز صبح جدیدترین مطلب ما را در ایمیل خود میخوانند. ایمیل خود را وارد کنید تا شما هم به ما بپیوندید
3, 6, 1388
31 دیدگاه