دوست عزیزی نوشته ای می نویسد و نظراتشان را بیان می دارند. ایشان که از قضا در نزد ما عزیز هم هستند می فرمایند
چرا بعضی دوستان مثلا “وبلاگنویس” اصول اولیهی وبلاگنویسی را یاد نمیگیرند؟
نکته اما اینجاست که این اصول هر چه باشد حتما رعایت احترام دیگر وبلاگنویسان جزئی از آنان است. ننوشتن پستی با بغض احتمالی و بدون انصاف یکی از این اصول است. وگرنه خوشبختانه در وبلاگستان فارسی چاقو زیر گلوی کسی نمی گذارند که بنویس یا مثلا اگر حرف نزنی چیزهایی در مورد توانایی تکلمت بگویند. وبلاگستان فارغ از این مسائل جایی است برای گفتگو برای آموختن، و جایی برای رها شدن از مالکیتهای کسانی که خود را ریش سفید وبلاگستان می دانند.
ایراد فرمایشات از سوی وبلاگنویسی که ماههاست در این وبلاگستان می نویسد اقعا چیز عجیبی است. آن جا که ایشان می فرماید:
چرا بعضی دوستان وبلاگنویس فکر میکنند وبلاگ فقط میتواند در “وردپرس” باشد؟
بهتر نیست فکر کنیم ایشان شاید سالها با سرویسهای مختلف کار کرده اند و اینک فکر می کنند وردپرس بهترین سیستم وبلاگنویسی است؟ آیا شما اگر چیزی را بهترین بدانید به دوستانتان توصیه نمی کنید؟
چرا این روزها داشتن وبلاگ در بلاگفا، پرشین بلاگ، پارسی بلاگ، بلاگ اسکای و بلاگ اسپات با “سالها” آرشیو جالب و جذاب “عقب ماندهگی” محسوب میشود؟
وه که چه خوشحالیم که فهمیدیم کسانی هستند که این دوستان را عقب مانده می پندارند. انتساب یک دیدگاه به کل جامعه وبلاگنویس با اشاره پنهانی به وردپرسی ها البته که کاری نیکو است و اگر منصفانه نیست و شاید مغرضانه است اما حتما (!) از اخلاق وبلاگنویسی سرچشمه گرفته است.
اینجا اعلام می کنم اگر من روزی وبلاگنویسی را به خاطر بلاگفایی بودن عقب مانده نامیدم خودم عقب مانده ام و اگر کلا کسی را در این جمع وبلاگنویسی صمیمی به هر دلیلی و با هر گرایشی عقب مانده دانستم کلا از انسانیت استعفا می دهم. باشد دیگر این دوستمان نظر یکی دو نفری از دوستانشان را که دیده است را به کل تعمیم ندهد.
این دوستمان که می گوید
چرا بعضی دوستان تکنولوژیک فکر کردهاند فناوریهای روز فقط برای آنها عرضه شده است و دیگران از این مزایا “محروم “ماندهاند؟
ای کاش کمی فکر می کردند که علمی نویسی یعنی همین که اطلاعاتی را که دیگران از آن محروم مانده اند به آنها بدهی! یک میلیارد ساعت وبلاگنویسی برای کسی که همه اطلاعات همه این نوشته ها را داراست چه فایده ای دارد؟ یا شاید هم مانند پستهای ایشان خراب شدن بتی بر روی دخترکی نشان وبلاگنویسی علم گراست!! ( این جوری گفتم که بگویم می شود به مینیمال نویس هم توپید. مینیمال نویسان خواهشا به دل نگیرند و به حساب دیگر خطاهای من ببخشایند )
ای کاش کمی هم در یادداشتشان رتبه در فرندفید را هم شرح می دادند تا دوستان فرندفیدی ما که آنها را به پراکندن شایعات مضحک و اخبار زرد محکوم می کنید هم بدانند در چه رتبه ای هستند!
می دانید دوستان مشکل از کجاست؟
مشکل از ادعای ماست. تا یک مدت از وبلاگنویسی مان گذشت سریع خودمان را می گیریم و به جای کمک به دیگران زود بر آنان پرخاش می کنیم، چرا که حالا ما دیگر وبلاگنویس با سابقه ایم!
می گوییم
این دوستان “تازه رسیده” کجا بودند وقتی بلاگرهای فارسی “ساعتها” وقتشان را پای این اینترنت کم سرعت “عذابآور” صرف نوشتن چند خط کوتاه “مفید” میکردند، وقتی یک تنه در مقابل همهی “سانسورها، محدودیتها و فشارها” ایستاده بودند؟
نمی دانیم که همان دوستان تازه رسیده خودشان سالها وبلاگ نوشتند و وبلاگ خواندند. من اگر می گویم سابقه وبلاگنویسی ام 10 ماه است یعنی در این وبلاگ 10 ماه، نوشته ام. فکر می کنید ما آن موقع فکر تیله بازی بوده ایم و این دوستان با سابقه در فکر وبلاگنویسی؟ نه خیر عزیزان!
به خاطر همان خاطرات قدیم است که وبلاگ می نویسیم که دیگر کسی همان کارهای قدیم ما را نکند. زمانه، زمانه ADSL 512 است و نه Dial up 56k. بعضی دوستان چنان داد سخن می آورند که انگار ما همه با اینترنت T1 شروع کردیم و مودم دیال آپ در عمرمان ندیدیم!
بدی کار فقط این است که ما دنبال همین هستیم. تا یک چیزی پیدا کنیم و با آن بزنیم در سر دیگران. حالا که آرشیومان 57 ماه از عمرش گذشت چه بهتر که به دیگران لقب “تازه رسیده” بدهیم. این جوری قریب به اتفاق وبلاگستان را کوبیده ایم!
این جوری خودمان شده ایم شاه وبلاگستان! این جوری وبلاگستان را ملک “صاحبداری” می نامیم و می گوییم
چرا بعضیها به خودشان اجازه دادهاند وبلاگستان فارسی را ملک “بیصاحبی” بدانند که هر طور دلشان بخواهد در آن رفتار کنند؟
هر چند که ما، وبلاگستان را مامنی بدون “آقا بالا سر” بدانیم که راحت بتوانیم از تمام دغدغه هایمان بنویسیم و از کسی هم به خاطر نوشتن منطقی مان اجازه نخواهیم اما انگار هستند این «آرشیو بلند بالاها»!
یاد صادق بلاگنوشت افتادم. او هم آرشیو بلندبالایی دارد اما تا به حال از او این چنین نوشته هایی ندیدیم! پس بین همان ها هم هستند دوستانی که این گونه فکر نکنند اما امان از روزی که جایی که قرار است محل آرامش عده ای باشد را ملک شخصیمان بدانیم و بگوییم
خدا لعنت کند شرکت یاهو را که “چت رومهایش” را بست و این تحفهها را ناگهان به کیسهی وبلاگستان ریخت.
و فکر نکنیم خطاب کردن آی تی نویسان، یا “آرشیو کوتاه ها”!، فرقی نمی کند چون در حال تعداد زیادی هستند با لفظ “تحفه” از ادب به دور است. اما شاید “بی ادب نویسی” از اخلاقیات وبلاگنویسی است.
ای کاش این دوستمان به جای حمله کردن به IT نویس و تازه شروع کرده هایی که یک خط از نوشته هایشان به کل آرشیو 57 ماهه ایشان – که حدس می زنم باعث همین احساساتشان همین آرشیو است – می ارزد اخلاق وبلاگنویسی را یاد می داد. ایشانی که به طرفه العینی وبلاگستان ما را « مریض » نامیدند.
کسی که تازه وبلاگنویسی را شروع کرده است و با ADSL هم وبلاگ می نویسد لزوما بد نمی نویسد جناب مطرود!
+مافیای وبلاگستان بیمار فارسی
و این نوشته ها را هم حتما بخوانید. دو تا از همین تازه رسیده های IT دوست نوشتند!!!
+ مرهمی به نام مافیا ( نوشته کمانگیر با 2 سال سابقه )
+ احترام به مخاطب اصل اول وبلاگنویسی ( نوشته میلاد با 14 ماه سابقه )
19, 11, 1387
9 دیدگاه