بایگانی | daily خوراک این قسمت

زمانی برای به صدا درآمدن زنگ بزرگ. یا وقتی بناهای بزرگ هم توییت می‌کنند

19, 8, 1388

22 دیدگاه

یعنی ببینید یک دوست چقدر می‌تواند خوش‌خیال باشد که فکر کند من یک مدتی در خدمت شما نیستم قرار است از دستم خلاص بشوید. نه برادر من. نه خواهر من. نه پدر من. نه مادر من. نه فرزند! اصولا وبلاگنویس بد بیخ ریش مخاطبینش است. حالا هر چقدر هم که شما خیالات خام در سر پرورانده باشید باز هم در سرنوشت شما نوشته شده است که من را تحمل کنید.
سرنوشت تلخی است ولی باید تحمل فرمائید! برای شما صبر آرزو می‌کنم. درست است که انسان به امید زنده است اما تا زمانی که من زنده‌ام از این امیدهای واهی نداشته باشید. حالا اگر من یک چیزیم شد شاید شاید خلاص شدید از شر مطالبم. شاید البته!
این از خوش‌خیالی دوستانم.

تعداد ایمیل‌های نخوانده این مدت 4 رقمی شد. من اگر روزی 100 ایمیل هم جواب بدهم کلی طول می‌کشد که به بعضی ایمیل‌ها برسم. اگر سوالی داشتید و فوری بود باید من را ببخشید. عرض کردم ببخشید. فحش دادن یک بحث دیگر است :)
باز هم سعی می‌کنم وقت آزادم به ایمیل‌ها برسم که بیشتر از این شرمنده نشوم. از این که ایمیل زدید توی این مدت و بعضا ابراز نگرانی کردید یک دنیا ممنون هم هستم در ضمن.
این از ایمیل‌ها.

بعضی وقت‌ها حس می‌کنم همه ما به هم وصل هستیم. وقتی یکی از دوستان بعد از مدتی طولانی می‌نویسد حس نوشتن در آدم زنده می‌شود. وقتی هم دوستان کم می‌نویسند آدم کمتر دست و دلش به نوشتن می‌رود.
حالا جریان برعکس است. من که وبلاگ ننوشتم این چند روزه انگار خیلی‌ها دست و دلشان به نوشتن نرفته و گودر را که باز می‌کنم می‌بینم همچین پر و پیمان هم نیست. خواهش کردن من اگر فایده داشته باشد خواهش می‌کنم از وبلاگنویسان بزرگ که بیشتر بنویسند. هر چند حضور گرم من را شاهد نباشید.
این از خود تحویل‌گیری مفرط و خودم را داخل وبلاگنویسان بزرگ حساب کردن. حالا نوبت شماست که بیایید بزنید توی پرم دور همی بخندیم :)

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b2/Clock_Tower_-_Palace_of_Westminster%2C_London_-_September_2006-2.jpg/180px-Clock_Tower_-_Palace_of_Westminster%2C_London_-_September_2006-2.jpgاما از آنجایی که روزمرگی‌های من در این وبلاگ کمتر به رشته تحریر در می‌آید برویم سراغ روزمرگی‌های چیزهای جالب‌تر. از جمله معروف‌ترین ساعت جهان، بیگ‌بن. Big Ben توی این چند وقته کاری کرده است که حسابی توی دنیای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برایش طرفدار دست و پا کرده است. بیگ‌بن توییتری شده است!

اگر هر جوری توی لندن بایستید با یک نگاه سطحی می‌توانید یک برج 93 متری را ببینید. این برج توی کاخ وست مینستر لندن قرار دارد و اسم رسمی آن برج سنت استفان کاخ وست مینستر است.
اما ما بیشتر آن را با نام ساعت بیگ‌بن می‌شناسیم. البته این بزرگترین ساعت جهان به خاطر ساعتش یا ارتفاع 93 متری آن نیست که خیلی مشهور است. به خاطر یک زنگ خیلی بزرگ است که حتما توی این فیلم‌های انگلیسی قدیمی صدایش را شنیدید.
اگر مایل باشید می‌توانید صدای زنگ بیگ بن را در ساعت 00:00:00 GMT روز یک ژانویه 2009 بشنوید که بچه‌‌های BBC ضبط کردند.

http://1fathi.com/wp-includes/images/crystal/audio.png


[...]

ادامه ...

تولدی برای پیرمردها نیست

1, 4, 1388

27 دیدگاه

صفر/
این نوشته قرار بود روز تولد شروین فتحی یعنی یک تیر نوشته شود. اما عمدا این قدر عقب انداخته شده است که بخورد به امشب. شب آرزوها :)‌ این فرصت خوبی خواهد بود برای این که تمام تک‌تک آرزوهای خوبی که برای شما دارم را امشب به زبان بیاورم. خدا جان آماده باش :) این شاید بهانه‌ای باشد برای چند لحظه دور هم بودن دوستانش. نمی‌دانید چقدر برای او مهم است که دوستانش را یک بار دیگر اینجا ببیند. شاد و سرزنده


یک/
خوب. وقتی تصمیم می‌گیرید به مناسب تولدتان در یک تیر چند هزار سال قبل از میلاد یک زندگی نامه به زبان طنز بنویسید ولی حس طنزتان می‌تواند گریه حضار را دربیاورد چه کار می‌کنید؟ آقای فتحی در این موقعیت قرار گرفت و بسیار با خود اندیشید که چگونه این مهم را به سرانجام برساند.

او هر چه تلاش کرد چیز بامزه‌ای نتوانست بنویسید که نتوانست. این کاره نبود آقا جان. این کارها استعداد می‌خواهد که او استعداد این کارها را ندارد. بماند البته که استعداد کارهای دیگر را هم ندارد :)

*وسط‌نوشت: اگر شما یک چنین زندگی‌نامه طنزی بنویسید از آن استقبال می‌شود!

دو/
فتحی آدم محبوبی نیست. این را خودش هم خوب می‌داند. مگر آدم قحط است کسی او را دوست داشته باشد؟ :)) برای همین وقتی کسی از روی محبت به او هدیه می‌دهد او زبانش از خوشحالی بند می‌آید. دیگر همه می‌دانند چقدر او اهل هدیه دادن است و چقدر از هدیه گرفتن خوشحال می‌شود.

حالا حساب کنید یک سری از عزیزترین کسانش ( شاید بدون اغراق عزیزترین کسانش ) یک هدیه به او بدهند دسته جمعی. خوب اگر کمی معرفت داشته باشید باید یک آب قندی چیزی دستش بدهید تا بچه‌ام پس نیافتاده است!

یک وبلاگ که فقط دوستانش می‌‌دانند به مناسبت تولد او ساخته شده است و فقط عزیزترین‌هایش آنجا نوشته‌اند و فقط عزیزترین‌هایش آنجا کامنت گذاشته‌اند مسلما یک هدیه رویایی برای فتحی است. برای همین است درباره آنجا با کسی حرف نمی‌زند. مثل یک راز که البته به دوستان عزیزش فقط، درباره آنجا خواهد گفت. آن جای مقدس.

سه/
شما چه انتظاری از فتحی دارید؟ واقعا چه انتظاری دارید؟ فکر کردید او چقدر توانایی دارد تا از کسانی که او را با تبریکهایشان خوشحال کرده‌اند تشکر کند؟ از او کار غیرممکن می‌خواهید؟ به سر شما قسم هر کاری کند نمی‌تواند جبران کند. ولی من به نیابت از فتحی از همه کسانی که ایمیلی، توییتری، فرندفیدی، فیسبوکی یا از راه‌های ارتباطی دیگر مانند
SMS برای تبریک استفاده کردند تشکر می‌کنم و قول می‌دهم فتحی به زودی برای دست‌بوسی خدمت تک‌تک شما عزیزان خواهد رسید.

چهار/
این عکس را ببینید.

این قدیمی‌ترین چیزی است که متعلق به فتحی است. همیشه که پایش اندازه کشتی نبوده است. یک زمانی این را به پایش می‌کرده است. از همان‌ زمان‌ها همیشه در رویایش وجود یک سری دوست خوب بود. حالا آن دوستان را دارد. حالا همیشه چیزی دارد که از خدا بخواهد. سلامتی دوستانش را. سالم بمان و مثل امروز، مهربان، ای دوست‌داشتنی‌ترین دوست

پنج/
دقت کردید من چقدر حرف می‌زنم؟ اگر دقت کردید یعنی این که باید خلاصه کنم. انشالله سعی‌ام را می‌کنم تا یک تیر سال دیگر کمتر اذیتتون کنم. مرسی. سلامت باشید.

پست تولدم در سال 1387

ادامه ...

ممکن است پریدن از پرتگاه هم آسوده گردد

12, 2, 1388

4 دیدگاه

بعضی وقتها آدم ‌ها لبه پرتگاه ایستاده اند
و نمی‌دانند قدم بعدی که برمی‌دارند
به چه می‌رساندشان؟

اما ممکن است پریدن از پرتگاه هم آسوده گردد
اگر باشد آن آرامش بخشی که خیالت را راحت کند
از خیری که در پیش است

سلام

پی‌نوشت: اهمیتی دارد که من یک دوربین عکاسی کوچولو خریدم و از این که باید بعضی وقتها، قول می‌دهم از بعضی وقتها بیشتر نشود، عکس‌های گرفته شده توسط این موجود را نیز تحمل فرمائید؟ :)

ادامه ...

یک پست کاملا بی‌سر و ته، سرآغازی برای سال نو!

15, 1, 1388

1 دیدگاه

خوب امروز 14 فروردین 1388 است و دوست داشتم روز اولش یک پستی داشتیم به اسم تبریک سال نو یا چیزی شبیه این ولی خوب باید قبول کرد که همواره همه چیز مطابق میل آدمیزاد پیش نمی‌رود :) مثل جشنواره نوروزی امسال که متاسفانه نتوانستم اجرایش کنم.

در گوشی: می‌دانم امشبی که این پست را منتشر می‌کنم 15 فروردین است. ویرایش نکردم که بدانید این پست را قرار بود در اولین دقایق 14 فروردین منتشر کنم و تا الان که آخرین ساعات 15 فروردین است طول کشیده. خودتان تا پایان داستان را می‌توانید حدس بزنید!

سخن را بسیار کوتاه می‌کنم ( مثلا! ) و به همین بسنده می‌کنم که در آستانه آغاز سال آنقدر کار بر سرم ریخت که حد و حساب ندارد. از یک تصادف که در جلوی محل کارمان اتفاق افتاد و باعث می‌شد روزها زمان زیادی را کشیک بکشم تا مشکلاتی مثل قطعی برق حل بشود، تا دنبال یک سری کارهای اداری رفتن که در پایان سال، سخت‌ترین پایان سال زندگیم را رقم زد و خیلی اتفاقات دیگر باعث شد نتوانم کارهای بسیار زیادی که نیاز بود را نتوانم انجام دهم تا …

در هر حال شاید این که دست تنها انجام همه کارها برایم ممکن نبود باعث شد این چنین در جلوی شما شرمنده شوم. مخصوصا که از همه دوستانی که از اواسط بهمن مهربانانه با ارائه پیشنهادات من را شرمنده کردند یا با پرسیدن از جزئیات و نحوه برگذاری علاقه‌مندی خودشان را نشان دادند ولی حیف که انگار قسمت نبود امسال در عید در خدمت شما باشم.

متاسفم که چند جشنواره‌ای که همیشه نوروز برگذار می‌شد هم برگذار نشد و امسال نوروز وبلاگستانی جالبی نداشتیم ( به نظر من البته )

  • وبلاگنویسی که وبلاگ نمی‌نویسد

بعد از این اتفاقات و زمانی که برایم مسجل شد نمی‌توانم امسال جشنواره نوروزی را برگذار کنم واقعا روی این را نداشتم که روز پنجم بیام و با لبخندی به پهنای صورت سال نو را تبریک بگویم و به روی خودم هم نیاورم هیچ چیز را :)

برای همین تصمیم گرفتم این چند روزه را به خودم تبعیدی بدهم تا بعد از آن دیگر هر طور شده است غیبتی نداشته باشم.

بعد هم بیام یک دروغ سیزده بگویم که متاسفانه مجبورم به خاطر یک سری مسائل روحی که پیدا کردم بروم توی یک روستای کوچک زندگی کنم و به همین خاطر برای آرامش خودم هم که شده است تمام اکانت‌ها و سایت‌های اینترنتی و از جمله همین خانه ابدیم یک فتحی را از دسترس خارج خواهم کرد :) مطمئنم این خبر خوشحال کننده‌ای می‌شد و بسیار در دلتان قند آب می‌گردید اما از آنجایی که من آدم بدطینتی هستم حتی برای یک روز هم راضی به شادی شما نیستم :)

  • دروغی که گفته نشد

راستش بسیار فکر کردم به این که اصلا چه نیازی هست به این که حرفی بزنم که خودم حداقل، به درستیش ایمان ندارم. این که این چند روزه هیچ خبری را باور نکردم ( به هوای همین دروغ‌های سیزده ) تقصیر همین چند پست‌های کوچولو کوچولوی خودمان است ولی من دلم نمی‌خواهد حتی یک روز هم به حرفم به دیده بی‌اعتمادی بنگرید.

هر چند به شدت خوشحال می‌شوم که برای هر حرفم از من خرده بگیرید تا حرفهایم ( در ایده‌آل ) به اندازه صد در صد درست و واقعی گردد ولی خوب دوست ندارم فکر کنید عامدانه عدم‌صداقت پیشه کردم. حتی برای یک روز «دور هم بودن!»

خلاصه این که ترجیح می‌دهم وبلاگم همچنان ناجذاب بماند تا اینکه مثلا به دروغ بگویم این وبلاگ به زودی از دسترس خارج خواهد شد. شرمنده که خوشحالتان نمی‌کنم اما امیدوارم قبول کنید فتحی را با این اخلاق‌های «پخش و پلایش!»

  • شروعی عالی

نمی‌توانم بگویم چقدر لحظه تحویل سال برایم جذاب بود. این مسلما به خاطر این نبود که لحظه تحویل سال توی ماشین خودم بودم. خوشبختانه با محبت‌های بچه‌های فرندفیدی این شادی برایم ماندگار شد.

شاید گفتن نداشته‌ باشه اما یک دونه دور از جونتون از این چهارپاها ( الاغ سابق ) خریدم :))

اما سال نو امسالم در شرایطی فوق‌العاده شروع شد که باعث شد در توییتر بنویسم

امسال با یک اتفاق خوب، شد بهترین سال تحویل عمرم. تبریک شدید

از کسی که باعث و بانی‌ش شد یک دنیا ممنونم :) یک اتفاق دیگر هم افتاد که عمری باشد در یک پست دیگر توضیح می‌دهم خدمتتان. آن اتفاق ممکن است یک خورده در این وبلاگ هم تغییراتی ایجاد کند.

  • پایانی برای این پست شرمگینانه

بیشتر از این نمی‌توانم آسمان و ریسمان را به هم ببافم تا اینکه بگویم خیلی دلم می‌خواهد بیشتر در خدمت شما باشم. از این به بعد هم سعی می‌کنم غیبت طولانی نداشته باشم. هر چند که احتمالا بیشتر مجبور خواهم بود بیرون از خانه باشم و نمی‌رسم زیاد پای کامپیوتر باشم. برسد به این که مطلب پیدا کنم و دنبالش را بگیرم و یک پست در بیارم و …

در هر حال فکر نمی‌کنم بتوانم عین قبل در خدمت باشم اما مسلما سعیم را خواهم کرد. اگر یاری کنید من را بسیار خوشحال می‌کنید. هستید؟

پی‌نوشت: خیلی چیزها بود که سعی کردم توی این پست بگویم. الان حس می‌کنم واقعا بی‌سر و ته شده است. اگر چیزی متوجه شدید از این پست به یکی که دوستش دارید بگویید شما را ببوسد. لطفا :)

ادامه ...

Persian blogs on Bluehost will be going down

9, 12, 1387

2 دیدگاه

http://kamangir.net/wp-content/uploads/2009/02/bluehost_logo_s.jpg

There are certain events which happen at the backstage of the blogosphere, not where the readers of a blog would directly notice, but yet can have a serious impact on the performance of any blogger. The issues regarding hosting services are among these.

Since last week, Blue Host, the hosting service which is used for this very blog [and Kamangir as well], and the number one recommendation for WordPress hosting by WordPress itself, has adopted a policy of suspending its Iranian users. In some cases the bloggers have been given a short notice in order to back up their data and leave. This is despite Bluehost’s good reputation in the blogosphere.

The matter of fact is that many of these bloggers, including Arash Kamangir who blogs at kamangir.net, have no connection to the Iranian administration and have had to take use of a foreign hosting service in order to freely express their opinions.

The important factor is that Bluehost is not committing any illegal action. What is being done is exactly what article 13 in Bluehost Terms of Service mandates. The article does explicitly mention Iran among the sanctioned countries,

Sanctioned Countries presently include, among others, Balkans, Belarus, Burma, Cote d’Ivoire (Ivory Coast), Cuba, Democratic Republic of the Congo, Iran, Iraq, former Liberian Regime of Charles Taylor, North Korea, Sudan, Syria, and Zimbabwe…Each Sanctioned Country, all governmental, commercial, or other entities located therein, and all individuals located in any Sanctioned Country are hereby prohibited from registering or signing up with, subscribing to, or using any service of BlueHost.Com.

Therefore, we respectfully accept Bluehost’s right for implementing its Terms of Service. We want Bluehost to be safe and secure and will not commit any action which would undermine that. However, according to the current practice in some country, giving service to individuals and organizations which act in conflict with the official policies of the administration is illegal. This will result in the Iranian opposition bloggers having no way to go and to be forced to shut down. The actions of Bluehost, therefore, will put a burden on these bloggers and will add to the pressure currently maintained by the Iranian administration on the opposition bloggers.

The matter of fact is, with Bluehost leading, other hosting services will follow very soon.

We respectfully acknowledge the rights of Bluehost and do thank their administration for their high level of service. We do hope that Bluehost drops its policy and does not disrupt the current level of discussion on Bluehost-powered blogs.

The Persian Bloggers who use Bluehost are dispersed all over the world and produce content for people from Iran, Afghanistan, Tajikistan, and other countries. The action taken by Bluehost, while entirely legal, will harm the Persian blogosphere.

The problems I faced in the costly transferring of 1Fathi may lead to the saddest incident to take place for me: the permanent closure of 1Fathi.com. We are in desperate need for the help of you, our friends.

This was a translation of the post titled “Persian blogs on bluehost are about to get out of reach” by Mr. Arash Abadpour which was translated to English and re-published ( see his translation ). I would like to appreciate his help here, too

ادامه ...

وبلاگهای فارسی روی بلوهاست از دسترس خارج می‌شوند!

3, 12, 1387

32 دیدگاه

در پشت صحنه وبلاگ‌ها مسائلی است که شاید خوانندگان با آنها درگیر نباشند اما می‌تواند به شدت بر امنیت روحی – کاری وبلاگنویس تاثیرگذار باشد. مسائل مربوط به هاستینگ یکی از آنهاست.

http://hosting.piry.net/bh/logo.jpgاز هفته پیش شرکت معظم بلوهاست، تهیه‌کننده هاست این وبلاگ، و پیشنهاد شماره یک وردپرس برای وبلاگ‌نویسان وردپرسی علی‌رغم سابقه بسیار درخشان خود اقدام به مسدود کردن حساب‌های کاربران ایرانی خود کرد یا به آنها یک مهلت کوتاه برای برداشتن نسخه‌های پشتیبان از اطلاعات را داد.
این در حالی است که بسیاری از این کاربران، از جمله دکتر آرش آبادپور، هیچ‌گونه وابستگی سیاسی به دولت ایران نداشته و برای بیان عقاید آزاد خود مجبور به استفاده از سرویسهای خارجی است.
[...]

ادامه ...

علی را فقط با عشق می توان طاق زد .. !

23, 11, 1387

6 دیدگاه

می‌گوید:
میدونی اومدنت الان چه کمک بزرگی بود فتحی ؟
- نه
کمک بزرگی بود؟

- آره

دقیقا 5 روز دیگه
23 بهمن
میشه هفت سال!

[...]

ادامه ...

هک شدن اکانت توییترم؛ تجربه‌ای تلخ!

18, 11, 1387

19 دیدگاه

حدود ظهر بود امروز بود که آخرین توییتم را توانستم در اکانت توییترم ( ITpedia ) بنویسم.

البته احتمالا تا ساعت 15 اکانت مشکلی نداشته است اما تمام تلاشها برای لاگین شد در این اکانت از این ساعت با شکست روبرو شد و با توجه به اقدامات انجام بشود به نظر می‌رسد که شخصی با هدفی نامعلوم که احتمالا یک شوخی بی‌مزه یا آزار رساندن بوده این اکانت را هک کرده است (در هر حال نتیجه یکی است)

متاسفانه تمام راهها به بن‌بست خورد و من تنها خواهشی که می‌توانم بکنم این است که اکانت جدید من  ( 1Fathi ) را فالو کنید. امیدوارم قضیه همین‌جا تمام بشود و با استفاده از اکانت ITPedia کسی اذیت نشود.
از تمام کسانی که برای فالو کردن، لحظاتی وقت می‌گذارند و برای خوشحال کردن من اکانتم را دنبال می‌کنند تشکر می‌کنم.

http://www.beisfjord.net/wp-content/uploads/2008/03/twitter_logo.gif

پی‌نوشت: این اولین باری بود که به این صورت هک می‌شدم و اعتراف می‌کنم از دست دادن اکانتی که یک سال  و خورده‌ای خاطره را به همراه داشت خیلی اذیتم کرد. یاد روزهای پرشکوه توییتر فارسی بخیر! یعنی باید همراه با اکانت قبلی فراموششان کنم؟

ادامه ...

درخواست معناگرای یک شروین!

2, 11, 1387

21 دیدگاه

کسی می‌تواند کمک کند برای پیدا کردن معنی اسم شروین؟ معنی دقیق و دانشنامه‌ای نیاز است.
در ضمن حتما اطلاع دارید که شروین مثل خیلی از اسم‌های اصیل ایرانی هم برای خانم‌ها استفاده می‌شود و هم برای آقایان. یک لیست از یک سری افراد خاص با این اسم ( هم خانم و هم آقا ) هم لازم دارم.
پیشاپیش از کسی که بتواند کمکی کند یا منبعی معرفی کند ممنون خواهم شد. فرم تماس

پی‌نوشت: متاسفانه چند روزی بود که مشکل داشتم با ایمیلم. سعی می‌کنم امشب به همه پاسخ بدهم. واقعا شرمنده از دوستانی که کار فوری داشتند.

ادامه ...
به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما