بیل گیتس

نگاهی به سیر تحول ویندوز مایکروسافت تا رسیدن به دنیای ویندوز هفت – قسمت اول

15, 7, 1388

26 دیدگاه

همه چیز از آن 10 نوامبر شروع شد. از آن 10 نوامبر 1983. هتل پلازا. دو مرد آمدند. دو بزرگمرد. دو غول. شاید آن روزها هنوز غول نشده‌ بودند. شاید هنوز ابرمرد نبودند. اما بی‌شک پایه‌گذاران، بودند. پایه گذاران مایکروسافت. بیل گیتس. پل آلن.
آن دو مرد آمده بودند که خبر دهند از تولد کودک خردسالی که قرار بود نسل آینده سیستم‌عامل‌های جهان باشد. با وجود رقیب قدرتمندی چون مکینتاش اپل ( Apple Macintosh ) کودک رشد کرد تا به پرکاربرترین سیستم عامل جهان تبدیل شود. سیستم عاملی که مسلما باعث تحولی در دنیای کامپیوترهای رومیزی شد.

http://www.streem.us/assets/picture206562.jpg

در این سلسله مقاله باز می‌گردیم به دورانی که مایکروسافت نسخه شماره یک ویندوز را ارائه کرد. در سال 1985 اولین نسخه نهایی از ویندوز مایکروسافت ارائه شد. به علت زیاد بودن تعداد عکس‌ها چند روزی این سفر به گذشته طول می‌کشد. هر چند شما که مشترک این وبلاگ هستید مسلما تا پایان سفر همراه خواهید بود. سفری با نگاهی به سیر تحول Windows. پنجره‌ای به جهان!
[...]

ادامه ...

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ [ از زبان خود بیل گیتس ]

8, 7, 1388

40 دیدگاه

http://www.streem.us/assets/picture206033.jpgبیل گیتس را دیگر همه می‌شناسند. اگر ندانند او رئیس غول‌ نرم‌افزاری دنیا مایکروسافت بوده است حتما درباره ثروت افسانه‌ای او شنیده‌اند و هنوز هم با وجود ابرثروتمندانی چون وارن بافت و کارلوس اسلیم کسی نمی‌تواند تصور کند عنوان پولدارترین مرد جهان لایق کس دیگری جز بیل گیتس باشد.
اما در واقعیت او علاوه بر این که یک گیک فوق‌العاده است شاید بتواند عنوان بزرگترین کارآفرینی که تاریخ به خود دیده است را هم یدک بکشد. روش کاری او این روزها، در کالج‌های کارآفرینی به عنوان یک الگوی فوق‌‌العاده آموزش داده می‌شود.
در ادامه به ترجمه‌ای آزاد از مقاله‌ای پرداختم که توضیح می‌دهد چطور بیل‌گیتس از کامپیوترش با سه مانیتور استفاده می‌کند یا چطور او با محصولات آفیس در کارهایش موفقیت کسب می‌کند. نکته متمایزکننده این نوشته این است که نویسنده این نوشته کسی نیست جز خود بیل گیتس!

[ آپدیت ] دوست خوبم دکتر مجیدی یک پست پیش از این به نحوه فعالیت بیل‌گیتس اختصاص داده بودند. خواندن پست ایشان را هم توصیه می‌کنم :) [...]

ادامه ...

وقتی فانوسها برای نجات جان بیل گیتس روشن می شوند!

5, 9, 1387

10 دیدگاه

حدودا دو هفته پیش بود که بیل گیتس، سومین مرد ثروتمند جهان و ابرمرد دنیای دیجیتال رهسپار هند و پاکستان شد. همانطور که می دانید بیل گیتس بعد از این که از مایکروسافت خارج شد هم اکنون تقریبا تمام وقت روی پروژه های عام المنفعه کار می کند و دلیل این سفر هم بررسی یک سری مشکلات بهداشتی عنوان شد.

ماجرا از فرودگاه شهر Jodhpur آغاز شد. جایی که به علت یک سری از تعمیرات از نیمه آپریل تا الان اجازه پرواز به هیچ هواپیمایی قبل از ساعت چهار داده نشده است.

اما می شود وقتی بیل گیتس با جت شخصی قصد پرواز دارد استثنا قائل شد. مقامات محلی با این عنوان که یک روز کاری بیل گیتس بسیار ارزشمند است و اگر بامداد پرواز نکند یک روزش تلف می شود اجازه پرواز به بیل گیتس دادند!!!

اما نکته جالبتر داستان هنوزم مانده است. تیم امنیتی بیل گیتس میزان روشنایی را برای پرواز کافی تشخیص دادند. اما مسئولان محلی عنوان کردند که نمی توانند ریسک این کار را بپذیرند! برای همین 200 فانوس نفتی برای سفر آقای بیل گیتس روشن کردند تا مسیر تیک-آف را روشن کنند! تصور این که مرد اول دنیای تکنولوژی برای پرواز نیاز به فانوس داشته باشد کمی جالب به نظر می رسد :)

ابتکار مقامات فرودگاه و اصرار آنها برای انجام هر چه بیشتر پروازی بی خطر یک از سوژه های بانمکی بود که فقط برای فوق ثروتمندی چون بیل گیتس اتفاق می افتد! خدا شانس بده!!!!

ادامه ...

مردی که جهان را به بازی گرفت

3, 11, 1386

13 دیدگاه

تک کرانچ برای امسال یک مصیبت بزرگ داشت. مراسم کرانچیز در آستانه برگزاری بود ولی استیوجابز و کلا مدیران اپل دعوت را برای گرفتن جایزه در این مراسم رد کرده بودند. در بزرگترین مراسم سالانه تک کرانچ هم که نمی­شد یکی از برندگان غایب باشد. راه­حل­ها هر کدام پیشنهاد می­شد ولی همه غیر­قابل اجرا بود. همه ناامید بودند تا اینکه جرقه زده شد. یک پیشنهاد هیجان­انگیز. حلال مشکل فقط دانیل لیونز بود.

  • داستان شروع می­شود

دانیل لیونز {Daniel Lyons} در سال 1960 در ماساچوست آمریکا به دنیا آمد. در فوربز مقاله می­نوشت و چند تایی هم داستان کوتاه نوشته بود ولی مگر می­شد از این راهها به شهرت رسید. برای همین بزرگترین ریسک زندگی­اش را انجام داد. یک کار بزرگ کرد و یک وبلاگ راه انداخت. اما این وبلاگ یک ایده بزرگ داشت و یک نام بزرگ. روزنوشتهای سری استیوجابز!

لیونز در راست و جابز در چپ
  • روزنوشتهای من

یک وبلاگ کاملا حرفه­ای از روزنوشتهای استیوجابز واقعا همه را سر کار گذاشت. این که یکی از نوشته­های یکی از بزرگترین مردان دنیای صفر و یک را بخوانی برای هر ITنویسی یک لذت شیرین است. آن هم با این لحن جالب که همه بزرگان دنیای نت را به زبان شوخی معرفی می­کرد. این که در یک وبلاگ از شوخی­ کردن­ها با بیل گیتس بگویی واقعا شیرین است. مخصوصا که به سرعت بازدیدکنندگان از سر و روی وبلاگت بالا بروند. همه هم که نمی­دانند این وبلاگ واقعا نوشته­های استیوجابز نیست. یا کسی به آن عبارت “Fake Steve Jobs” توجهی نمی­کند یا اگر می­کند دوست دارد که باور کند که این شیرین­ زبانی­ها واقعا متعلق به خود خود استیوجابز است!

  • حدس­ها آغاز شد

هر کی یک نظری می­داد. همه می­خواستند حدس بزنند این نویسنده کی­است که این جوری وبلاگ می­نویسد و دست گذاشته روی این استیو­جابز بیچاره! حدسهای زیادی زده شد ولی بعضی-ها واقعا توی چشم­تر هستند. لیندر کاهنی از مجله وایرد که بعضی از تکیه کلامهایش عینا توی این وبلاگ می­آمد، اریک ساویز از مجله بارونز، جان پاسکوفسکی از همه چیزهای دیجیتال، اندی ایناکتو از شیکاگو­سان تایمز همه از حدسهای نزدیک به یقین بودند تا اینکه یک اتفاق بزرگ افتاد و سر و کله جان میلر پیدا شد. این بنده خدا خودش یکی از وبمسترهای شرکت اپل بود و ناگهان نگاه ها را به سمت خودش جلب کرد. دیگر همه داشتند مطمئن می­شدند که برد استون تمام معادلات را به هم ریخت.

  • باز شدن مشت آقای نویسنده   

برد استون که آن زمان در نیویورک تایمز کار می­کرد آنقدر دنبال این قضیه را گرفت تا از روی یک سری از مطالب وبلاگ به لیونز مشکوک شد و بالاخره توانست از لیونز اعتراف بگیرد. مجله فوربز سریع یک مصاحبه تلفنی با لیونز کرد و بعد هم همه­جا منتشرش کرد. بعد از این که استیو جابز خودش خواندن این مقالات را در این وبلاگ تائید کرد همه­جا خبر این اتفاق پیچید. لیونز ناگهان به یکی از خبرسازترین افراد دنیای IT مشهور شد. هدفش از این کار “دانستن احساس یک مدیر بزرگ وقتی که وبلاگ می­نویسد” عنوان شد. بعد از 14 ماه وبلاگ­نویسی لیونز به یک استراحت کوتاه نیاز داشت. مخصوصا که حالا برای خودش یک اسپانسر هم دست و پا کرده بود. همه حدسهایی زده بودند ولی کسی فکرش به لیونز نرسید حتی خود استیو جابز!

  • وقتی آقای نویسنده با بزرگان شوخی می کند

یکی از شیرین­کاری های لیونز شوخی­هایش بود. نمی­شود آدم یک روزنوشت داشته باشد و با کسی شوخی نکند. برای همین لیونز شروع کرد اسم گذاشتن روی ملت! برای همین اول رفت سراغ بزرگان نت.

کرمیتموسسین شرکت­های بزرگ ار دست لیونز خواب راحت نداشتند. لیونز به عنوان استیو جابز همین جوری روی آنها اسم می­گذاشت. یکی از بدترین اسمها را برای بیل گیتس موسس مایکروسافت گذاشت. اگر با کرمیت آشنایی ندارید باید بگویم کرمیت یک شخصیت تلوزیونی بود. البته مشکل اینجا بود که کرمیت یک قورباغه است. این یکی دیگر خیلی ضایع بود ولی از آنجایی که در این وبلاگ استیو جابز و بیل گیتس دو دوست صمیمی هستند شک کسی برانگیخته نمی­شد.

اسم حیوانات یکی از اسامی مورد علاقه لینوز بود. مثلا لیونز به استیوبالمر از شرکت مایکروسافت لقب بچه میمون و به اریک اشمیت رئیس گوگل لقب بچه سنجاب داد. به البته شوخی ­ها اینجا تمام نمی­شد. اگر نام زوکربرگ و شرکتش را با هم قاطی کنید نتیجه چیزی نمی­شود بجز فیس­برگ!! تازه هنر آقا هنوز مانده و با قاطی کردن بز ( Goat ) و ماسبرگ یک اسم خوب برای نویسنده مجله وال استریت ژورنال درآورد، Goatberg!!

البته بیشتر از همه پیشوند تارد بود که از کلمه ریتارد به معنی کندکننده گرفته میشود و قابلیت مسخره کردن خوبی دارد. مثلا به مایکروسافت می گفت مایکروتارد! آقای نویسنده است دیگر!

  • آخرین شاهکار آقای نویسنده

برگردیم به اول داستان استیو جابز که برای مراسم کرانچیز حاضر نشد در یک مراسم جالب لیونز برای گرفتن جایزه بر روی سن رفت. جایزه شرکت اپل به استیو جابز تقلبی داده شد. همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد.

البته این داستان ادامه دارد. تا زمانی که بار دیگر شاهکاری از آقای نویسنده ببینیم :)

منبع: اطلاعات شخصی و ویکیپدیا و چند تک مقاله دیگر.

 

مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید

ادامه ...
به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما