شاید هیچ گاه فکر نمی کردم با طلا در المپیک پکن برای خوشحال شوم. شاید دوست داشتم ایران هیچ طلایی نگیرد تا شاید ضعف سیستم ورزشی ایران قابل چشم پوشی نباشد. اما این تفکر من وقتی که تلوزیون را روشن کردیم و طلای این ورزشکار اررزشمند را دیدیم سریعا غلط از آب درآمد. خوشحالی شدیدی که فکر می کنم هیچ چیز دیگر در آن لحظه نمی توانست به من منتقلش کند.
در زیر نگاهی می اندازیم به برشی از زندگی ورزشی هادی ساعی.
بچه های شهرری توی محله های تهران به یک چیز معروف اند. به قهرمان پروری! در این محل تقریبا از همه رشته های مهم ایران یک ورزشکار سرشناس هست. در تکواندو اما بی شک سرشناس ترین همین هادی ساعی بوده است. او متولد سال 55 در شهرری است.
در بازیهای غرب آسیای سال 97 او بالاخره توانست اولین مدال طلای بین المللی خودش را برای ایران به دست بیاورد. هادی ساعی 21 ساله مزد زحمات 15 ساله خودش را اما از دو سال قبلش در رقابتهای ارتش های جهان با مدال نقره گرفته بود.

اما هادی اصلا آدم کم توقعی نبود. همین کم توقعی باعث شد او حالا هفت مدال جهانی داشته باشد. اولین طلای او در ادمونتون کاندا در سال 99 به دست آمد. او با این مدال قدم به المپیک 2000 سیدنی گذاشت. همان المپیکی که رضازاده به عنوان برترین ورزشکار تاریخ المپیک ایران از آنجا خودش را نشان داد.
همه چیز خوب پیش می رفت تا این که ساعی به ناگهان و در کمال ناباوری در نیمه نهایی طعم شکست را در برابر ورزشکار کره ای چشید و به صورت فوق العاده ناراحت کننده، از المپیک با یک مدال برنز وداع کرد.
در سال 2003 ساعی به مدال نقره مسابقات آلمان بسنده کرد. این همان مدالی بود که ساعی به خاطر زلزله بم به حراج گذاشت. ساعی بعد از این حرکت به عنوان یک ورزشکار مردمی شناخته شد و مانند جهان پهلوان، اسطوره ورزش ایران، غلامرضا تختی که در زمان زلزله بی کار ننشسته بود ساعی هم به یاد مردم ماند.

المپیک آتن 2004. همان جایی که در دور اول با ضربه استثنائی ( که مسلما یادتان نرفته است ) از حریف ایتالیایی خود گذشت. کابوس نیمه نهایی اما آغاز شد. رقابت با یک حریف کره ای آماده که تا آخرین ثانیه ها هم ادامه داشت و این بار ساعی بود که به لطف پوئن شکنی به فینال راه یافت. طلای آتن ناگهان چهره واقعی ساعی را نشان داد.
در سال 2005 باز هم ساعی مدال طلا را این بار در رقابت های قهرمانی جهان برگردن آویخت. تا مدال جهانی بعدی یعنی در رقابت های پکن 2007 دو سالی برای ساعی این مدال گرفتن ها با تاخیر همراه بود.
این دو سال فرصت خوبی بود تا ساعی بخت خود را در جبهه اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر بیازماید. نتیجه قابل پیش بینی بود. آنقدر مردم ایران با اطلاعات در انتخابات شرکت می کنند که انتخاب ورزشکاری برای این مقام نه صد در صد اما بسیار محتمل بود. ساعی هنوز هم در این عرصه فعالیت می کند.
سال 2007 پکن اما چیزی بیشتر از یک برنز نصیب ساعی نشد. همین مدال برنز در جایی که مدال نقره به یک ورزشکار افغان بی نام و نشان رسیده بود شد بلای جان ساعی.
مسئولان ورزش ایران که شاید موافق حضور یک ورزشکار سیاسی نبودند به سن بالای ساعی ( 32 سال ) اشاره می کردند و با انواع مسابقات راه او را برای ورود به المپیک 2008 پکن سخت می کردند. مشکل اما اینجا بود که ساعی تمام حریفان را در تمام مسابقات شکست داد تا ثابت کند در دسته 80 کیلوگرم هیچ کس را یارای مقابله با او نیست.
المپیک 8 آگوست آغاز شد. روزها یکی بعد از دیگری می گذشت و ایران در جدول مدالها در قسمت نماینده طلاها فقط و فقط یک خط تیره می دید. المپیک پکن به کابوسی برای ورزش ایران بدل شده بود. روزها گذشت تا رسید به امروز. 22 آگوست

دانشکده علوم و فناوری. آوردگاه
از ساعت 11 صبح به وقت پکن رقابت های دسته 80 کیلو استارت خورد. هادی برای شروع کار سختی نداشت و موفق شد حریف نپالی را با نتیجه 7 بر صفر در هم بکوبد. در دور بعد هم حریف چینی در مقابل او شکست را پذیرا شد. اینجا همان جایی بود که لوپز برنده مدال طلای 2000 سیدنی ( در وزن ساعی ) و 2004 آتن ( در همین دسته 80 کیلوگرم ) در مقابل سرمینتو ایتالیایی
شکست خورد.
می توانستیم پیش بینی کنیم که سرمینتو برای رسیدن به فینال کار سختی در پیش نداشت. جایی که قهرمان ما بعد از شکست دادن حریف آذری خودش به فینال رسیده بود.
رقابت در بیست و سی دقیقه به وقت پکن آغاز شد. نتیجه اما چیزی بود که ما می خواستیم. بعد از این که ما نفس ها را به خاطر تساوی 4-4 در راند دوم در سینه حبس کرده بودیم هادی ساعی شش بر چهار پیروز میدان شد و ایران را به اولین مدال طلای المپیک 2008 پکن رساند.
ساعی با این طلا توانست با دو مدال طلا و یک برنز از رضازاده با دو طلا پیشی بگیرد و به عنوان برترین ورزشکار تاریخ المپیک ایران شناخته شود. این افتخاردر کنار عنوان برترین تکواندوکار تاریخ جهان ( از نظر سازمان آمار فدراسیون جهانی ) افتخاری است که به ساعی این اجازه را می دهد.
این اجازه که اشباع شود و دیگر به افتخارآفرینی فکر نکند. کاری که قهرمانان ما خوب می دانند. باید منتظر ماند و دید. دید که ساعی چه برای آینده تکواندو ایران انجام می دهد.

اما اگر بخواهیم از نسیه بگذریم نقدا می گوییم
هادی عزیز. مدال طلا بر تو و مردم ایران مبارک
پی نوشت: امیدوارم فردا زهرا کریمی عزیز، بتواند به فینال رقابت های ووشو راه پیدا کند. هر چند مدال برنز او هم اکنون قطعی است اما در هر حال ما دلمان طلا می خواهد :)
با تشکر از ویکیپدیا
+ برای تبدیل شدن به پرافتخارترین المپیکی تاریخ چه باید بخورید
12, 6, 1387
20 دیدگاه