تولد

تولدی برای پیرمردها نیست

دوشنبه, تیر 1م, 1388 | daily, نوشته های خارج از صفر و یک | 27 نظر

صفر/
این نوشته قرار بود روز تولد شروین فتحی یعنی یک تیر نوشته شود. اما عمدا این قدر عقب انداخته شده است که بخورد به امشب. شب آرزوها :)‌ این فرصت خوبی خواهد بود برای این که تمام تک‌تک آرزوهای خوبی که برای شما دارم را امشب به زبان بیاورم. خدا جان آماده باش :) این شاید بهانه‌ای باشد برای چند لحظه دور هم بودن دوستانش. نمی‌دانید چقدر برای او مهم است که دوستانش را یک بار دیگر اینجا ببیند. شاد و سرزنده


یک/
خوب. وقتی تصمیم می‌گیرید به مناسب تولدتان در یک تیر چند هزار سال قبل از میلاد یک زندگی نامه به زبان طنز بنویسید ولی حس طنزتان می‌تواند گریه حضار را دربیاورد چه کار می‌کنید؟ آقای فتحی در این موقعیت قرار گرفت و بسیار با خود اندیشید که چگونه این مهم را به سرانجام برساند.

او هر چه تلاش کرد چیز بامزه‌ای نتوانست بنویسید که نتوانست. این کاره نبود آقا جان. این کارها استعداد می‌خواهد که او استعداد این کارها را ندارد. بماند البته که استعداد کارهای دیگر را هم ندارد :)

*وسط‌نوشت: اگر شما یک چنین زندگی‌نامه طنزی بنویسید از آن استقبال می‌شود!

دو/
فتحی آدم محبوبی نیست. این را خودش هم خوب می‌داند. مگر آدم قحط است کسی او را دوست داشته باشد؟ :)) برای همین وقتی کسی از روی محبت به او هدیه می‌دهد او زبانش از خوشحالی بند می‌آید. دیگر همه می‌دانند چقدر او اهل هدیه دادن است و چقدر از هدیه گرفتن خوشحال می‌شود.

حالا حساب کنید یک سری از عزیزترین کسانش ( شاید بدون اغراق عزیزترین کسانش ) یک هدیه به او بدهند دسته جمعی. خوب اگر کمی معرفت داشته باشید باید یک آب قندی چیزی دستش بدهید تا بچه‌ام پس نیافتاده است!

یک وبلاگ که فقط دوستانش می‌‌دانند به مناسبت تولد او ساخته شده است و فقط عزیزترین‌هایش آنجا نوشته‌اند و فقط عزیزترین‌هایش آنجا کامنت گذاشته‌اند مسلما یک هدیه رویایی برای فتحی است. برای همین است درباره آنجا با کسی حرف نمی‌زند. مثل یک راز که البته به دوستان عزیزش فقط، درباره آنجا خواهد گفت. آن جای مقدس.

سه/
شما چه انتظاری از فتحی دارید؟ واقعا چه انتظاری دارید؟ فکر کردید او چقدر توانایی دارد تا از کسانی که او را با تبریکهایشان خوشحال کرده‌اند تشکر کند؟ از او کار غیرممکن می‌خواهید؟ به سر شما قسم هر کاری کند نمی‌تواند جبران کند. ولی من به نیابت از فتحی از همه کسانی که ایمیلی، توییتری، فرندفیدی، فیسبوکی یا از راه‌های ارتباطی دیگر مانند
SMS برای تبریک استفاده کردند تشکر می‌کنم و قول می‌دهم فتحی به زودی برای دست‌بوسی خدمت تک‌تک شما عزیزان خواهد رسید.

چهار/
این عکس را ببینید.

این قدیمی‌ترین چیزی است که متعلق به فتحی است. همیشه که پایش اندازه کشتی نبوده است. یک زمانی این را به پایش می‌کرده است. از همان‌ زمان‌ها همیشه در رویایش وجود یک سری دوست خوب بود. حالا آن دوستان را دارد. حالا همیشه چیزی دارد که از خدا بخواهد. سلامتی دوستانش را. سالم بمان و مثل امروز، مهربان، ای دوست‌داشتنی‌ترین دوست

پنج/
دقت کردید من چقدر حرف می‌زنم؟ اگر دقت کردید یعنی این که باید خلاصه کنم. انشالله سعی‌ام را می‌کنم تا یک تیر سال دیگر کمتر اذیتتون کنم. مرسی. سلامت باشید.

پست تولدم در سال 1387

Tags:

وبلاگستان در هشتمین سال، آینده، سرنوشت؟

یکشنبه, شهریور 17م, 1387 | daily | 18 نظر

سلمان جریری دیشب ( 16 شهریور ) پستی نوشت با عنوان « شروع هشتمین سال » و این گونه هم وبلاگستان فارسی وارد هشتمین سال شد و هم وبلاگ سلمان.

ما هم همان دیشب پستی نوشتیم تحت عنوان « هدیه ای به مناسبت روز تولد وبلاگستان فارسی، دست نوشته های وبلاگنویسان محبوب با چشم بسته!! » که دست خط چند تا از مشاهیر و بزرگان وبلاگستان را، آن هم با چشم بسته! جمع آوری کرده بود.

سوال اما این است. چه کسی می تواند یک سال بعد را پیش بینی کند؟ واقعا به کجا می خواهیم برسیم و چه اهداف بزرگی را می توانیم دنبال کنیم؟ شما فکر می کنید وبلاگ « یک فتحی » سال بعد به چه صورت خواهد بود؟ یک سال بعد هم ما هستیم؟ از الان باید فکرش را بکنیم.

پی نوشت: از دوستانی که در مطلب « لباس نو یک فتحی و تشکری بابت قالب جدید » لطف کردند و ایرادات قالب را فرمودند بسیار ممنونم.

Tags: , ,

مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

بوسیله سیستم مطمئن فیدبرنر

جستجو بفرمائید :)