امسال هم سال موش است و یک چرخه 12 ساله دیگر از طالع بینی چینی. یک زمانی یک دوستی داشتم به نام فرشته ( که اتفاقا بچه خیابان فرشته هم بود! ) که البته هنوزم با هم دوستیم ولی به یک دلایلی کمتر دیگر می بینمش و از همین جا بهش عید رو تبریک می گویم. این فرشته عزیزم واقعا یک استادی در نجوم و طالع بینی بود. باید اعتراف کنم روی دستش این کاره ندیده ام. اگر آن بود حتما بهش می گفتم یک مطلب درست و حسابی برای این موضوع بنویسد ولی چه کنیم که مجبوریم خودمان اطلاعات بدهیم. ما هم که اطلاعاتمان محدود! پس خواهشا خودتان در کامنت ها اطلاعات بیشتری در این باره را اضافه کنید تا به متن اصلی اضافه شود.
توی طالع بینی های غربی بر اساس خورشید کار می کنند اما توی طالع بینی چینی اساس ، بر حسب کار ماه است. هر ماه یک ویژگی خاص دارد که با ماه قبلی و بعدی خودش فرق دارد. اما همه ماههای یک سال با هم دیگر یک سری اشتراکات دارند که این اشتراکات با ماههای سالهای دیگر فرق دارد.
این یک چرخه 12 ساله را درست می کند که باعث می شود هیچ کدام از افراد این 12 سال با هم صنمی! نداشته باشند اما با افراد 12 سال بعد یک سری شباهت های داشته باشند. این سالهای 12 گانه هر کدامشان با یک حیوانی شناخته می شوند.
نمونه بارز هم همین امسال که با نام سال موش شناخته می شود. یعنی هر کی در سال 87 به دنیا بیاید متولد سال موش است. کلا سال 1900 سال موش بود و بر حسب آن سالهای بعدی همه به ترتیب سالهای گاو، ببر، گربه، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک هستند.
در مورد اینکه چرا این حیوانات یک افسانه قدیمی هست که می گوید:
روزی بودا هنگام حلول سال نو، تمام حیوانات دنیا را فرا خواند و نوید داد که در صورت فرمانبرداری، به آنان پاداش خواهد داد. اما تنها دوازده حیوان به دعوت او پاسخ گفتند. بودا نیز به پاس این ادب، مقرر کرد که هر یک از آنان سالی را به نام و زیر نفوذ خود داشته باشد که این دوازده سال به بزرگداشت همان دوازده حیوان نام گذاری شد و ماندگاری یافت
البته یک چیزی را هم بگویم. اعتقاد به این سالها خیلی در بعضی جاها درست و حسابی است. مثلا سال 1906 سال اسب بود. بر طبق اعتقادات هر 60 سال یکبار این اسب عزیز به دلایل نام معلومی آتش می گیرد و آن سال می شود سال اسب آتشین! در این سال شما شاهد انواع بدبختی خواهید بود و دیگر خودتان می توانید حدس بزنید که بچه هایی که در این سال به دنیا می آیند چقدر بدشگون تلقی می شوند. برای همین در سال 1966 زنان زیادی فرزاندان خودشان را سقط کردند تا به نحوست این سال گرفتار نشوند!
سال 87 سال موشها
در ادامه چند تا از مطالبی که درباره موشها می خواستم اشاره کنم را می آورم.
راستش خواستم کمی درباره احساسات متولدین موش بنویسم ولی ترجیح دادم از یک جایی کلا نقل قول کنم. این جوری غلط یا درستش پای من نیست! اما از شوخی گذشته هیچ جایی را پیدا نکردم که کاملا مطمئن باشد برای همین این را نقل کردم. شما منبع کاملتری سراغ ندارید؟
موش با ویژگی های جذابیّت و خشونت زاده شده است و در نگاه اول، شوخ طبع و متعادل به نظر می رسد؛ اما فریب او را نخورید؛ چون خشونت و نا آرامی در پس این چهره خونسرد پنهان است. اگر مدتی با او همنشین یا همسفر شوید، به پریشان حالی، عصبانیت و تند خویی او پی خواهید برد.
موش همیشه آشفته، ناراضی و گاهی عصبی است و همواره بنا را بر گله و شکایت می گذارد.
موش فعالیت گروهی را دوست دارد، اهل معاشرت و اجتماعی است؛ اما چون اغلب اطرافیانش اهل هیاهو و یاوه گویی هستند، دوستان کمی دارد. او موجودی تودار است، عادت به خودخوری دارد؛ لذا به کسی اعتماد نمی کند.
افزون بر این ها،موش نیک بخت و فرصت طلب است و همواره از همه چیز و همه کس به نفع خود استفاده می کند. او پدر و مادر، دوستان و نزدیکان،دارای خود و دیگران و حتی جذابیت فوق العاده اش را برای رسیدن به اهداف خود وسیله قرار میدهد.
موش نمی تواند میل به قمار بازی و پرخوری را در خود مهار کند؛ ولی البته وجود این حالات را انکار می کند. هر چند سرزنده به نظر می رسد؛ ولی در این ترس به سر می برد که روزهای پیری اش را چگونه باید بگذراند. با وجود این که همیشه در زمان حال زندگی می کند، برای دوران کهنسالی خود خیال هایی دارد.
خانم موش ها نیز معمولا به ذخیره سازی بیش از حدّ مواد غذایی می پردازند؛ هر چند به دلیل پرخوری،تمام آنها را خیلی زود مصرف می کنند. همیشه می توان آنها را در تقّلا برای خرید کالاهای تجملی و غیر ضروری به امید سود بردن، دید.
موش اغلب خیالباف و گاه خلاق است. او در عیب جویی سر آمد همه است و دیگران دوست دارند به نصایحش گوش فرا دهند اما با زیاده روی او، از این میل و رغبت کاسته می شود. حتی بعضی موش ها چنان فریفته این اشتیاق شنوندگان می شوند که در نهایت همه چیز را نابود می کنند.
موش گاهی بی چشم و رو و پست؛ولی در عین حال راستگوست. او هر کاری را تا پایان دنبال می کند؛ حتی اگر بداند که شکست خواهد خورد و پایانی تلخ در انتظار اوست. اگر بتواند بر احساس نارضایتی همیشگی و علاقه بیش از حد خود به ابن الوقت بودن غلبه کند، موفق خواهد بود.
موش صرف نظر از این که به چه کاری بپردازد – ترجیح می دهد به جای تکیه بر فعالیت جسمانی با فکر و زیرکی خود امرار معاش کند. او دوست دارد از حاصل زحمات دیگران استفاده کند، نه دسترنج خود؛ بی درنگ خرج می کند و اگر به کسی پول قرض بدهد، بدش نمی آید سود آن را بگیرد.
چهره منفی و شیطانی موش به صورت یک شیّاد، مفت خور، نزول خوار و شاید هم صاحب بنگاه کار گشایی تصویر می شود. تن پروری و علاقه به زندگی راحت و بی دردسر برای بعضی موش ها مایه پشت گرمی است، شاید به همین دلیل، آنان در تجارت و سیاست موفق هستند! در عین حال، موش توانایی آن را دارد که یک رشته هنری را با موفقیت پیگیری کند. او بیشتر می کوشد تا اندیشه اش را به کار گیرد تا این که به کارهای بدنی بپردازد.
با این که موش موجودی سود جوست ؛ ولی به وقتش بسیار احساساتی میشود . اگر عاشق کسی باشد- حتی اگر این عشق دو جانبه نباشد- دین ودنیا را به نگاهی می بازد و به راحتی عنان اختیار خود را به دست دل می سپارد وچه بسا کارش به قمار، باده نوشی ،کفر، دنیا پرستی و عاشق پیشگی بکشد.
از نظر روابط عاطفی و احساسی، بهتر است موش با کسی که در سال اژدها به دنیا آمده رابطه برقرار کند؛ در این صورت قدرت و آرامش اژدها با زیرکی موش به خوبی سازگار می شود. گاو نیز می تواند برای موش یار خوبی باشد. او در کنار گاو احساس امنیت می کند و اطمینان خاطر کافی را به دست می آورد.
میمون موش را افسون می کند؛ حتی اگر موش آمادگی و توان پذیرش این حالت را نداشته باشد. آقای موش با ناامیدی و دیوانه وار عاشق خانم میمون می شود. خانم میمون نیز از شیفتگی و آشفتگی موش لذت می برد.
موش حتماً باید از اسب حذر کند؛ زیرا اسب استقلال طلب و کله شق است و نمی تواند روحیه سود جویانه موش را تحمل کند. خدا آن روز را نیاورد که آقای موش با خانم اسب آتش ازدواج کند! جای شکرش باقی است نماد اسب آتشین هر شصت سال یک بار تکرار می شود ( سال های 1258 و 1345 ) و همین امر، امکان بروز خطر را کاهش می دهد. موش باید از گربه نیز دوری کند. دلیل آن هم واضح است.
موش دوران کودکی شاد و راحتی دارد؛ ولی در جوانی، به رغم آسودگی نسبی، ممکن است زندگی پر ماجرا و پر دردسری داشته باشد و حتی دچار ضرر و زیان مالی و شکست در عشق شود؛ اما در دوران سالخوردگی زندگی راحت و آرامی مطابق با آرزویش خواهد داشت.
فصل تولد نیز در چند و چون سرنوشت موش تاثیر بسزایی دارد. موش متولد تابستان خوش اقبال تر است؛ زیرا در تابستان انبارها پر از آذوقه اند؛ اما موش متولد زمستان باید برای یافتن غذا، تا آخر عمر تقلا کند و خطرات احتمالی این کار را نیز به جان بخرد که زندگی انسانی به صورت زندانی شدن یا مرگ ناگهانی نمود پیدا می کند.
نقل از مجله ایران آکتور
اگر بخواهیم یک جستجوی کوتاه درباره موش بکنیم با رفتن با صفحه موش در ویکیپیدیا واقعا شوکه خواهید شد. در این صفحه آمده است:
موش پستانداریست کوچک از راستهٔ جوندگان که مواد غذایی خود را به وسیلهٔ حرکات رفت و برگشتی با جلو آروارهٔ تحتانی خرد میکند.چون دندانهای این حیوان مثل سایر جوندگان رشد دایمی دارد ،برای جلوگیری از رشد بیش از حد،مجبور است که دایما دندانهای خود را با جویدن چیزهای نسبتاً سخت ،از قبیل دانهها و حبوبات) بفرساید و اگر موفق به پیدا کردن دانههای سخت نگردد به جویدن فرشها، لباسها،کتابها و هرچه که در دسترس خود بیابد مشغول میشود.
همین. بیشتر از این نگردید که در این صفحه اطلاعات بیشتری پیدا نمی کنید. متاسفانه این صفحه بسیار ناقص است و اصلا بهش نمی توان امید داشت. خواهشا به خاطر این سال موش هم که شده یک ذره این صفحه را غنی تر کنید. اگر هم دیدید کار با ویکیپدیا سختتون است به یکی که برای راحت تر است ( اگر پیدا نکردید به خودم بگویید ) تا متن شما را به این متن اضافه کنم. خدا وکیلی خیلی زشت است که ما درباره یک حیوان فقط همین قدر اطلاعات در ویکیپدیای خودمان داشته باشیم. اصلا چطور است همین امروز این کار را بکنیم. مسملما شما هم اطلاعاتی علاوه بر این دارید. ندارید؟ { باور کنید خودم هم این نوشته های خودم را می خوانم. برای همین وقتی اینجا برای نوشتن یک مطلب در ویکیپدیا درخواست می کنم خودم هم عمل می کنم. حالا یک ذره اطلاعاتم کم است جامعه فارسی زبانان ببخشایند! }
امسال اگر سال موش است در عوض سال پیش یک انیمیشن خیلی خوب درخشید. راتاتویی با بازی یک موش ناقلا خوب گیشه ها را در نوردید و در آخر سال هم موفق شد اسکار را هم مال خودش بکند. راتاتویی داستان موشی به نام رمی است که ناگهان تصمیم می گیرد که اشپزی کند و در این راه کم کم پایش به یک رستوران بزرگ باز می شود و در این رستوران آشپزی می کند. رمی در این راه هزار و یک مصیبت می کشد تا بتواند به هدفش برسد و در این راه اتفاقات بامزه ما را در پای اینی انیمیشن میخکوب خواهد کرد! فقط برای اطلاع عرض کنم که این فیلم توانست یک فروش 620 میلیون دلاری را تجربه کند. اگر شد یک مطلب مفصل هم در این باره خواهم نوشت. فعلا توصیه می کنم اگر این فیلم را ندیدید از سی دی فروش های انقلاب یک نسخه دوبله با کیفیت HD-DVD تهیه کنید و در کنار افراد فامیل ببینید که سرتان بی کلاه نماند!
یک ذره بد ندیدم درباره موشهایی که در تلوزیون و سینما ظاهر شدند صحبت کنیم. رمی را که در راتاتویی گفتیم.
از سال 1940 تا حالا نام موش در تلوزیون با نام جری مترادف شده است. جری اصلا کاراکتر ناشناخته ای نیست و شرح بلاهایی که بر سر گربه ای به نام تام می آورد اصلا چیز جدیدی نیست. از وقتی که جری برای اولین بار در 68 سال پیش در کارتونی به نام Puss Gets the Boot ظاهر شد همه او را به عنوان نماد موشها برگزیدند.
اما قدیمیترین موش عالم هنر جری نیست. از سال 1928 میکی موس بود که پای این حیوانات را به عالم هنر باز کرد. میکی موس به عنوان نماد شرکت دیزنی نام والت دیزنی را در همه جهان طنین انداز کرد ( کمی اطلاعات دراین صفحه درباره والت دیزنی داده شده است. پیشنهاد می کنم )
اما مسلما اگر من بخواهم یک موش را انتخاب کنم بین رمی و جری و میکی موس مسلما گونزالز تیزپا را انتخاب می کنم ( من از بچگی همین قدر بد انتخاب می کردم! )
گونزالز تیز پا که مسلما توی این جمع ناشناخته ترین هم هست سریعترین موش در کل مکزیکو است که باید با سرعت بی نهایت زیادش حال سیلوستر را بگیرد. البته این سیلوستر انقادر بدبخت است که حد ندارد. این همانی است که یک زمانی نتوانست توییتی را بخورد و حالا آمده که حال گونزالز را بگیرد اما نمی داند که گونزالز شوخی بردار نیست. گونزالز حتی برای خودش یک سایت درست و حسابی هم دارد و شما می توانید در آدرس http://www.speedygonzales.info اطلاعات کاملی درباره این موش بی نهایت سریع به دست بیاورید.
زیاد نمی خواهم این بحث را باز کنم اما باید از استوارت الیتل هم نام ببریم. استوارت تا حالا 3 تا فیلم داده بیرون که می توانید به راحتی توی هر کلوپی پیدا کنید. دیگر دیدن تصاویر ماشین سواری یک موش سفید بامزه در دنیا آدم ها چیزی نیست که بتوانید از دستش بدهید. امیدواریم در سال موش ( 2008 ) چهارمین سری از این موش هم آماده بشود. شما امیدوار نیستید؟
خدا را شکر انقدر موشها زیاد هستند که اگر بخواهم زیاد ادامه بدهم باید یک مطلب مجزا را با این مسئله اختصاص بدهم پس صحبت درباره دیگر موشهای هنرمند تا بعد!
در دنیای ادبیات همواره نام موش با داستان گربه و موش گره خورده است. برای خواندن این داستان که شاید نخوانده باشید می توانید از کتابخانه آزاد فارسی استفاده کنید. این داستان به شدت شب عیدی توصیه میگردد!
همه ما مسلما از فواید موشهای آزمایشگاهی برای دران بیماری ها آگاه هستیم. باید قبول کنیم از شروع سال 2008 میلادی ( سال 2008 هم بالاخره سال موش است دیگر! ) تا به امروز که حدود 3 ماه می گذرد پیشرفت های عجیبی با این موشها صورت گرفته است. شاید بتوان موثرترین آنها را درمان بیماری دیابت در یک موش دانست که واقعا امید زیادی در دل انسانها زنده کرد ( See )
از موشها متشکریم. امیدواریم همین قدر برای ما مفید بمانند!
خدا وکیلی خیلی درباره موشها حرف زدیم. یکی از این مطالب هم به دیگری هیچ ربطی نداشت. با توجه به این که یک مطلب دیگر هم برای موشها دارم دیگر سخن را همین جا تمام می کنم. امیدوارم سال موشی خوبی داشته باشید!
پیشنهاد می کنیم دیگر مطالب ما را در جشن نوروزانه مطالعه بفرمائید:
سال 1387 مبارک ، سال تحویل وبلاگستان شد | نوروز 87 با جشن نوروزانه 87 مبارک باد | لوگوی نوروزی گوگل
مطالب ما را از طریق فیدریدر دنبال کنید. اگر نمی دانید فید چیست بر روی همین جمله کلیک کنید
15, 1, 1388
1 دیدگاه