رسانه

داستان شنیدنی فارس و جشن شب یلدای پرشین‌بلاگ!!

سه شنبه, دی 3م, 1387 | فرهنگ دیجیتال, متفرقه های وب | 5 نظر

فارس به نقل از یک وبلاگ ناشناخته می‌نویسد:‌

پرشین بلاگ در زمانی که وبلاگستان فارسی برای مظلومیت غزه در تلاطم است، در راستای ادامه برنامه‌ هفتگی خود جشن یلدا می‌گیرد.

راستش جسارتا گیر دادن به جشن شب یلدای پرشین بلاگ برای من که یکی از مهمانان آن جشن بودم بسیار گران آمد.

http://www.persianweblog.ir/images/gallery/yalda-87/15.jpg

در زمانی که رسانه ملی و دولت، خود باید برای پاسداشت از آیین‌های باستانی و خاطره انگیز ما تلاش کند اعتراض به مراسمی که «کوچک بهانه»‌ای برای شادی است واقعا تاسف برانگیز است.

در آیین‌های ملی ایرانیان مراسمی غم‌آلود هیچ‌گاه جایی نداشته است و خداوند نیز انسان را موجودی شادی‌پسند آفریده است.

فارس چنان می‌نویسد انگار پرشین‌بلاگ کاری برخلاف شان عمومی وبلاگستان فارسی انجام داده است که ابدا این طور نیست که اگر بود با استقبال بسیار خوب وبلاگنویسان روبرو نمی‌شد و حتی دوستان وبلاگنویس از شهرستان‌ها هم برای جشن تشریف آورده‌ نمی‌آوردند.

از فارس می‌پرسم آیا با برگزار نشدن این جشن مشکلات مردم غزه مثلا تمام می‌شد؟

متاسفانه فارس بسیار ناپسند با این مسئله برخورد می‌کند و اخلاق رسانه‌ای را به شدت زیر پا می‌گذارد که نشان دادن پرشین‌بلاگ در مقابل وبلاگستان فارسی یکی از آنهاست که صحبتش شد.

متاسفانه فارس آنقدر اخلاق رسانه‌ای ندارد که یک عکس بسیار دلخراش از یک کودک مظلوم غزه‌ای را مورد استفاده ابزاری خود قرار داده و آن‌را در کنار لوگوی پرشین‌بلاگ قرار می‌دهد. گویی مسئولان پرشین بلاگ خود دست به جنایت بر علیه آن کودک زده‌اند!! این در حالی است که هر احدالناسی می‌داند که یک عکس دلخراش را باید پوشیده ارائه کرد که باعث آزرده شدن مخاطب و برانگیختن احساسات او نشود اما انگار فارس با انتخاب این عکس عمدا قصد پاره نمودن دل و جگر مخاطب را دارد! 

فارسی نقل قول از وبلاگی‌ می‌کند که از یک اسم شناخته شده بهره نمی‌برد ( منتظر آقا! ) و حداقل برای من شناخته شده نیست و نیاز به لینک به منبع در آن احساس می‌شد. بماند که فارس که یک خبرگزاری رسمی است چرا باید به یک وبلاگ به عنوان کل وبلاگستان استناد کند. این‌که خبرنگار فارس که در خبر ذکرش رفته است چه کار می‌کرده بر من پوشیده است!

من از مشکلات فی‌ما‌بین فارس و پرشین بلاگ باخبر نیستم اما وقتی فارس می‌نویسد:

شنبه شب همزمان با شب یلدا طی مراسمی مهدی بوترابی پس از پنج سال حفظ سمت “مدیریت پرشین بلاگ” از این جایگاه خداحافظی کرد.

حس خوبی پیدا نمی‌کنم. یعنی چه حفظ سمت؟!!! حفظ سمت در این حالت به وضوح بار منفی شدیدی دارد و گویی آقای بوترابی چقدر دیکتاتورمآبانه دیگران مدیران پرشین بلاگ را سرکوب می‌کرده است تا فکر مدیریت را از سر بیرون کنند :)

http://www.persianweblog.ir/images/gallery/yalda-87/26.jpg

این در حالی است که این حقیر تا به حال از سه تن از دوستان در مدیریت پرشین بلاگ یعنی خانم اقلیما پولادزاده و آقایان پارسا فاتحی و حسین شرفی جز خوبی آقای بوترابی نشنیده‌ام.

به نظرم این‌گونه سیاه نمایی برای مجموعه‌ای که اقدام به برگزاری یک جشن آیینی – فرهنگی می‌کند شایسته نیست.

عاجزانه از مسئولان فارس درخواست می‌کنم به جای این‌گونه نیش و کنایه زدن‌ها که از یک خبرگزاری بعید است سعی در ارائه درست اخبار داشته باشد و حداقل اشتباهات فاحشی چون اشاره نکردن به تقدیر از وبلاگنویسان آی‌تی را نداشته باشند.

پی‌نوشت: چقدر شبیه‌ یکی از دوستان شده‌ام اما بالاخره انتقاد می‌کنم از پرشین بلاگ باید به جایی که حق دارند دفاع هم بکنم :) به زودی یک گزارش‌واره هم از اتفاقات جشن تقدیم شما می‌کنم :)

از این دست ببینید: سوتی وحشتناک یک دروغ سیزده. دزدی یک دروغ سیزده!

Tags: , , , , ,

آیا مقبولیت روزنامه ها در برابر وبلاگها کم شده است؟

یکشنبه, اردیبهشت 22م, 1387 | فرهنگ دیجیتال, متفرقه های وب, معرفی سرویس, وب2, وبلاگ نویسی, گوگل و یاهو | 11 نظر

به احتمال بسیار زیاد با گوگل ترندز آشنا هستید. Google Trends در حقیقت خیلی دیر رشد می کند اما به خاطر یک قابلیت همه صنعت آمارگیری وب را متحول کرده است. چیزی که گوگل ترندز در آن یکه تاز است مقایسه است. گوگل ترندز برای هر چیزی می تواند مقایسه کند. حتی مثلا شما اگر آمریکایی باشید می توانید بفهمید پوشک بچه ای که در آمریکا بیشتر مصرف می شود کدام است؟ گوگل این کار را با بهره برداری از ساختارهای جستجوی خود و مقایسه نتایج جستجو به علاوه مقدار دیگر از فاکتورهای موجود در دیتابیس های گوگل انجام می دهد.

اما چیزی که می خواهیم به آن بپردازیم مسئله دیگری است. امروز مقاله ای خواندم که به بررسی میزان مقبولیت (Popularity) وبلاگها، روزنامه ها و مجلات در گوگل پرداخته بود. برای اینکار از همین ابزار Google Trends استفاده شده بود. نتیجه جالب بود. به نمودار زیر که از اینجا برداشت شده است نگاه کنید. 

در این نمودار قرمز وبلاگها، آبی روزنامه ها، زرد مجلات هستند.

 

متوجه می شوید که در این آزمایش روزنامه ها و مجلات کم کم مقبولیت خود را در مقابل وبلاگها از دست دادند و این وبلاگها بودند که در زمینه «جذب» موفق بودند. نمودار زیر این نکته را بهتر مشخص می کند. نمودار پایین از 30 روز اخیر تهیه شده است که بهتر برتری وبلاگها را نشان می دهد.

 

 

بد ندیدم همین بررسی را برای 3 گزینه مجلات، روزنامه ها، و وبلاگها انجام دهم. این تحقیق می تواند دید بهتری نسبت به این مقایسه در زبان فارسی به ما بدهد.

 

 

نمودار زیر نیز همین بررسی را در 30 روز اخیر انجام می دهد.

 

بر عکس زبان انگلیسی که وبلاگها با برتری کمی از روزنامه ها پیش افتاده اند و زبانهای فرانسه و اسپانیایی که وبلاگها برتری فاحشی دارند در ایران وبلاگها در رقابت با مجلات بوده اما در مقابله با روزنامه ها حرفی برای گفتن ندارند.

سه نکته در اینباره نظر من را جلب کرد.  روزنامه جام جم با شمارگان میلیونی طبیعی است که مقبولیت بیشتری داشته باشند از وبلاگهایی چند هزاری ویزیتوری! دوم داشتن درآمد منفی برای بلاگرها ( به خاطر هزینه امکانات فنی و بدون جبران مالی ) به بلاگرها امکان حرفه ای شدن را نمی دهد. بلاگری که باید در طول روز فعالیتی را انجام دهد و حداکثر در زمان بسیار کمی می تواند به وبلاگ به عنوان یک رسانه شخصی برسد امکانی برای مقابله با روزنامه های رسمی ندارد.

سوم اینکه به خاطر نبود پشتیبانی دولتی مانند پشتیبانی از طریق رسانه تصویری مردم یا وبلاگ را نمی شناسند یا اعتبار رسانه ای برای آن قائل نیستند. این در حالی است که به رسانه هایی اعتماد می کنند که قبلا درباره افتضاحاتشان صحبت کردیم.

 البته هر سه دلیل بالا به نبود پشتوانه مالی برای بلاگر مربوط تر است. حال سوال این است. در این وانفسا چگونه می توان بدون منابع مالی این فاصله در میان رسانه روزنامه و وبلاگ را از بین برد؟ آیا راهی هست برای نزدیک شدن این دو به هم؟

 

مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید مشترک این وبلاگ شوید تا هیچ چیز را از دست ندهید!

Tags: , , , ,

مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

بوسیله سیستم مطمئن فیدبرنر

جستجو بفرمائید :)