صفارزاده

در سوگ یک طاهره صفارزاده

7, 8, 1387

4 دیدگاه

طاهره صفارزاده

نمی دانم به این افتخار کنم که قرآنی که به انگلیسی و فارسی ترجمه کردی حتی باعث شده رئیس جمهور برزیل ازت تعریف کند، یا افتخار کنم به احساس قشنگی که بعد از خواندن شعر «عاشقانه»ات به من دست داد – هر چند انگار نمی توانستم این همه ذوقت را درست و درمان درک کنم – که گفتی

چه می‌شود کرد
رنگ دیوار به پرده‌ها نمی‌خورد
رنگ قالی به هیچ‌کدام
امروز تولد دوک الینگتون بود
در کاخ سفید هم رادیو می‌گفت جشنی برپاست
شُکر که که کلاه‌سفیدها دوک را نخوردند
شُکر که دوک گذری به آلاباما نکرد
شُکر که اگر تو نیستی، تنهایی هست
شُکر که فصل پاییزه این فصل
دوره‌گرد می‌خواند انار نوبر پاییزهء انار
من هم می‌خواهم به سلامتی دوک گیلاسی بزنم
و بزنم زیر گریه
همه توی این ملک مثل هم‌اند
چه فرق می‌کند
آدم صبح مِی بزند یا شب

اما می خواستم ازت بخواهم برایم خبر بگیری از خدای قرآنت که چند نفر باید عین تو از پیشمون بروند تا ما یک خورده از مرده پرستی دست برداریم و قبل از مردن این 4 تا آدم درست و حسابی که برایمون مانده …

این قصه انگار ادامه دارد. بی خیال طاهره یک گیلاس هم برای من بریز تا یادم برود که توی این ملک همه مثل هم‌اند. نوش!!

ادامه ...
به یک فتحی امتیاز دهید ممنون از حمایت شما