احتمالا با بینگ آشنا هستید. اگر خواننده دائم این وبلاگ باشید پست وقتی مایکروسافت دست به دامن گوگل میشود را خواندهاید.
اما چیزی که موتور جستجوگر بینگ را در بین رقیبان خودش به چشم ما میآورد شاید بیش از همه پسزمینههای استثنائی آن باشد. این پسزمینه ها نه تنها دل ما، بلکه دل کاربران بسیاری را در سرتاسر جهان برده است.

حتی این حجم از طرفداری به حدی رسید که برنامهای به نام بینگ دانلودر ارائه شد که به رایگان تصاویر بینگ را هر روز برای شما دانلود و در کامپیوتر شما ذخیره میکند.
اما مایکروسافت یک امکان فوقالعاده برای کاربرانش تهیه دیده است. فرصتی که به عکاسان اجازه میدهد شانس خود را بیازمایند. شاید هیچ وقت دیگر عکسشان این چنین دیده نشود.

[...]
ادامه ...
بعضی وقتها آدم ها لبه پرتگاه ایستاده اند
و نمیدانند قدم بعدی که برمیدارند
به چه میرساندشان؟
اما ممکن است پریدن از پرتگاه هم آسوده گردد
اگر باشد آن آرامش بخشی که خیالت را راحت کند
از خیری که در پیش است
سلام
پینوشت: اهمیتی دارد که من یک دوربین عکاسی کوچولو خریدم و از این که باید بعضی وقتها، قول میدهم از بعضی وقتها بیشتر نشود، عکسهای گرفته شده توسط این موجود را نیز تحمل فرمائید؟ :)
ادامه ...
من از عکسهای پانوراما لذت میبرم. نمیدانم چی در این عکسهاست که من را این چنین جذب خودش میکند، اما در هر حال این احساس، وجود دارد :)
برای اینکه بیشتر بتوانیم دربارهاش صحبت کنیم یک نمونه از این عکسها را با هم نگاه می کنیم که من را شیفته خودش کرده است!
روی عکس لطفا کلیک بفرمائید تا بزرگ شود.

این عکس را کوچولوی دوست داشتنیمان، آپولوی 12 در 2 ژانویه 2004 گرفته است. این دومین باری بود که بشر بر ماه قدم میگذاشت. شاید برایتان جالب باشد دفعه اول در نوامبر 1969 بود!
بشر خیلی علاقه داشت بعد از آن تجربه ناراحت کننده یک بار دیگر ماهنوری کند. آن سال چارلز کنراد و آلن بین فقط 2 روز توانستند سطح ماه را سیاحت کنند و طبیعی است در آن سال، با آن امکانات، اطلاعات زیادی قابل یافت از سطح ماه نبود!
برای همین آلن بین با ابزارهای خاص گرافیکی عکسها را فرآوری کرد و به هم چسباندشان و شد این تا یادی از آن روزها زنده کرده باشد :)
حتما اطلاع دارید که عکسهای پانوراما به صورت خلاصه از چسباندن یک سری عکس بسیار شبیه به هم ساخته میشود.
تصویری پانوراما از سطح ماه، که با خود حرفهایی از دنیاهای دیگر دارد هیچگاه نمیتواند جای یک لحظه بودن در آن لحظه را بگیرد. حتی اگر خورشید آن عکس به اندازه خورشید خودمان که هر روز میبینیم، خودمانی باشد.
اما در هر حال این عکس مرا بینهایت شیفته خود میکند. شما میدانید چرا؟ :)
پینوشت: به سرم زده است تست کنم ببینم با استفاده از این راهنما و گوگل ارث میتوان عکسهای پانوراما درست کرد؟ { ببینید }
ادامه ...

آرزوی آموختن پیانو هنوز در قلبم است و …
صدای پیانوی دخترک هنوز در گوشم
[...]
ادامه ...

این آسمان زیبا را ببینید؟ من همیشه شیفته طلوع و غروب خورشیدم. اصلا مجذوب آن هستم. آن هم وقتی که عکاسی چنین تحسین برانگیز این غروب فوق العاده را در دل دل خود جای داده است. اما سوال این است؟ آیا شما دوست نداشتید زیر این آسمان حیرتانگیز زندگی کنید؟
اما بگذارید چیزی را در گوشتان بگویم!! اول کمی مقدمه چینی کنم. طولانی البته :)
*
طبیعی است. وقتی شما خودتان آدم خوش سلیقهای نیستید سعی میکنید با دیدن هنر دیگران خود را از درک لحظهها بهره مند سازید. مثلا به لحظهای که یک عکاس با تمام قلب و روحش بر آن دکمه سرنوشت ساز کلیک میکند را در ذهن خود تصویر میکنید. و پیش خود میگویید ای کاش آن انگشتان که زمان را در شگفتانگیزترین حالت ممکن متوقف میکنند انگشتان من بود!
آقای فتحی هم خوب آدم خوش سلیقهای نیست. چه کارش میشود کرد؟ حداقل میتواند عکسهایی را که دلش میخواست خود عکاس آن بود را اینجا بیاورد تا شما هم ببینید.
و دعا کنید که یک روز. یک روز از این روزها … خودش تنبلی را به کناری بگذارد و به دامان دشت و دریا بزند و خود به ثبت لحظهها بپردازد. مسلما آن روز شما هم دیگر مجبور نیستید ایشان را در این وبلاگ تحمل کنید.
اولین سری از این عکسها در آغاز سال نو میلادی تقدیم شما میگردد از این آسمان زیبا.
که مسلما نمیتوانم جز تحسین برانگیز نام دیگری نمیتوانم بر کار عکاس آن آقای دیوید سیلورمن بگذارم وقتیکه چنین آسمان آرامی را از فراز غزه پرآشوب به تصویر کشیده است.
بله! آسمان غزه در 29 دسامبر 2008 اینگونه آرام و زیبا بود. هر چند که شاید دیگر نخواهید در زیر آن به دنبال آرامش آن باشید! شاید هم متوجه شدید سیاهیها به خاطر غروب خورشید نیست. به خاطر دود جنگنده هاست که آسمان را مجروح میسازند!
سال نو مبارک :)
{ بخش جدید عکسهای تحسین برانگیز در این وبلاگ }
ادامه ...
زنگهای تبریک دوستان و آشنایان دلیلی ندارد جز اینکه فردا روز عید سعید فطر است و بالاخره بساطی است برای شادی در این روزها. هر چقدر هم که افسرده باشید هم نمیتوانید در این روز عزیز در شادی دیگر دوستان شریک نشوید و شما هم به شادی نپردازید.
زمانی که با دیدن ماه این چنین شادی بر قلبها افکنده میشود چه اشکالی دارد مجموعه عکس زیر را که تصاویری خارقالعاده از ظرافتهای دنیای عکاسی است در بازی با ماه، تقدیم شما نکنیم :)

یک تابلو، ماه!

پلهپله تا نور

بادکنک




نوربال!

در مشتمان بگیریمش

اسیر دست کابوی تنها

لمس

در آغوش نور

دور کمر ( تقدیم به همه بچههای پوشاکی! )

خرس وسط ( شما به این بازی چه میگفتید؟ )

اسباب بازی معصومیت
*
عید مبارک
ادامه ...
فتحی: داستان، داستان یک نگاه است. نمیشود گفت نیست چون هست آن نگاه زیبایی که اگر ثبت شود خاطرهای میشود فراموش ناشدنی. لحظهای میشود جاودان عین خودت ابدیت. تولدی میشود به بزرگی یک هستی.
دوست عزیزمان، منیره که دستی بر آتش عکاسی هم دارد با سختی زیادی موفق شده است از بچههای عکاس وبلاگستان سراغ بهترین عکسشان را، از نگاه خالق شاهکار بگیرد و آنها را در یک پنجره برای شما هدیه کند.
به جهت این که ایده فوقالعاده بود نتوانستم مقاومت کنم و سعادت را به این وبلاگ آوردم ( رایزنیهای بسیار در این زمینه بیتاثیر نبود! ) و این بار هم این عکسها را از طریق این وبلاگ تقدیم شما میکنیم تا ثابت کنیم که هنوز در وبلاگستان این محبت و هنر است که رهگذر زلالی چشمان ماست.
منیره: نمیدونم چه قدر به عکاسی علاقه دارین و تا به حال چه قدر عکاسی کردین و از چه دوربینی استفاده میکنین. ولی اگر کمی حرفه ای تر بخواین عکاسی کنین کم کم میفهمین بعضی موارد هست که در بعضی عکس ها بیشتر به چشم میاد و اونا رو محبوب تر میکنن.
گاهی عکس سوژه محشری داره
گاهی با دیدنش خاطره قشنگی رو زنده میکنه
گاهی زحمت بیشتری برای نقش بستن آن کشیدین
گاهی از کادر بندیش خوشتون میاد
گاهی معنا و مفهوم والایی داره
گاهی عکسی متفاوت با اون چیزیه که باید باشه
گاهی ….
و هزاران دلیل که باعث میشه عکس برای خود عکاس محبوب باشه ولی شاید سایرین نظری به غیر از این داشته باشند. برام جالب بود که بدونم هر عکاسی خودش چه طوری از عکاسی خودش لذت میبره. این بود که از تعدادی از دوستان پرسیدم که به نظر خودشون بهترین عکسی که تا به حال گرفتن کدومه؟
اینکه یه عکاس بخواد یک عکس (و فقط یک عکس) بین تمامی عکس هایی که گرفته رو به عنوان محبوب ترین عکس انتخاب کنه کار خیلی سخته. به قول بامدادی «مثل اینکه به یه مادر بگی بهترین بچهات رو انتخاب کن» کلی کلنجار رفتم تا خیلی ها قبول کردند فقط یه عکس برام بفرستند، مگرنه تعداد عکس ها خیلی بیشتر از اینا بود.
چون برای قرار دادن عکس ها ترتیبی به ذهنم نرسید، به ترتیب اسامی عکس ها گذاشتم.
توجه: روی عکس ها کلیک کنین تا به لینک اصلی عکس در فتو بلاگ عکاس برسید.
محمد آجر پاره :
بامدادی :

زهرا درگاهی :

فضانورد :

حامد ملک :

آرش کمانگیر :

مهرداد رجبی :

میلاد احرام پوش :

محمد علی طائبی :

محسن حسینیان :

نیما اکبر پور :

زهرا :

رضا رنجبران :

صادق نقاش زاده :

سودابه کریمی :

تنهاترین :

توجه مهم: تمام حقوق برای جمعآوری کننده محفوظ است و این وبلاگ هیچگونه حقی نسبت به این نوشتار ندارد. برای در اختیار گرفتن هرگونه حقوقی به ایشان مراجعه فرمائید.
ادامه ...
دوستان کمی می دانند که چه عکسهایی مرا تحت تاثیر خود قرار می دهد و هنوز هم کسی نبوده که بتواند مقدار علاقه مرا به آن عکسها حدس بزند. عکسهایی که در آنها باران و به صورت دقیقتر «قطره معلق در فضا از دید نزدیک» باشد چنان مرا مجذوب خود می سازد که گویی هر لحظه دوست دارم در آن صحنه بودم و می توانستم آن قطرات را در هوا معلق ببینم
همین است که وقتی مجله اسمشینگ نمونه هایی از این عکسها را منتشر می کند، هر چند دقیقا همان چیزی نیست که من می خواستم، نمی توانم از باز انتشار آنها چشم پوشی کنم. مخصوصا که بسیاری از عکسها به خاطر استفاده از سرویس فلیکر برای کاربران داخل ایران در دسترس نباشد.
عنوان هایی که در زیر عکس ها می بینید اولین عنوانی است که در زمان دیدن هر عکس به ذهنم رسید. شما چه عنوانهایی را توصیه می کنید؟

راه من

چتر

آب بر آب

نوری بر آب

زمین و زمان زرین

لنگرگاه معصومیت

پیاده رو

دروازه ای به بهشت

عشق بازی های یک عکاس

و این آخری را که باعث نوشتن این نوشتار شد
«آسمان قرمز من» نام نهادم
به یاد آن بامدادهایی که هر روز زمانی از خانه بیرون می رفتم که آسمان این گونه قرمز بود
و من که نوجوانی بیش نبودم مدتها بر این سرخی خیره می شدم
و شما چه دانید که چه شکوهی داشت
طبیعتا شما با کمی فکر نام های بهتری از این تیترهای «آنی به ذهن رسیده» می یابید. عنوان کنید :)
+ 10 عکس از بهترین عکسهای مسابقه عکاسی سونی
+ عکسهای تیتارنکو از شهر اشباح
+ عکسهایی که بعد از مرگ گرفته شد
ادامه ...
به نظر می رسد شرکت دوربین سازی Olympus هم گویی مانند ما به مقوله تبلیغات علاقه مند شده است و شیوه تبلیغاتی خود را کمی زیباتر ساخته است. نمونه آن هم تبلیغ زیر است. تبلیغات از این کمپانی زیاد دارم اما بعضی را خودم هم سر درنیاوردم :)

سیستم لرزه گیر دست دوربین های آنقدر عالی کار می کند که شما فکر می کنید شاید دستانتان را با پیچ و مهره به دیوار چسبانده ایم که عکسهای این چنین بدون لرزش انداخته شده است.
پیشنهاد می کنم حتما ببینید:
+ عکسهای تیتارنکو از شهر اشباح
+ 10 عکس از بهترین عکسهای گرفته شده در مسابقه عکاسی سونی
+ عکسهایی که بعد از مرگ گرفته شد!
ادامه ...
24, 4, 1388
11 دیدگاه