فری

نگاهی به پادکست طنزی درباره یک فتحی و اشاره ای مهم

سه شنبه, مرداد 22م, 1387 | daily, سرگرمی, وبلاگ نویسی | 20 نظر

آق فری و شرکای محترمشان یک عدد پادکست منتشر فرموده می باشند. از آنجایی که به شدت اینها در دریایی از مشکلات سلیقه ای غوطه می خورند و یا شاید هم آدم قحط بوده که گیر آدم بی خودی عین من افتادند پادکست این شماره آنها مصاحبه ای اختصاصی و حتما منتشر نشده است از این حقیر!

 

نام این پادکست وبلاگنویس نامبر وان است که احتمالا منظور این دوستان نمره من در وبلاگنویسی است زیرا در حضور این همه استاد نمره من یک و اگر هم واقع بینانه نگاه کنیم صفر است.

 

اگر می خواهید صدای این حقیر را بشنوید باید به مطلب «  پادکست ۵ آق فری و شرکا: وبلاگ‌نویس نامبر وان » بروید یا از این آدرس دانلود کنید. این فایل دانلود که گذاشته شده فایل کم حجم است و دانلودش از فایل حجیم تر راحت تر است ( عجب! )

 فقط ای کاش از صدای نخراشیده، کلفت تر و زشت تری استفاده می شد که به صدای من شبیه تر باشد. این صدا خیلی خوشگلتر بود و تازه «شین»ش هم نمی زد و به نظر من حرام شد. البته این اشکالی محسوب نمی شود چون در هر حال در وبلاگستان هنوز صدای من شنیده نشده و کمی جعلش سخت است :)

 

نکته این که من الان دیگر در یزد نیستم و از یزد متواری شدم چون منیره خانم که چندی قبل حامی ما به شمار می آمدند هم اکنون به دنبال خفه کردن اینجانب هستند و برای قتل اینجانب راهی یزد شدند که ناکام شد بنده خدا ( برای اطلاعات بیشتر بخوانید «وبلاگنویس نامبروان در یزد» )

 

در هر حال پادکست هم بازخورد مطالب وبلاگ و شخص من است که کمک می کند در بهبود اوضاع. برای نمونه من با شنیدن این پادکست فهمیدم که خیلی درباره فوتبال با هم صحبت می کنیم. البته من فقط توانستم در این وبلاگ یک مطلب پیدا کنم که به فوتبال مربوط بود و آن هم مطلب « هدایای شگفت انگیز گوگل، ویژه بازیهای المپیک » بود که در آن یک بار کلمه فوتبال به کار رفته است. در فرندفید اما چیزی پیدا نکردم. کمترش می کنم.

 

یک مقدار در پادکست زیاد القاب و الفاظ ناشایست هم به من نسبت داده شد که همین جا می خواستم بگویم اصلا انتظار چنین برخوردی را نداشتم. فکر نمی کردم فواد آنقدر حدود خودش را نشناسد و به من “با محبت” بگوید! با محبت و الفاظی از این دست که اصلا به من نمی چسبد لایق همان آق فری است و شرکای محترمشان. این که کسی مثل آقای مصلحی به من بگوید «عزیز» می شود یک چیزی در حد ( بـــــــــــــــــــــیب ) است. احسان جان، عزیز خودتی بی تربیت :)  

در این جا ما خودمان را تخس و نچسب و بداخلاق می نامیم و رسما حال کسی که ما را با غیر از این ویژگی ها یاد نماید می گیریم!

 

اما انصافا ادای حرف زدن من را در شبکه های اجتماعی خوب در آوردند. بعد از شنیدن این نحوه حرف زدنمان، مشغول باز کردن دل و روده در هم پیچیده شده خودمان شدیم!

 

نکته مهم: ایمیل پینگلیشی که در نامه ذکرش رفت از طرف یک دوست غیر ایرانی و غیر نتی است. خیلی می ترسم برای دوستانی که پینگلیش ایمیل می فرستند سوء تفاهم پیش آمده باشد :(

 

اما ذکر یک نکته در پایان ضروری است که برخلاف چیزی که به نظر می آید من در واقع انسان به شدت بی جنبه ای هستم. می ترسم کسی غیر از دوستان خاصی مثل فرشاد شوخی کنند و من حرفی بزنم که باعث دلخوری شود. خواهش می کنم اگر با من شوخی می کنید انتظار هر برخوردی را از من داشته باشید. به همین دلیل است که من اصلا با کسی سر شوخی را باز نمی کنم.

این دوستانی هم که می بینید شوخی می کنند همه از دوستان صمیمی-نتی من هستند. نمی خواهم چند وقت بعد همه با من شوخی کنند و بگویند فتحی آدم باجنبه ای است و این در حالی باشد که من نتوانم حرف بزنم و در دل ناراحت باشم و معذب. می دانید که وبلاگستان فارسی پتانسیلش را دارد و به نمایش هم گذاشته بنابر این ترجیح می دهم آدم باجنبه ای نباشم تا اینکه هر شوخی نامربوطی را یک روز مجبور شوم تحمل کنم.

 

 امضا: یک انسان بدون ظرفیت!

 

 تشکر بعد از امضا!

 ممنون از گروه محترم و عزیز آقایان فری، فواد، حامد، میلاد و احسان به خاطر لطفی که به من داشتند و محبتهای برادرانه ای که کلا به من دارند ( حالا هی برید تشکر کردن من رو مسخره کنید نامردا! )

 

 

مشترک خوراک پادکست های آقا فری و شرکا هستید؟

Tags: , , , , , ,

مشترک ایمیلی این وبلاگ شوید

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

بوسیله سیستم مطمئن فیدبرنر

جستجو بفرمائید :)