توضیحاتی درباره طرح افزایش مشترک
آذر 2, 1387 daily, وبلاگ نویسی
بعضی کارها حسی است. دلی است. خلاصه یک جوری است که الان ذهنم یاری نمی دهد بگویم اسم دقیقش چی است؟ :) مثال اگر بخواهید همین طرح افزایش مشترک که فکر می کنم برای کمک به وبلاگهای تازه شروع کرده خیلی مفید می تواند باشد. بیایید قبل از هر چیز ببینیم این طرح اصولا جریانش چی است؟
برچسبها:وبلاگ, وبلاگستان, وبلاگنویسی, کار گروهی
محبوبترین عکس یک عکاس، وقتی که وبلاگستان هنر میآفریند!
مهر 5, 1387 ادب و هنر, عکس و عکاسی, نوشته های خارج از صفر و یک, وبلاگ نویسی
فتحی: داستان، داستان یک نگاه است. نمیشود گفت نیست چون هست آن نگاه زیبایی که اگر ثبت شود خاطرهای میشود فراموش ناشدنی. لحظهای میشود جاودان عین خودت ابدیت. تولدی میشود به بزرگی یک هستی.
دوست عزیزمان، منیره که دستی بر آتش عکاسی هم دارد با سختی زیادی موفق شده است از بچههای عکاس وبلاگستان سراغ بهترین عکسشان را، از نگاه خالق شاهکار بگیرد و آنها را در یک پنجره برای شما هدیه کند.
به جهت این که ایده فوقالعاده بود نتوانستم مقاومت کنم و سعادت را به این وبلاگ آوردم ( رایزنیهای بسیار در این زمینه بیتاثیر نبود! ) و این بار هم این عکسها را از طریق این وبلاگ تقدیم شما میکنیم تا ثابت کنیم که هنوز در وبلاگستان این محبت و هنر است که رهگذر زلالی چشمان ماست.
منیره: نمیدونم چه قدر به عکاسی علاقه دارین و تا به حال چه قدر عکاسی کردین و از چه دوربینی استفاده میکنین. ولی اگر کمی حرفه ای تر بخواین عکاسی کنین کم کم میفهمین بعضی موارد هست که در بعضی عکس ها بیشتر به چشم میاد و اونا رو محبوب تر میکنن.
گاهی عکس سوژه محشری داره
گاهی با دیدنش خاطره قشنگی رو زنده میکنه
گاهی زحمت بیشتری برای نقش بستن آن کشیدین
گاهی از کادر بندیش خوشتون میاد
گاهی معنا و مفهوم والایی داره
گاهی عکسی متفاوت با اون چیزیه که باید باشه
گاهی ….
و هزاران دلیل که باعث میشه عکس برای خود عکاس محبوب باشه ولی شاید سایرین نظری به غیر از این داشته باشند. برام جالب بود که بدونم هر عکاسی خودش چه طوری از عکاسی خودش لذت میبره. این بود که از تعدادی از دوستان پرسیدم که به نظر خودشون بهترین عکسی که تا به حال گرفتن کدومه؟
اینکه یه عکاس بخواد یک عکس (و فقط یک عکس) بین تمامی عکس هایی که گرفته رو به عنوان محبوب ترین عکس انتخاب کنه کار خیلی سخته. به قول بامدادی «مثل اینکه به یه مادر بگی بهترین بچهات رو انتخاب کن» کلی کلنجار رفتم تا خیلی ها قبول کردند فقط یه عکس برام بفرستند، مگرنه تعداد عکس ها خیلی بیشتر از اینا بود.
چون برای قرار دادن عکس ها ترتیبی به ذهنم نرسید، به ترتیب اسامی عکس ها گذاشتم.
توجه: روی عکس ها کلیک کنین تا به لینک اصلی عکس در فتو بلاگ عکاس برسید.
بامدادی :
فضانورد :

حامد ملک :


زهرا :
تنهاترین :
توجه مهم: تمام حقوق برای جمعآوری کننده محفوظ است و این وبلاگ هیچگونه حقی نسبت به این نوشتار ندارد. برای در اختیار گرفتن هرگونه حقوقی به ایشان مراجعه فرمائید.
وبلاگستان در هشتمین سال، آینده، سرنوشت؟
شهریور 17, 1387 daily
سلمان جریری دیشب ( 16 شهریور ) پستی نوشت با عنوان « شروع هشتمین سال » و این گونه هم وبلاگستان فارسی وارد هشتمین سال شد و هم وبلاگ سلمان.
ما هم همان دیشب پستی نوشتیم تحت عنوان « هدیه ای به مناسبت روز تولد وبلاگستان فارسی، دست نوشته های وبلاگنویسان محبوب با چشم بسته!! » که دست خط چند تا از مشاهیر و بزرگان وبلاگستان را، آن هم با چشم بسته! جمع آوری کرده بود.
سوال اما این است. چه کسی می تواند یک سال بعد را پیش بینی کند؟ واقعا به کجا می خواهیم برسیم و چه اهداف بزرگی را می توانیم دنبال کنیم؟ شما فکر می کنید وبلاگ « یک فتحی » سال بعد به چه صورت خواهد بود؟ یک سال بعد هم ما هستیم؟ از الان باید فکرش را بکنیم.
پی نوشت: از دوستانی که در مطلب « لباس نو یک فتحی و تشکری بابت قالب جدید » لطف کردند و ایرادات قالب را فرمودند بسیار ممنونم.
هدیه ای به مناسبت روز تولد وبلاگستان فارسی، دست نوشته های وبلاگنویسان محبوب با چشم بسته!!
شهریور 16, 1387 ادب و هنر, جالب, متفرقه های وب, وبلاگ نویسی
امروز 16 شهریور شاید از نظر تاریخی مهمترین روز تاریخ وبلاگستان فارسی باشد. در 16 شهریور سال 1380، سلمان جریری عزیز در وبلاگی همنام خودش، سلمان، اولین پست وبلاگش را نوشت تا به عنوان اولین پست وبلاگستان فارسی با عنوان « weblog (وب نوشت) اصلا یعنی چی؟ » سرآغازی باشد بر دنیایی که امروز همه ما در آن با لذت گام بر می داریم.
به مناسبت سالروز این اتفاق شیرین که رسانه ای آزاد، شخصی و صمیمی را برای اولین بار به کاربران فارسی زبان معرفی کرد تعدادی از مشهورترین و محبوبترین وبلاگنویسان فارسی لطف کردند و در یک طرح فوق العاده جالب شرکت کردند.
طرح به صورت ساده به این صورت است:
وبلاگنویسان یک نوشتار، با هر حجمی اما با دست خط خودشان می نویسند تا در اینجا برای شما به نمایش گذاشته شود. قضیه اما یک هدف دارد
می خواهیم ببینیم که خوانندگان بدونند وبلاگنویسهای محبوبشان اگر بخواهند با چشم بسته بنویسند چه جوری می نویسند!
دیدن خط وبلاگنویسان بزرگ وبلاگستان فارسی یک طرف، خواستن این خواسته که با چشم بسته بنویسند یک طرف!
هر چند این کار سخت تر از تصورم بود اما مجموعه پیش رو ارزشش را داشت تا در جشن وبلاگستان فارسی برگی دیر از تاریخ وبلاگستان رقم بخورد. در ضمن یک مهمان ویژه هم داریم که با هم می بینیمش ;)
قضاوت بین دست خط ها و بسته بودن چشم ها با خود شما. نظرات و کامنت های شما نشان می دهد که کدام خوش خط تر و کدامیک یواشکی از آن وسطها می دیده است ;)
توجه: برای دیدن عکسها حتما بر روی آنها کلیک کنید تا بزرگ شوند. از این کار هدف دیگری هم دارم که سنجیدن استقبال شماست!
اگر بخواهیم شروع کنیم مسلما باید اولین دست خط برای کسی باشد که امروز جشن تولد وبلاگ اوست. سلمان جریری، اولین وبلاگنویس فارسی، دوست عزیزی که هم صحبتی با او واقعا برایم عجیب لذت بخش است، چنان خوش خط! نوشته است که جای هر گونه شکی را از ما می گیرد که چشمانش بسته بوده است :)
برای این که بعدا نگویید فتحی شما بدی دست خطش را پنهان کرده است، این هم دست خط این حقیر. البته من سعی کردم یک خورده ساده تر هم بنویسم که خیلی خراب نشود! آنجا که با دست خط خیلی قشنگم :(( نوشتم:
وبلاگستان فارسی این روزها چنان صمیمی شده است، که می توان با تایپ چند کلمه مهربانی کرد و با نوشتن یک دست نوشته حتی با چشمان بسته، با هم بودن را اثبات کرد.
اگر به خاطر خط بد مرا استهزا کنید رسما کلاهمان در کلاه هم فرو می رود. والله
اما اگر نگویم هم می توانید از «هاها … » گفتن های متن زیر می توانید بفهمید دست خط زیر نوشته – با چشمان بسته – آزادمرد عرصه کیبورد، جادی عزیز است. این بار هم صمیمت در نوشته جادی به وضوح قابل مشاهده است.
اما رسما در زمینه خط شک برانگیزترین دست خط برای گلابتون عزیز نویسنده وبلاگ فالشیست است که مسلما شما را هم به شک انداخته است که شاید با چشم باز نوشته است. البته اگر دست خط واقعا فوق العاده گلابتون را با چشمان باز دیده بودید می فهمیدید که این دست خط هر چقدر که زیبا باشد در مقابل دست خط اصلی او واقعا هیچ است. فکر کنم گلابتون عزیز بعدا شدیدا از فرستادن دست خط پشیمان شد :)
اما محبوبترین وبلاگ ایران، توسط دکتر مجیدی عزیز نوشته می شود که هر روز با همین دست خط بیمارانشان را ویزیت می کنند و یک لقمه نان و بوقلمون حلال، کسب روزی می کنند. دست خط ایشان هم دکتری است، و هم با چشمان بسته. خودتان حساب کنید این دست خط تا به حال دیده نشده چگونه می تواند باشد!
اما در این مجموعه یک دکتر نداریم. دکتر شیرین احمدنیا، بانویی که شاگردانشان در دانشگاه سعادت خواندن وبلاگشان را هم دارند شاید صمیمی ترین و خودمانی ترین استاد دانشگاهی هستند که به عمرم دیده ام. استاد دانشگاهی که بر خلاف استادان دیگر در وبلاگستان برو و بیایی دارند!
قرار است به زودی آرش کمانگیر هم به جرگه دکترهای وبلاگستان بپیوندند، اما تا آن روز فعلا سرمان را با پروژه های آماری جالبش در وبلاگستان گرم کرده است و با دست خطش که ازآن سوی آبها می گوید:
بس است دیگر. جمع دکترهایمان زیاد شد :) برویم سراغ مدیر عزیزی که وبلاگش توانست عنوان وبلاگ زبان فارسی در سال 2007 را از آن خود کند و انگار این وبلاگستان بدجوری به چنگش آورده است. کیوان عزیز نویسنده وبلاگ 35 درجه می گوید:
اما دو نفر هم داریم که چنان در بحر این با چشمان بسته نوشتن فرو رفته بودند که یادشان رفت در نوشته هاشان به شما تبریک بگویند ( که خارج از نوشتاری من وظیفه تبریک گفتنشان را بر عهده گرفتم )
اولی ژورنالیستی است که بیشتر از آن نام او را در مجلاتی چون چلچراغ دیده باشیم او را از وبلاگ ساده اما صمیمی اش می شناسیم. نیما اکبرپور عزیز
و دومی وبلاگنویسی است که در اوج درگیری های این روزهایش لطف کرده است و یک دروغ شیرین تحویل ما داده است. بامداد وبلاگستان
اما ما که دیدیم این جوری نمی شود و احتمالا خانواده ها خرده می گیرند، دست یک زوج بسیار دوست داشتنی را گرفتیم و آنها را هم مجبور کردیم که قبول زحمت کنند و خانوادگی یک نوشتار بنویسند. این بود که حدیثه و صادق، زوج مهربان وبلاگستان که وبلاگهای چشم غمگین و بلاگنوشت را می نویسند برایمان نوشتند:
و وبلاگنویسی که به خاطر همکاری مهربانانه اش در جشنواره نوروزی وبلاگستان، همیشه از او ممنون خواهم بود و شده است یار مشترک المنافع، بابک محمودی هم لطف کرده است و علاوه بر نوشته اش هنر نقاشی اش را به رخ ما کشیده:
و می رسیم به مهمان ویژه این وبلاگ. کسی که راستش سر سوزنی امید نداشتم که در این طرح شرکت کندو به همین خاطر ویژه می نامیم. راستش همیشه از تحسین کنندگان او بوده ام و خواهم بود چرا که چنان حس مسئولیت پذیری بالایی دارد که بسیار سر وقت و سریع، لطف کرد و نوشته خود را برایم ارسال کرد. کسی که رسما نمی توانم خوشحالیم را از داشتن دوست مهربانی چون او پنهان کنم. بانویی که در محبوبیتش شکی نیست، ویولت عزیز نویسنده من و ام اس
راستش جمع کردن دست نوشته این 13 وبلاگنویس محبوب ( چهارده تا دست خط است اما من که محبوب نیستم :)) ) آن هم با این شرط سخت ( چشم بسته نوشتن ) هر چند کمی دشوار بود اما شاید کمترین کاری بود که می توانستم برای این روز بزرگ انجام دهم. فقط به این خاطر که …
فقط به این خاطر که شاید اگر خشک و خالی تبریک می گفتم نمی دانستید تا چه حد دوستتان دارم. 16 شهریور روز تولد وبلاگستان فارسی بر شما مبارک.



























